پیوند گرایی :

ادوارد لی ثرندایک ( 1949 – 1874 ) بزرگترین نظریه پرداز یادگیری در طول تاریخ روانشناسی است.او تا زمان دانشجویی سال سوم دانشگاه هرگز کلمه ی روانشناسی به گوشش نخورده بود، در آن زمان کتاب اصول روانشناسی ویلیام جمز را خواند و عمیقاً از آن تاثیر گرفت.

ایشان محصول سال های پیش خود را با حیوانات در رساله ی دکتری اش " هوش حیوانی " 1911 به چاپ رسانید.او یک پژوهشگر بود نه یک دانشمند(ابراهیم قوام ، 1390 ، ص 41).

پژوهش های ثرندایک :

اولین روانشناس آمریکایی که بنیان گذار روانشناسی رفتاری است ، همچنین اولین روانشناس آمریکایی می باشد که آزمایشات تجربی را در زمینه های زیر انجام داد :

فرایند یادگیری

آموزش و پرورش

رفتار کلامی

روانشناسی تطبیقی

هوش آزمایی

مسئله ی طبیعت – یادگیری

انتقال یادگیری

 

کاربرد مقیاس های کمی در مسائل روانی اجتماعی ( مقیاس هایی برای کیفیت زندگی در شهر های مختلف ) همچنین وی پژوهش هایی ، درباره ی مطالعه تله پاتی ذهنی در کودکان شروع کرد.

آزمودنی های پژوهش های وی در دانشگاه هاروارد ماکیان ، گربه ، موش ، سگ ، ماهی ، میمون های کوچک و انسان های بزرگسال بودند( ابراهیم قوام ، 1390 ، ص 42 ).

 

ثراندایک سه قانون اصلی را درموردیادگیری بیان می کند :

قانون آمادگی:وجود زمینه وآمادگی قبلی در فراگیریا ارگانیسم به منظور یادگیری رضایت بخش

قانون تمرین:تکرار وتمرین در یادگیری و تدوام آن تاثیردارد.

قانون تاثیر:رضایت از عکس العمل توسط فرد ،موجب تقویت وعکس العمل همراه با عدم رضایت  موجب کاهش اثر ویا ارتباط خواهد شد(یار محمدیان،1390،ص64).

 

مفاهیم نظری عمده ثرندایک :

پیوند گرایی :

ثرندایک تداعی بین تاثرات حسی و تکانه های عمل را اتصال یا پیوند نامید این معرف نخستین کوشش های رسمی برای ربط دادن رویدادهای حسی به رفتار است.در پیوند گرایی به پیوند رابطه عصبی بین محرک ( S ) و پاسخ ( R )  اشاره می کند.( سیف ، 1390 ، ص 99).

گزینش و پیوند :

برای ثرندایک اساسی ترین شکل یادگیری ، یادگیری از راه کوشش و خطا ، یا آنچه او در اصل گزینش و پیوند می نامید.او از طریق آزمایش های اولیه ی خود به اندیشه ی اساسی کوشش و خطا رسید.( سیف ، 1390 ، ص 99 ).

یادگیری افزایشی است،نه بینشی :

با توجه به کاهش کند زمان مورد نیاز برای حل کردن مسئله به عنوان تابعی از کوشش های متوالی ثرندایک نتیجه گرفت که یادگیری افزایشی نه بینشی .به سخن دیگر یادگیری در گام های منظم بسیار کوچک رخ می دهد نه در پرش های بزرگ.( سیف ، 1390 ، ص 101)

یادگیری با واسطة اندیشه ها صورت نمی پذیرد :

ثرندایک ( 1898 ) اظهار داشت که : یادگیری مستقیم است و با واسطه ی فکر یا استدلال صورت نمی پذیرد.تنزل مقام تعقل و کاهش اهمیت اندیشه ها در یادگیری آغاز نهضت رفتارگرایی در آمریکا بود.

همه ی پستانداران یکسان یاد می گیرند :

بسیاری کسان از این تأکید ثرندایک که همه ی یادگیری های مستقیم صورت می گیرند و نیازی به واسطه گری اندیشه ندارند و از اینکه او می گفت یادگیری تمام پستانداران از جمله انسان از قوانین یکسانی پیروی می کند ناخشنود بودند.طبق نظر ثرندایک کوشش برای تبیین یادگیری انسان نیازی به فرض کردن هیچ فرایند ویژه ای ندارد.( سیف ، 1390 ، ص 102 ).

اندیشه های ثراندایک درباره فرایند یادگیری را می توان به دو بخش تقسیم نمود:

اندیشه های پیش از سال 1930 :

قانون آمادگی

قانون تمرین - قانون استفاده

قانون عدم استفاده

قانون اثر

اندیشه های پس از سال 1930:

 

قانون تمرین تجدید نظر شده

قانون اثر تجدید نظر شده

تعلق پذیری

گسترش اثر

اصل قطبیت

اگر شما در طراحي برنامه ی درسي مبناي روان شناختي برنامه خود را ثرندایک انتخاب بکنيد در اين صورت هر يک از عناصر برنامه درسي شماچه ويژگي هایي خواهند داشت؟

 

هدف :  

ثرندایک یک کلاس دارای نظم و ترتیب با هدف هایی که به روشنی تعریف شده باشند را ترجیح می دهند اهداف باید در حد توانایی پاسخ دهی یادگیرنده باشند و باید به واحد های قابل کنترلی تقسیم شوند به گونه ای که وقتی یادگیرنده پاسخ مقتضی را می دهد معلم بتواند وضع خشنود کننده ای را برای او تدارک ببیند. اهداف از ساده به پیچیده شروع می شود( سیف ، 1389 ، ص 114).باتوجه به نظریات ثراندایک استنباط می شود هدف ها باید به گونه ای انتخاب شوند که فرصتی باشد جهت برقراری پیوند بین موضوعاتی که معلم بتواند آموخته های رابه شرایط جاری فراگیران انتقال دهد وهدف دادن پاسخ های درست به محرک های معینی است.

محتوا :

بر اساس اصل مجاورت : ابتدا تصویر یک شیء بعد شکل نوشتاری همراه با تصویر آورده شود و بعد تصویر نیز حذف گردد.

براساس اصل تعلق پذیری : برای اینکه تداعی بین عناصر ، بهتر صورت گیرد باید عناصر نزدیک به هم همراه شوند. عناصر یک تداعی به گونه ای که به هم تعلق داشته باشند بهتر یادگرفته و یادآوری می شود.

مطالب باید طوری طراحی شود که فرد بتواند از آموخته هایش در زندگی واقعی استفاده کند.آموزش مطالب باید در گام های کوچک باشد.

محتوای آموزشی باید در خور فهم و توانایی یادگیرندگان باشد.محتوای درسی باید طوری طراحی شود که دانش آموزان در معرض محرک های متعدد  قرار دهد ( ابراهیم قوام ، 1390 ، ص 49).               

 

روش تدریس :

آموزش حل مسائل دشوار به کودکان قدرت استددلال آن ها را افزایش نمی دهد بنابر این آموزش زبان لاتین ، ریاضیات یا منطق تنها در صورتی مفید است که دانش آموز پس از فارغ التحصیل شدن نیازمند به کاربرد لاتین ، ریاضیات ، منطق باشد.                                                     ثرندایک برنامه های کار آموزی و کار ورزی مورد تأکید قرار می داد و به مدارس حرفه ای بسیار علاقه مند بود( سیف ،1390 ، ص 115).

روش آزمایش و خطا از جمله روش هایی است که ثرندایک به آن اعتقاد دارد.

 بر طبق این نظریه : ارگانیسم برای بروز واکنش موفقیت آمیز ابتدا واکنش های مختلفی را آزمایش می کند و چندین بار از طریق آزمایش و خطا پیش می رود ولی در نهایت در اثر قانون تمرین و تکرار خطاهای او کم می شود و به جواب مسئله یا یادگیری مورد نظر می رسد     ( یارمحمدیان ، 1390 ، ص 64 ).

بنابراین روش های آموزش و تدریس باید انفرادی باشد و از ساده به پیچیده ارائه گردد.

درامرتدریس باید سعی شود میان موضوع تدریس ویادگیریهای قبلی شاگردان رابطه ای منطقی برقرار شود؛برای مثال ،درتدریس مثلث باید مطمئن باشیم که دانش آموز نقطه ، خط وزاویه قبلا به خوبی یاد گرفته باشد.

درامرتدریس باید سعی شود ازواقعیت های شناخته شده وواقعیتهای محسوس کمک گرفته شود؛برای مثال درکلاس هندسه ،برای تدریس دایره می توان به مثالهایی ازقبیل حرکت آتش گردان اشاره کرد.

طبق قانون آمادگی ثرندایک برای اجرای روش تدریس بهتر یادگیرندگان باید آمادگی قبلی نسبت به موضوع داشته باشند و ثرندایک در امر آموزش و تدریس به اصل مجاورت تأکید بسیاری داشت.

ارزشیابی :

ثرندایک معتقد بود که امتحانات مهم هستند.ارزشیابی برای یادگیرنده و معلم از فرایند یادگیری بازخورد فراهم می آورند اگر دانش آموزان و دانشجویان درس هایشان را خوب یاد گرفته باشند با توجه به اصل تقویت باید بلافاصله تقویت شوند ، اگر یادگیرنده گان چیزی را غلط آموختند باید غلط های دانش آموزان را به سرعت تصحیح کرد بنابراین لازم است مرتباً از یادگیرندگان امتحان به عمل آید( سیف ، 1389، ص115 ).                                                                          قانون اثر سبب شده است که درجریان آموزش به تشویق وتنبیه وامتیازهای تحصیلی ومانندآن برای پیشرفت تحصیلی ویادگیری شاگردان توجه خاصی مبذول شود.

دانش آموز :

بر اساس نظریه ی آمایه یا نگرش ثرندایک : این یک قانون کلی رفتاری است که پاسخ به هر موفقیت بیرونی هم به شرایط انسان و هم به طبیعت موقعیت وابسته است و اینکه اگر شرایط معینی در انسان بخشی از موقعیت به حساب آید پاسخ به آن شرایط باقی مانده در انسان وابسته است.

بر طبق اصل قطبیت : دانش آموزان باید بتوانند آنچه را آموخته است به آسانی درهر جهتی بازگو کند مثال : برعکس خواندن حروف الفبا.

بنابراین تفاوت های فردی در یادگیری را می توان به وسیله تفاوت های اساسی میان افراد تبیین کرد یعنی به وسیله ی میراث فرهنگی و ژنتیکی آن ها یا به وسیله حالت های گذرا چون محرومیت ، خستگی ، یا شرایط هیجانی گوناگون ، عواملی که نقش خشنود کننده و آزارنده را بازی می کنند.هم به پیشینه ارگانیسم و هم به حالات موقت بدنی در زمان یادگیری وابسته اند( سیف ، 1389 ، ص 105 ).

رفتار یادگیرنده به وسیله تقویت کننده های بیرونی تعیین می شود ، یادگیرنده بر اساس انگیزه ی طبیعی به دنبال یادگیری است و یادگیرنده طبق اصل آزمایش و خطا انتقال آموزش را یاد می گیرد یادگیرنده تا حد رسیدن به حل مسئله فعال باقی می ماند          ( ابراهیم قوام ، 1390 ، ص 49 ).

یکی از شرایط واقعی یادگیری این است که شاگرد ازجنبه های مختلف ،رشد وآمادگی کافی داشته باشدونیاز به یادگیری دراوبه وجود آمده باشد تابتواند فعالانه  در امر یادگیری شرکت کند.

بنابر این استنباط می شود نقش دانش آموزان در فرایند یادگیری مهم است و از یادگیری مطالب احساس خشنودی می کند و این رضایت مندی باعث می گردد دانش آموز فعال و تلاش گر باشد.

معلّم :

 طبق نظریه ی ثرندایک عامل خشنود کننده ، پاداش ها ، پیوندهای بین محرک و پاسخ را نیرومند می سازند در نتیجه معلمان پیرو ثرندایک از کنترل مثبت در کلاس درس استفاده می کنن اما عوامل آزاردهنده این پیوند ها را ضعیف نمی کنند.

همچنین معلمان پیرو ثرندایک از ایراد سخنرانی اجتناب می کنند و آموزش انفرادی را ترجیح می دهند( سیف ، 1389 ، ص 115).

 

طبق اصل پیوند گرایی : معلم باید از خشنود کننده ها استفاده کند تا رابطه محرک و پاسخ تقویت شود ، کمتر به سخنرانی می پردازد و با ارائه پاسخ های متفاوت به یک مسئله ، دانش آموزان را فعال نگه می دارد.

معلم باید دقیقاً بداند که از دانش آموزان چه چیزی را می خواهد او همچنین باید انتظارات خود را در طول فرایند یاددهی و یادگیری برای فراگیران مشخص و روشن سازد ( ابراهیم قوام ، 1390 ، ص 50 ).

با توجه به قانون تمرین ،به معلمان توصیه می شود درامرتدریس ،ازمثالهای گوناگون ومتفاوت استفاده شود.هدف از تمرین برای شاگردان توجیه شودورابطه ی آن را با امر مورد یادگیر ی مشخص کنند.تمرین باید مفید ،متنوع وهدفدارباشدودرشرایط واقعی صورت گیرد نه به صورت ذهنی مثلا" بهترین روش یادگیری فوتبال درزمین فوتبال است نه درکلاس.

 

استنباط می شود : طبق اصل پاسخ چند گانه معلم باید از مثال های گوناگون و متفاوت استفاده کند و هدف خود را از انجام تمرین مشخص سازد و مطالب آموزشی را با موضوع تدریس مورد نظر مرتبط سازد.اهداف او از قبل تعیین شده است و برای رسیدن به اهداف مورد نظر با درگیر کردن دانش آموزان با موضوع آن ها را محقق می سازد.

کلاس درس :

 طبق اصل آمایه یا نگرش ثرندایک : کلاس درس باید آمادگی و امکانات لازم را متناسب با موقعیت مطلوب یادگیری داشته باشد.و احساس رضایت مندی در فراگیر را به وجود بیاورد.

 با توجه به اصل غلبه ی عناصر : در کلاس درس باید تاثیر عناصر مهم را که در یادگیری دانش آموزان نقش دارند مشخص کنیم.

بر طبق قانون پاسخ از راه قیاس : موقعیت یادگیری تا آنجا که ممکن است به زندگی واقعی نزدیک کرد ثرندایک معتقد بود که یادگیری از کلاس درس و محیط واقعی زندگی تا آن حد قابل انتقال است که شباهت بین دو موقعیت ایجاب می کند( سیف ، 1390، ص 115).

 

منابع :

مقدمه ای بر نظریه های یادگیری / تألیف متیواچ.السون، بی .آر.هرگنهان:

ترجمه : علی اکبر سیف. – [ ویرایش 8 ] . – تهران : نشر دوران ، 1390.

 

کاربرد تئوری های یادگیری در برنامه ی درسی/تألیف : دکتر ابراهیم قوام

چاپ و تکثیر سایت 3 ، 1390.

 

مفاهیم اساسی برنامه درسی/کالین.ج مارش):مترجم : سیروس اسدیان

تهران : دانشگاه آزاد اسلامی ، سازمان چاپ و انتشارات ، 1389.

 

اصول برنامه ریزی درسی:ماهیت برنامه ریزی درسی-مبانی فلسفی.روانشناختی وجامعه شناختی برنامه.../تالیف یار محمدیان-[تهران]:موسسه چاپ وانتشارات یادواره کتاب ،1377.