نامه یک سیاستمدار به آموزگار پسرش (آبراهام لینکن

او باید بداند که همه ی مردم عادل و صادق نیستند ، اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد ، انسان صدیقی هم وجود دارد. به او بیاموزید به ازای هر سیاستمدار خودخواه ، رهبر جوانمردی هم یافت می شود به او بیاموزید که در ازای هر دشمن ، دوستی هم هست.

می دانم که وقت می گیرد اما به او بیاموزید اگر با کار و زحمت خویش یک دلار کاسبی کند بهتر از آن است که جایی روی زمین پنج دلار بیابد.به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد.او را از غبطه خوردن بر حذر دارید.به او نقش و تأثیر مهم خندیدن را یاد آور شوید.

اگر می توانید به او نقش مؤثر کتاب در زندگی را آموزش دهید به او بگویید تعمق کند،به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقیق شود.به گل های درون باغچه و به زنبورها که در هوا پرواز می کنند ، دقیق شود.

به پسرم بیاموزید در مدرسه بهتر این است مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد به پسرم یاد بدهید با ملایم ها ، ملایم و با گردن کش ها ، گردن کش باشد.به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد حتي اگر همه بر خلاف او حرف بزنند.

به پسرم یاد بدهید که همه ی حرف هارا بشنود و سخنی را که به ذهنش درست می رسد انتخاب کند.ارزش های زندگی را به پسرم آموزش دهید. اگر بتوانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند.به او بیاموزید که از اشک ریختن خجالت نکشد.به او بیاموزید که می تواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند، اما قیمت گذاری برای دل بی معناست !!

به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد.در کار تدریس پا پسرم ملایمت به خرج دهید،اما از او یک نازپرورده نسازید.بگذارید که او شجاع باشد به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد.

 

مفاهیم ،اصول وتکنیک های تحلیل محتوا

تحلیل محتوا یکی از روش‌های مهم پژوهش است که در سال‌های اخیر بیشتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است.

 فرد،ان کرلینجر (Fred N. Kerlinger) تعریف جامعی از این روش ارائه می‌دهد: "تحلیل محتوا روش مطالعه و تجزیه و تحلیل ارتباط‌ها به شیوه نظام دار، عینی و کمی برای اندازه‌گیری متغیرهاست."

وی در بیان ویژگی‌های تحلیل محتوا می‌افزاید: "در گذشته برای اندازه‌گیری متغیرها، از این روش کمتر استفاده شده است. اما کاربرد جدید و فزاینده آن در پژوهش رفتاری به اندازه گیری متغیرهایی معطوف بوده است که بدون این روش، اندازه گیری آنها امکان پذیر نبوده است... در این روش به جای مشاهده مستقیم رفتار افراد یا درخواست از آنان برای پاسخ دادن به مقیاس‌ها یا مصاحبه با آنان، پژوهشگر ارتباط‌‌هایی را که افراد ایجاد کرده‌اند؛ انتخاب و سئوال‌هایش را در آنها جستجو می‌کند."

تعریف "برنارد برلسون" (Bernard Berelson) نیز از تحلیل محتوا، تعریف جامعی است زیرا هنوز با گذشت بیش از چهل سال، پژوهشگران از آن استفاده می‌کنند. برلسون می‌نویسد : تجزیه و تحلیل محتوا، یک شیوه تحقیقی است که برای تشریح عینی، منظم و کمی محتوای آشکار پیام‌های ارتباطی بکار می‌رود.

در تعریف فوق، مفاهیم "کمی و کیفی" ، "عینی و ذهنی" و "آشکار و نهان" جای بحث بسیار دارد. گرچه تحلیل محتوا اصولا بر مبنای داده‌های کمی است، ولی می‌توان متغیرهای کیفی را به متغیرهای کمی تبدیل کرد.

در تحلیل محتوا، پژوهشگر پیام‌های تولید شده را مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد و به دنبال یافتن پاسخی برای پرسش‌های تحقیق خود است. روش تحلیل محتوا برای دانشمندان علوم اجتماعی و انسانی فرصت‌های گوناگونی را جهت استفاده منظم از فرا گیرترین شکل مدارک مربوط به امور انسانی- یعنی محتوای ارتباطات- فراهم می‌آورد. دامنه وسیع این فرصت‌ها هنگامی که تنوع مواردی را که روش تحلیل محتوا در آن مفید واقع شده است مرور می‌کنیم؛ آشکارتر خواهد شد.

  • مراحل تحلیل محتوا

مراحل روش تحلیل محتوا به این ترتیب است:

1- مشخص کردن هدف: هدف یک پژوهش علمی دستیابی به پاسخ چند سئوال فرضیه است.

2- طرح سئوالات و فرضیه‌ها

3- انتخاب واحد تحقیق: در واقع این سئوال‌ها و فرضیه‌های تحقیق است که نوع متغیر و واحد تحقیق را مشخص می‌کند.

4- ساختن زیرمقوله‌ها: در این مرحله پژوهشگر با توجه به فرضیه‌ها ، سئوال‌ها و صورت مسئله تحقیق، متغیرهایی را می‌سازد که با مبنا قرار گرفتن برای کد گذاری مطالب مورد نظر، محقق را در جهت پاسخگویی به سئوال‌ها و فرضیه‌ها کمک کند. این کار در واقع همان تهیه دستورالعمل کد گذاری به شمار می‌رود.

5- ارائه تعاریف نظری- علمی: در این مرحله باید محقق بتواند تعریف نظری جامع و مانعی برای متغیرها ارائه دهد که درعمل امکان کد گذاری مطالب به راحتی امکان پذیر باشد.

6- مشخص کردن جامعه آماری: این کار برمبنای سئوال‌ها و فرضیه‌های تحقیق مشخص می‌شوند.

7- نمونه گیری: نمونه گیری در تحلیل محتوا با نمونه گیری در روش پیمایشی تفاوت چندانی ندارد و درواقع دغدغه اصلی پژوهشگر این است که نمونه‌ها به طریقی انتخاب شوند که بتوانند آن کل مورد نظر را نمایندگی کنند.برای نمونه گیری با توجه به فرضیه‌ها و سئوال‌های تحقیق و در دسترس بودن نمونه‌ها می‌توان یک هفته یا یک ماه و یا یک سال آماری ساخت.

8- کد گذاری و جمع‌آوری داده‌ها: در این مرحله، محقق با توجه به واحد تحقیق،نمونه‌های انتخاب شده را براساس دستورالعمل تهیه شده، تحلیل و کد گذاری کرده و سپس کد‌های مربوطه را در برگه مخصوص کد گذاری ثبت می‌کند.

9- روایی و پایایی: در مرحله بعد از کد گذاری، برای آنکه اصل عینیت روش تحلیل بکار گرفته محک زده شود، ضریب قابلیت اعتماد (پایایی) محاسبه می‌شود. (با استفاده از فرمول اسکات و کد گذاری مجدد حداقل 10 درصد پیام‌ها)

10-  آزمون‌های آماری: در این مرحله پژوهشگر، داده‌های بدست آمده موجود در برگه کد گذاری را وارد کامپیوتری با نرم‌افزار spss می‌کند تا از طریق آزمون‌های آماری- که بیشتر آزمون کای اسکوئر مورد نظر است- به جدول های توزیع فراوانی دست یافته و بعد به مرحله آخر یعنی تجزیه و تحلیل داده‌ها برسد. در این مرحله است که پژوهشگر برای سئوال‌ها و فرضیه‌های تحقیق پاسخ مناسب دریافت می‌کند. و برهمین مبنا نیز تحقیق می‌تواند پیشنهادهایی برای انجام پژوهش‌های جدید ارائه دهد.

موادآموزشی دربرنامه درسی

چگونگی تعییین محتوا در موارد درسی

پس از تعیین هدف ، محتوای برنامه درسی انتخاب می شود. نخستین گام برای ایجاد امکان جهت تحقق هدف ، انتخاب محتوای آموزشی مناسب و مطلوب است.چون هدفها به وسیله محتوا تامین می شوند، توجه به انتخاب محتوا همیشه به عنوان یک عنصر مهم برنامه درسی مد نظر بوده است.محتوا وسیله ای برای تحقق اهداف به شمار می رود، به همین دلیل ضروری است ویژگی های آن با اهداف مورد انتظار تناسب داشته باشد. یکی از حیطه های هدف برنامه درسی، دانش و اطلاعات است. محتوا هم باید دارای دانش و اطلاعات باشد. هدف دارای حیطه مهارت های ذهنی است. محتوا باید بوسیله فعالیتهای مناسب مهارت های مورد انتظار را تقویت کند. هدف حیطه شناختی دارد. محتوا باید مفاهیم و اصولی را در بر بگیرد که یادگیری آنها انتظارات شناختی هدف ها را تحقق بخشد.همچنین ارزشها، نگرش ها و گرایش ها بعد دیگر هدف است. قاعدتا در محتوا نیز باید زمینه برای ایجاد و تقویت این بعد هدف پیش بینی شود.بنابراین محتوا زمانی جامعیت دارد که همه افراد عناصر را در بر گیرد. اگر محتوا صرفا مجموعه ای از دانش، اطلاعات و مفاهیم را در بر گیرد و امکان یا فرصتی برای فعالیت دانش آموز فراهم نشود یادگیری موثر اتفاق نمی افتد و مهارتهای ذهنی، عملی و طرز تلقیها در او شکل نمی گیرد. با توجه به نکات مذکور می توان گفت : ((محتوا عبارت است از مجموعه مفاهیم، اصول، مهارتها، ارزشها و گرایشهایی که از سوی برنامه ریزان و به قصد تحقق اهداف انتخاب و سازماندهی می شود)).

محتوای برنامه درسی به وسیله بزرگسالان انتخاب می شود. چون تجربیات، تصورات و ساختار ذهنی بزرگسال با کودک تفاوت دارد، بزرگسالان در تهیه برنامه درسی برداشتهای خود را محور انتخاب محتوا قرار می دهند. دیویی خاطرنشان می سازد که تجربه نابالغ یادگیرنده با تجربه بزرگسالان تفاوت دارد به گونه ای که محتوای یکسان را به شیوه ای کاملا متفاوت می بینند. برنامه ریز درسی که از فاصله بین بزرگسالان و کودک آگاهی ندارد محتوا را بر اساس تجربیات وسیع خود انتخاب می کند و در نتیجه یادگیری آن برای دانش آموز مشکل می شود و در صورت یادگیری نیز برای او مفید و موثر نخواهد بود.

یک کودک معمولی به جغرافیا که صرفا با نیات جغرافیدانان نوشته می شود علاقه مند نیست. ارائه درس جغرافیا از طریق یاددادن مطالبی در باره کره، قطبها، قاره ها، اقیانوسها، در یاها و غیره اطلاعاتی است که باید یاد گرفته شوند و ممکن است دانش آموز به بهترین نحو پاسخ دهدف ولی داده ها و اصطلاحات علمی است که در درس سازماندهی شده است.

بنابراین نباید تعجب کرد که چرا یادگیری های دانش آموزان در مدرسه تاثیر کمتری در شخصیت و رفتار آنها می گذارد. انتخاب محتوا بر اساس برداشت برنامه ریزان و تولیدکنندگان مواد آموزشی و بدون توجه به تجارب یادگیرنده باعث می شود که مثلا در درس دستور زبان انگلیسی دانش آموز در سرتاسر مدرسه خود دستور زبان بخواند و امتحانات لازم را نیز بگذراند و در نهایت بدون دانستن دستور زبان انگلیسی از دبیرستان فارغ التحصیل شود.

معیارها و اصول انتخاب محتوا

  1. اهمیت. محتوای انتخاب شده باید از درجه بالای اهمیت برخوردار باشد. مفاهیم، اصول و تعمیمهای اساسی به منظور تحقق هدفهای برنامه درسی در محتوا طرح شوند. همچنین محتوا باید باعث رشد توانایی ها، مهارتها و گرایشهای دانش آموزان شود.

با اینکه برنامه ریزان درسی، اهمیت در انتخاب محتوا را مهم و اساسی می دانند، بین آنان توافقی وجود ندارد که معیار اهمیت محتوا چیست؟ کسانی که به موضوع و رشته علمی اهمیت می دهند، اعتقاد دارند که حد دانشی که به فراگیران انتقال می یابد، معیار اهمیت در محتوا است.آنانی که از طرح های دانش آموز مدار حمایت می کنند می گویند که هر قدر محتوا تجربیات معنادار برای یادگیرنده فراهم کند به همان اندازه مهمتر است. به طور کلی قضاوت افراد در مورد اهمیت محتوا به دیدگاه آنها در مورد برنامه درسی مربوط می شود. ما مطابق دیدگاه اعتقادی _ فرهنگی خود محتوایی را با اهمیت می دانیم که به ابعاد اساسی یادگیرنده توجه کند و آموزش آن گرایشهای فطری فرد را پرورش دهد. اگر محتوا جنبه عقلی را رشد دهد ولی از رشد بعد معنوی و عبادی غفلت شود یا بعد اجتماعی را پرورش دهد ولی از بعد عاطفی غفلت کند محتوای مناسبی نیست. انسانهای تک بعدی حاصل تربیتهای یک بعدی هستند و انسانهای جامع از طریق محتوای جامع تربیت می شوند.

2.اعتبار:  انفجار اطلاعات در عصر حاضر باعث شده محتوا خیلی سریع اعتبار خود رااز دست بدهد، باید مفاهیم – اصول و تعمیمهایی که از نظر علمی از نظر علمی صحیح هستند، انتخاب شوند سپس به طور مرتب اعتبار محتوا بررسی و باز بینی شود.

3- علاقه:از نظر حامیان طرحهای فراگیر مدار علاقه یک معیار اساسی و کلیدی است. اینان معتقدند اگر دانش برای زندگی فراگیر معنادار باشد از وجود خود فرا گیر می جوشد.

سودمندی: یعنی کار مفید محتوا- اینکه چه چیزی سود مند دانسته شود از نظر دیدگاه فلسفی و طرح برنامه درسی مربوط می شود.

4- سود مندی: اینکه چه چیزی سودمند دانسته شود به دیدگاه فلسفی و طرح برنامه درسی مربوط می شود

از نظر طراحان موضوع محور این که تا چه حدی برنامه درسی بتواند دانش را که در شغل آینده و فعالیتهای دیگر بزرگسال کاربرد داردبه فراگیر بیاموزد.

در طرح فرگیر مدار محتوایی که بتواند فرد را در به دست آوردن یک درک صحیح از هویت خود و کسب معنا در زندگی کمک کندسودمندی بیشتری دارد.

          5-  قابليت يادگيري . ايا ميتوان بدون توجه به اين معيار بديهي محتوا را انتخاب كرد؟ قطعآ بدون توجه به اين معيار محتواي مناسب قابل انتخاب نيست اگر محتوا قابل يادگيري نباشد يا دانش آموزباتكرار آن صرفآ حفظ ميكند و به حافظه ميسپارد كه در اين حالت بلافاصله پس از امتحانات از ذهن او پاك ميشود يا اينكه موجب سرخوردگي دانش اموز ميشود و اعتماد به نفس او را ضعيف ميكند. قابليت يادگيري به سازماندهي محتوا نيز مربوط است يعني گاهي محتواي انتخاب شده به علت عدم تناسب با ويژگي ها و تجربيات فراگير مشكل است و گاهي به علت سازماندهي نامناسب محتوا يادگيري موثر انجام نمي پذيرد. از هر دو بعد بايد هماهنگي و  تناسب را حفظ كرد.

6- انعطاف پذيري.برنامه ريزان درسي بايد محتوا را با توجه به زمان تخصيص يافته منابع قابل دسترس فضاي سياسي جامعه قوانين موجود و مقدا بودجه اختصاص يافته انتخاب كنند ممكن است بعضي تصور كنند كه در انتخاب محتوا اختيار كامل دارند.اما عملا با محدوديتهايي مواجه ميشوند:براي مثال روزهايي كه براي دانش آموز در اختيار دارند آموزش را محدود مينمايند همچنين عواملي مانند اندازه كلاس درس و كاركنان مدرسه نيز چنين نقشي در ايجاد محدوديت دارند انتخاب محتوا بايد با توجه به زمينه اي كه در عالم واقع وجود دارد انسجام پذيرد اين زمينه معمولا با مساعل سياسي واقتصادي گره ميخورد

ويژگي هاي محتوا در برنامه درسي دوره متوسطه

ويژگي هاي هريك از دره هاي تحصيلي در اهداف و محتواي برنامه درسي دوره مربوطه تآثير مستقيم دارد. چون محتوا براي دانش آموز تدارك ديده ميشود بايد براي او معنادار باشد و با نيازها و ضرورت هاي زندگي او هماهنگ شود. بر اين اساس در اين قسمت بحث ويژگيهاي محتواي برنامه درسي در آموزش متوسطه مورد بررسي قرار مي گيرد.

ارتباط با تغييرات سياسي اجتماعي و فرهنگي جامعه

دوره متوسطه بيش از دوره هاي قبلي با جامعه ارتباط دارد دانش آموز اين دوره هم از نظر رواني و ذهني خود را آماده ورود به جامعه و ايفاي نقشهاي مختلف ميبيند و هم جامعه از او انتظار دارد كه توانايي هاي نسبي در انجام وظايف سياسي اجتماعي و اقتصادي را كسب نمايد ما در شرايت فعلي جامعه خودمان با تغييرات گوناگوني مواجه هستم مشاركت مردم در انجام امور مختلف سياسي اجتماعي كه با عنوان توسعه سياسي اجتماعي نام برده ميشود بيش از گذشته موردتوجه است هر چند با وقوع انقلاب اسلامي عرصه وسيعي براي مشاركت فعال مردم در امور گوناگون باز شد در سالهاي اخير توجه ويژهاي به اين امر شده و جوانان مخاطبان اصلي اين پيام مهم و تاثير گذار ميباشند از نظر فرهنگي نيز از يك طرف بعضي عناصر فرهنگي كشورهاي غربي وارد كشور ميشود از طرف ديگر فرهنگ اصيل اسلامي-ملي ما بايد حفظ و مراقبت شود و بين اين فرهنگ و جوانان كشور رابطه وثيقي بوجود آيد. با اين توضيح اين سوال اساسي قابل طرح است كه برنامه درسي در مواجه با اين تغييرات چه وظيفه اي بر عهده دارد ؟ بنظر ميرسد دانش آموزان اگر از طريق محتوا به نقش سياسي . اجتماعي خودشان به نحوه موثر آگاهي پيدا كنند و اين نقطه را بخوبي متوجه شوند كه در صورت انسجام ندادن نقش و وظيفه خود به سلامت و رشد جامعه لطمه وارد ميكنند قادر به توسيه شخصيت خودشان نيز نخواهند بود. همچنين ضمن آگاهي يافتن از ميراث فرهنگي براي نقد وبررسي فرهنگ فرهنگ نيز توانايي لازم را بدست مي آورند چون لزوما همه عناصر فرهنگي مطلوب وعقلاني نيستند دانش آموزان بايد با ابعاد منفي فرهنگ آشنا شوند و بتوانند به طور مدلل آنها را نقد نمايند .به همين دليل در برنامه درسي دوره متوسطه پالايش فرهنگي جز مهم اين برنامه بايد محسوب شود

حمايت از ابتكار دانش آموزان. دانش آموزان دوره متوسطه قادرند از طريق مطالعه و تفكر راهاي نوي براي حل مسائل و انجام امور ارائه نمايند. انها مي توانند مساله اي  را براي خود تعين كنند و براي حل آن به مطالعه و تحقيق بپردازند برنامه درسي بايد اين امكان را براي دانش اموزان فراهم سازد البته مهارت و روحيه تحقيق در همه دوره ها بايد تقويت شود ولي در دوره متوسطه ميتوان از طريق تحقيق امكان فعاليت فردي و گروهي دانش آموزان را به طور مستقل و وسيع فراهم نمود وتوانايي كاوشگري را در آنان تقويت كرد :بنابراين لازم است بخشي از محتوا به فعاليتهاي تحقيقي اختصاص يابد

3.استدلالي بودن محتوا.محتواي برنامه درسي بايد طوري انتخاب شود كه امكان و فرصت استدلال استنتاج و ساير فعاليت هاي ذهني سطح بالا را براي دانش آموزان فراهم سازد.از آنجا كه دانش آموزان اين دوره از تفكر انتزاعي بالاتر برخورداد هستند پيام هاي يكطرفه و القايي را به سختي مي پذيرند.ضروري است محتواي برنامه درسي آنها را اقناع كند.

4.توجه به بحث گروهي.بحث گروهي  و شركت در فعاليت هاي جمعي يكي از علايق مهم دانش آموزان دوره متوسطه است.با اينكه اين ويژگي با بعد استدلالي محتوا ارتباط مستقيم دارد ، ابعاد ديگر بحث گروحي در اين قسمت مورد نظر است .

انگيزه مطاله و تحقيق و كسب آمادگي براي بعضي فعاليتها و مهارتهاي اجتماعي از طريق بحث گروهي قابل تحقق است ؛بنا بر اين محتوا و تجارب يادگيري و در نهايت مواد آموزشي بايد از طريق پيش بيني فعالتهاي گروهي به اين ويژگي توجه كند.

5.تاكيد برهويت فرهنگي.دانش آموزان به دليل علاقه اي كه به ارزشهاي فرهنگي دارد ودر مقابل مسائل جامعه احساس مسئوليت مي كنند،بيشتر از ديگر گروههاي سن در معرض كسب هويت فرهنگي خودي ويا از دست دادن هويت هستند .خيلي از خود باختگيهاي

فرهنگي در اين دوره و دوره بالاتر از ان اتفاق مي افتد ؛ بنا بر اين از طريق محتواي برنامه درسي بين دانش آموزان و فرهنگ ،رابطه محكم و مطمئن بايد به وجود آيد . مواد درس علوم انساني از قبيل تاريخ ،زبان و ادب فارسي ، هنر و جامعه شناسي بيشتر از ساير دروس تناسب با تقويت هويت فرهنگ دارند.

آنچه توجه به اين ضرورت اساسي يعني هويت فرهنگي را مهم مي سازد بحث جهاني شدن فرهنگ است كه در سالهاي اخير از طرف سياستمداران و برخي از نظريه پردازان غربي ارائه شده است.جهاني شدن با از دست دادن هويت فرهنگ همراه است و اگر اين رويداد اتفاق نيفتد با حركت تدريجي بدان سو انجام پذيرد،قطعا خطر بزرگي جامعه را تهديد مي كند.يقينا و به طور آشكار ما با انقلا ب اسلامي ايران اعلام كرديم كه براي زندگي فرد و جامعه و حركت به سوي كمال پيام ديگري غير از آنچه ايدئولوژيهاي رايج طرح نموده اند،داريم .براي تحقق اين پيام بايد نوجوانان و جوانان را تربيت كنيم .هيچ راهي جز اين نيست كه دانش آموزان هم حركت فرهنگي جهاني را و هم فرهنگ خود را به طور كامل بشناسند .اين رسالتي است كه برنامه ريزان درسي و توليد كندگان مواد آموزشي در تعيين اهداف و انتخاب محتوا بايد به آن توجه كنيم

6.نگرش انتقادي به دانش و كار برد آن در زندگي .داشتن نگرش انتقادي به دانش و ساير اطلاعاتي كه به انسان مي رسد يكي از مهارتهاي بسيار ضروري در زندگي امروزي است.دانش آموزان دوره متوسطه مايل هستند از مسائل مختلف از جمله در مورد دروس گوناگون برنامه درسي خود انتقاد كنند واز كاربرد آنها در زندگي اطمينان به دست آورند.بر اين اساس لازم است محتواي دروس كاربردي و قابل استفاده باشد به گونه اي كه دانش آموز احساس كند با مطالعه محتوا براي انجام برخي ازامور زندگي خود تواناي دست مي آورد همچنين براي بررسي ونقد محتوا از جانب اوامكان لازم فراهم شود.

7.تعادل بين آموزش عمومي و تخصصي.آموزش عمومي يك مفهوم وسيع وكلي است كه همه حوزه هاي فرهنگي اصلي و نيز ارشها را در بر مي گيرد . آموزش عمومي شامل  دانش فن آوري،ريضيات، علوم زيستي ،علوم طبيعي،ادبيات،معارف ديني وعلوم اجتماعي است .در هر يك از اين موضوعات مجموعه اي از  دانشها ،مهارتها و ازشها انتخاب و سازماندهي شده وبه دانش آموزان آموخته مي شود .اين سه عنصر محتوا  بايد به نحوي تنظيم شود كه رشد ذهني را در طول زندگي تقويت كند ‍، عزت نفس آنان را افزايش دهد و زندگي را براي آنان معنا دار كند اين آموزش شهروندان را قادر مي سازد كه در اداره امور كشور و مسائل ملي مشاركت آگاهانه داشته باشند و ضمن مديريت زندگي خود در امور اصلي وكلان نيز بيند يشند و اقدام مؤثر به عمل آورند علاوه بر اينها آموزش عمومي بايد مبناي فكري وعاطفي لازم را براي مهارتهاي شغلي وحرفه اي فراهم سازد .

تعادل بين آموزش عمومي و تخصصي مورد مهمي است كه در برنامه ريزي درسي بايد مورد توجه قرار گيرد دوره متوسطهضمن آماده كردن دانش آموزان براي زندگي آنان را براي ورود به مراحل بالاتر تحصيل نيز آماده مي سازد . به همين دليل محتواي آموزشهاي عمومي وتخصصي در هر يك از مواد درسي ارتباط و تناسب لازم را با يك ديگر خواهند داشت ؛ براي مثال اگر دانش آموزان در آموزش عمومي درس رياضي مي خوانند ودر رشته اختصاصي خود نيز در يكي از رشته هاي رياضي، تجربي و ادبيات و علوم انساني همين درس را بطور ويژه مطالعه خواهند كرد ، بين اين دو محتوابايد ارتباط لازم به وجود آيد به گونه كه در درس عمومي ضمن كسب مجموعه از دانش و مهارت اساسي زمينه لازم براي فهم درس تخصصي نيز به دست آيد .به همين ترتيب درس تخصصي نيز با مراحل بالاتر همين پيوند را بايد داشته باشد

8.كسب آمادگي براي ورود به بزرگ سالي . يكي از اهداف آموزش و پرورش دوره متوسطه توانا كردن فرد براي ورود به دوره بزرگسالي است اين بلوغ در توانايي  او براي فعاليت وبر اساس طرح ونقشه و در استفاده بيشتر از كل ضرفيت عقلي آشكار مي شود بعلاوه اين كه توانايي اخلاقي انديشيدن ، ارزيابي واقعي امكانات شخصي براي موفق شدن در رسيدن به اهداف و انتخاب هاي مناسب در اين خصوص ، تفكر مستقل ، عمل كردن بطور سازنده در يك موفقيت متعارض و پيشبيني اههاي جديد ، از عهده موفقيت هاي نا مطمئن ،درامدي ، توانايي برقراري ارتباط با ديگران از علايم و اجرا توانايي ورود به بزرگسالي را تشكيل مي دهند در مقابل اين مدرسه نيز وظايفي دارد . حمايت از رشد فردي  دانش اموزان و بر اساس پيشبيني هاي فردي انان از مسؤليت هاي مدرسه است وقتي مدرسه بتواند امكانات و شيوه هاي متنوعي را فراهم سازد ، قادر خوهد بود استعداد ها و علايق دانش آموزان بر اساس زمينه هاي خانوادگي و فرهنگي وتوانايي هاي فردي آنان مورد ملاحضه قرار دهد. اين كار مدرسه در محتواهاي متنوع و فعاليتهاي مختلف قابل تحقق است. محتواي آموزشي بايد مفاهم و مهارتهاي را در بر گيرد كه بتواند توانايي هاي بلوغ را در دانش آموز به وجود آورد ؛ براي نمونه به منظور تقويت توانايي هاي دانش آموز براي استفاده از كل ظرفيت عقلي لازم است  از طريق محتوا وتجارب ارائه شده دانش آموز هم قابليتهاي عقلاني خود را بشناسد و هم بهره گيري از آنها را به وسيله انجام فعاليتهاي مناسب كسب كند .

9.توجه به سلامت هاي جسمي رواني و اجتماعي. نوجوان در شرايط بسيار حساسي به سر مي برد به اين نياز دارد كه از طريق روابط تربيتي و سالم ومحتواي مناسب  و مؤثر ضمينه براي انجام جسمي و رواني او فراهم گردد در اين دوره به دليل رويداد بلوغ وتغييرات همه  جانبه در فرد به وجود مي آيد و نوعي عدم تعادل در روان وعواطف جوانان ايجاد مي شود  محتواي برنامه درسي بايد ضمن دادن آگاهي هاي لازم به برقراري تدريجي تعادل رواني    و اجتماعي او كمك مي كند جامعه به افرادي نياز دارد كه قادر باشد رابطه خود را با خود و ديگران به صورت منطقي برقرار نمايند و عهده زندگي خود برآيند .

در دنياي متغير و در حال تحول ، علاوه بر خانواده ، مدرسه به عنوان يك عامل مي سازد توانايي در حل مسائل به طور طبيعي در زندگي انسان نگراني و اضطراب به وجود مي آورد . از طريق توانايي مقابله با سختيها زندگي آدمي معنا و مفهوم پيدا مي كند . به همين دليل تاكيد مي شود كه مفاهم و مهارتهاي و نگرشهاي مورد نظر در محتوابا توجه به سلامت جسمي ورواني واجتماعي دانش آموزان انتخاب گردد .

 

روش های ارزشیابی

 آزمون های تشریحی :

الف)گسترده پاسخ                                    ب) محدود پاسخ

الف)گسترده پاسخ: هیچ گونه محدودیتی برای آزمون شونده در نظر گرفته نمی شود و او عملا آزاد است تا هر طور که مایل باشد پاسخ خود را بپروراند و سازمان دهد. آزمون شونده در پاسخ دادن به این نوع سوالها هم از لحاظ زمان پاسخ دهی وهم از جهت مقدار پاسخ آزادی کامل دارند.

ب) محدود پاسخ: آزمون دهنده در دادن پاسخ به سوالها آزادی کامل ندارد بلکه سوال او را ملزم می سازد تا پاسخ خود را در چارچوب شرایط خاص محدود کند. سوالهای آزمون محدود پاسخ برای اندازه گیری توانایی یادگیرندگان در سطح فهمیدن،کاربرد مناسب است و برای سطوح ترکیب و ارزشیابی مناسب نیست.

قواعد تهیه سوالات تشریحی:

1.سوالها به طور مستقیم با هدفهای آموزشی آن درس مربوط باشد.

2. از کلی گویی و ابهام در بیان سوال پرهیز شود.

3.از کاربرد کلمات چه کسی،چه وقت، کجا پرهیز شود.

4.تا حد امکان از سوالهای تازه و موقعیت های تازه استفاده شود.

 قواعد سوالهای کوتاه پاسخ:

1.باید یک موضوع مهمی را شامل شود.

2. صورت سوال را طوری بنویسید که به پاسخ مشخصی نیاز داشته باشید.

3. قسمت کامل کردنی سوال در آخر سوال باشد.

 ·        آزمون های عینی:

آزمون هایی هستند که در تصحیح پاسخ های آن ها نظر شخصی مصحح دخالت ندارد.

انواع آزمون های عینی:

        صحیح و غلط

        جور کردنی

        چند گزینه ای

 ·        آزمون های عملکردی:

آزمون های عملکردی فرایندها و برآوردهای یادگیری دانش آموزان به طور مستقیم سنجش می شود. آزمون های عملکردی با مهارت سرو کار دارند . مهارت در استفاده از فرایندها و شیوه های اجرایی و نیز مهارت در تولید فراورده ها.

انواع آزمون های عملکردی:

·        آزمون کتبی عملکردی

·        آزمون شناسایی

·        انجام عملکرد در موقعیت های شبیه سازی شده

·        نمونه کار

 

روش های یاددهی-یادگیری

روش تدریس از جمله مولفه هاي اصلی برنامه درسی و از مراحل مهم طراحی آموزشی محسوب می شود .
تدریس خوب ، به معناي کمک به خود یادگیري دانش آموزان است ، به بیان دیگر روش هاي تدریس ،ابزارهاي مفیدي براي ایجاد یادگیري با معنا هستند .هر اندازه معلمان با روش هاي متفاوتی آشنا باشند ، ابزارهاي متعددي را در اختیار خواهند داشت که بتوانندتوسط این ابزارها محتوا و مواد دلخواه را در اختیار دانش آموزان قرار دهند .معلمان در تصمیم گیري براي استفاده از روش هاي تدریس و انتخاب مناسب ترین آن ها ، باید به عواملی ؛هم چون :
انتظارات خود و نظام آموزشی از یادگیرندگان ، امکانات ، فضا ، زمان ، تعداد یادگیرندگان و ... توجه کنند .علاوه بر این ، اگرچه هر یک از روش ها ، رویکرد خاص خود را دارد ولی می توان از عناصر و مولفه هايآن ها ، به صورت ترکیبی استفاده کرد که این امر مستلزم خلاقیت ، تجربه و مهارت حرفه اي معلمانگرامی است . لذا کمیسیون کیفیت بخشی به فرآیند یاددهی - یادگیري دفتر آموزش و پرورش راهنمایینموده تا معلمان « روش هاي فعال یاددهی - یادگیري » تحصیلی ، پس از ارائه ي بروشورهاي با عنوانگرامی بتوانند از این مجموعه ها در جهت غناي علمی خود بهره بگیرند .

روش های یاددهی-یادگیری:

v    یکی از روشهای بسیار معمول روش سخنرانی است.

در روش سخنرانی فعالیت اصلی کلاس درس را معلم خود در اختیار می گیرد. از این رو به آن روش نمایشی هم گفته می شود . روش سخنرانی پنج قرن پیش ازمیلادمسیح وجودداشته است .درقرون وسطی در دانشگاههای اسلامی وکشورهای مسیحی نیزرایج بوده است. احتمال زیادی دارد که این روش در قرن بیست و یکم هم به مقدار زیادی مورد استفاده قرار می گیرد.

فنون موثر آموزش با روش سخنرانی :

1.      بیان هدفهای آموزشی آموزشی و آماده کردن یادگیرنده

2.      استفاده از پیش سازمان دهنده

3.      ارائه مطالب

4.      توضیح دادن (تفسیری ،چه)  (توصیفی ،چگونه)- (تعلیلی،چرا)

5.      شور شوق و تحرک

6.       پرسیدن سوال هنگام آموزش با سخنرانی

7.      یادداشت برداری

انتقادهایی بر روش سخنرانی: (معایب روش سخنرانی )

1.      امروزه با خواندن کتاب و مطالب دیگر سخنرانی کارایی لازم را ندارد.

2.      دانش آموز فعال نیست.

3.      قدرت خلاقیت را پرورش نمی دهد.

 موارد استفاده از روش سخنرانی:

1.      وقتی که هدف اصلی آموزش انتقال معلومات باشد.

2.      وقتی که نگهداری مطالب در حافظه برای مدت طولانی ضروری نیست.

3.      وقتی که مطالب پراکنده اند و معلم می خواهد آن ها را مرتب کرده و سازمان دهد.

4.      موقعی که مطالب سخنرانی به طریق دیگری در دسترس یادگیرندگان قرار ندارد.

    روش بحث گروهی :

در این روش غالبا دانش آموزان فعال هستند. این روش به یادگیرندگان کمک می کند تا :

1.      استفاده از زبان را یاد بگیرند .

2.      دیدگاههای خود را بیان کنند.

3.      عقاید خود را توجیه نمایند.

4.      با عقاید دیگران آشنا شوند.

این روش برای تحقق یافتن هدفهای زیر می باشد:

v    ارزشیابی اندیشه های مختلف

v    ایجاد تحمل و بردباری در برخورد با عقاید دیگران

v    درک و فهم مفاهیم پیچیده

مقایسه روش سخنرانی با روش بحث گروهی:

روش سخنرانی وقتی که هدف آموزش دادن اطلاعات واقعی باشد برتر است.

روش بحث گروهی در مواقعی که هدف آموزش انگیزش و تفکر سطح بالاتر باشد نسبت به روش سخنرانی برتر است.

        روش آموزش اکتشافی:

طبق این روش یادگیرنده خود کشف کننده و سازنده دانش است.در روش آموزش اکتشافی ،معلم مستقیما موضوعات درسی را به دانش آموزان آموزش نمی دهد بلکه آنان را وا می دارد تا خودشان به کشف و ساختن دانش بپردازند.به طور خلاثه یادگیری اکتشافی عبارت است از رویکردی به آموزش که از طریق آن یادگیرندگان تشویق می شوند تا با محیط خود به تعامل بپردازند . یعنی در آن به کاووش گری و دستکاری اشیا ء یا انجام آزمایش اقدام کنند در نتیجه به فهم یک موضوع برسند.