چیزهایی که در مدرسه یاد نمی دهند

صحنه ای از فیلم مدرسه راک

مدرسه‌های ایران مثل بقیه مدرسه‌های دنیا چیزهای عجیبی هستند. زحمات معلم‌ها و غیره به کنار ولی یک آدم معمولی دوازده سال به مدرسه می رود بدون اینکه یاد بگیرد در جامعه زندگی کند. احتمالا آخرین سه معادله سه مجهولی که یک نفر حل می‌کند در همان دوران راهنمایی است. آخرین جذر هم احتمالا در همان راهنمایی گرفته می‌شود و احتمالا من و شما هیچکدام عدد اتمی آهن را یادمان نیست و به زحمت ممکن است بتوانیم چهار کتاب از سمرقندی نام ببریم.
اما بعد از دوازده سال باید وارد جامعه بشویم. حالا بگویید برویم دانشگاه و بعد از شانزده، هجده یا بیست و دو سال درس خواندن با لیسانس، فوق لیسانس یا دکترا وارد جامعه بشویم… و تازه کلی چیز هست که بلد نیستیم. از یک چک نقد کردن در بانک تا قانون کاری که قرار است بر مبنایش کار کنیم تا حرف زدن با کسی که دوستش داریم.
ما در مدرسه و آن بیست و دو سال خیلی چیزها یاد می‌گیریم اما در خیلی چیزها هم کاملا بی سواد می مانیم. همین شد که تصمیم گرفتم این قوانین را برایتان بنویسم که قبل از ورود به جامعه مرورش کنید. زندگی جدی نیست ولی قانون های بامزه‌ای دارد که در مدرسه درسشان نمی‌دهند. این متن اولین بار در سال ۱۹۹۶ نوشته و چاپ شده و ممکن است بارها و بارها به فارسی ترجمه شده باشد ولی به نظرم ارزش دارم ترجمه آزاد خودم را هم بکنم.

قانون اول.

زندگی عادلانه نیست. اینهمه دین و بقیه داستان‌ها برای همین وجود دارند. یک نوجوان یا یک دکتر سی ساله که تازه در شرکتی استخدام شده دائم تکرار می‌کند که «این عادلانه نیست». شاید روزی ۸ بار. قانون اول را تکرار کنید «عدالت مبنای چیز خاصی در دنیا نیست.»

قانون دوم.

جهان واقعی ارزش زیادی برای شخصیت شما قایل نیست. بر خلاف مدرسه و خانواده که فکر می کنند شخصیت شما چیز مهمی است، برای محیط کار خروجی از همه چیز مهمتر است و هر کس قبل از اینکه محترم و متشخص باشد، باید کارا باشد. اگر فکر می کنید در مدرسه به شخصیت شما احترام نمی‌گذارند منتظر دنیای واقعی باشید تا نظرتان اصلاح شود. اگر فکر می کنید عدم احترام عادلانه نیست، به قانون یک رجوع کنید.

قانون سوم.

با خروج از دانشگاه یا مدرسه، ماهی یک میلیون درآمد نخواهید داشت و چیزی را هم طراحی نمی‌کنید. برای رسیدن به کارهای خوب باید مدت نسبتا زیادی تلاش کنید. اکثر چیزهایی که در دانشگا خوانده‌اید به درد محیط کار نمی‌خورند.

قانون چهارم.

اگر فکر می‌کنید معلمتان خیلی سخت گیر بوده، منتظر دیدن رییستان باشید. رییس شما بر خلاف معلم شما برای کار کردن با شما حقوق نمی‌گیرد.

قانون پنجم.

در بچگی همیشه کسی برای مقصر قلمداد بودن داشته‌اید. خانواده خوب نبوده یا معلم بد نمره داده. اما اگر بیست سی سالتان بشود و از دهنتان در بیاید که تقصیر مادرتان بوده که زندگی‌تان به هم خورده یا تقصیر مدیرتان بوده که حقوق‌تان کم است یا اخراج شده‌اید، همه به شما خواهند خندید. در دنیای واقعی خودتا مسوول کارهای خودتان هستید.

قانون ششم.

پدر و مادر شما قبل از به دنیا آمدن شما آدم‌های بسیار باحالتری بوده‌اند. روند خستگی و بی‌حوصلگی و بی‌هیجانی پدر و مادرتان از وقتی شروع شده که شروع کرده‌اند به حساب کردن پولشان برای خریدن پوشک برای شما، کار کردن برای مخارج تحصیل شما و وقت گذاشتن برای تمیز کردن اتاقتان. تمام مدتی که شما مشغول برنامه‌ریزی کارهای باحال زندگی‌تان بوده‌اید را آن‌ها مشغول فراهم کردن غذا و خانه و غیره برای شما بوده‌اند.

قانون هفتم.

مدارس سعی می کنند مفهوم رد شدن را ملغی کنند. تقریبا همه ورودی‌هایی که به تحصیل ادامه می‌دهند دیپلم می‌گیرند و تقریبا همه کسانی که وارد دانشگاه می‌شوند مدرک می‌گیرند. در جامعه تقریبا ده درصد آدم‌ها شغل ندارند و دنبال شغل می‌گردند. تعداد بیشتری هم در عشق و غیره شکست می‌خورند و کسی هم تلاش نمی‌کند برایشان کلاس تقویتی بگذارد.

قانون هشتم.

زندگی نه ترم دارد نه تعطیلی تابستان. از شما انتظار می‌رود از یک لحظه به بعد هر روز هشت یا نه ساعت کار کنید و هر چهار ماه یکبار هم وارد یک زندگی جدید نمی‌شوید. به قانون اول و دوم هم مراجعه کنید. از این به بعد باید کار کنید و کار کنید و متاسفانه کارهای خیلی خیلی کمی هستند که کاملا لذت بخش باشند یا از آن مهمتر به شما اجازه خودشکوفایی بدهند.

قانون نهم.

تلویزیون واقعی نیست. در برنامه صدا و سیما هر خانواده کوچک یک خانه زیبا دارد و یک ماشین و مسافرت. در هیچ برنامه تلویزیونی آدم‌ها یک سوم زمان سریال را سر کار نیستند و در سریال‌های ماه رمضان، همه مشکلات در روز بیستم به اوج می‌رسند و روز بیست و هشتم همه چیز حل شده و همه خوشحالند.

قانون دهم.

اکثر شاگردهای لوس کلاس و خودشیرین‌ترین‌ها یا خرخوان‌ترین‌هایی که زمان مدرسه می‌دیدید، در آینده یا رییس شما خواهند شد یا دارای بقیه موقعیت‌های خوب جامعه.

قانون یازدهم.

انسان نامیرا یا زودمیرا نیست. شما هم مثل اکثر آدم‌های دیگر باید تقریبا هفتاد هشتاد سال زندگی کنید و بعد بمیرید. تاتوی روی بدن، تا پیری با شما خواهد بود همانطور که مفاصل دردناک ناشی از ورزش نکردن. انتخاب با خودتان است ولی یادتان باشد که قرار است حدود هفتاد هشتاد سال همین بدن باشید.

قانون دوازدهم.

همه بالایی ها را بدانید و شاد باشید. زندگی کوتاه است. خانواده مزاحمند، کار سخت است و زندگی حوصله سر بر اما هر چقدر زودتر لذت بردن از زندگیتان را شروع کنید، بهتر است.

تکمله.

اینها همه و همه برای وقتی هستند که بخواهید در شرایط معمول جامعه بازی کنید. مطمئنا می‌توانید به انتخاب خودتان یک قدم عقب‌تر بروید و به تمام این قوانین به عنوان قواعد یک بازی نگاه کنید. بازی‌ای که می‌شود به آن داخل شد یا نشد. داستان مهم این است که مسخره داور نباشید و اگر وارد بازی «جامعه خبیث سرمایه داری»‌ می‌شوید حداقل بخش بیشتری از قوانینش را بدانید.

ترغیب خلاقیت در میان كاركنان (الگوی ژاپنی)

ترغیب خلاقیت در میان كاركنان (الگوی ژاپنی)

در سال‌های اخیر درباره موفقیت شركت‌های ژاپنی در زمینه كسب و كار مطالب زیادی گفته و نوشته شده است. غالباً موفقیت این شركت‌ها به شیوه مدیریت آن‌ها نسبت داده می‌شود. شیوه‌ای كه غالباً به نام الگوی ژاپنی مشهور شده است.

در عین حال از دیدگاه برخی ناظران، ژاپنی‌ها مردمانی خلاق به شمار نمی‌آیند. تصور این ناظران این است كه شركت‌های ژاپنی بیشتر سعی در تقلید از موفقیت‌های سایر كشورها دارند تا ترغیب ابتكارات شخصی اعضای سازمان. در سطح ملی نیز گفته می‌شود، ژاپن دستاوردهای بزرگی در كارهای خلاقانه علمی نداشته است. هیچ ژاپنی برنده جایزه نوبل نشده و اكتشافات علمی، اساسی و پایه به ندرت در ژاپن انجام شده است.



با این وجود، آقای دكتر باسادور، استاد دانشگاه مك ماستر كانادا و از پژوهشگران مشهور امر خلاقیت كه مطالعه‌ای تطبیقی میان چند شركت ژاپنی و آمریكایی انجام داده به نتایج دیگری دست یافته است. وی معتقد است كه ژاپنی‌ها حداقل در زمینه مدیریت و ساز و كارهای مربوط به آن از آمریكاییان خلاق‌ترند. به خصوص در استفاده از علوم رفتاری مانند تئوری‌های انگیزش، برای ترغیب خلاقیت در محیط كار قدم‌های سریع‌تری نسبت به همتایان آمریكایی خود برداشته‌اند. بسیاری از ایده‌های نو در مدیریت كه در ده‌های 1940 و 1950 در آمریكا مطرح شد اما از مرز كلاس‌ها و محافل آموزشی بیرون نرفت به دست ژاپنی‌ها عملی شد. این مقاله خلاصه یافته‌های آقای دكتر باسادور را درباره الگوی ژاپنی ترویج خلاقیت در سازمان معرفی می‌كند.

مفهوم خلاقیت در شركت‌های ژاپنی

از دیدگاه مدیران شركت‌های ژاپنی مورد مطالعه، خلاقیت در سازمان عبارت است از فرآیند مستمر مسئله‌یابی، چاره‌جویی و حل مسایل.

معتقدند كه امر پژوهش و ابداع كه به صورت سنتی، در شركت‌های آمریكایی در انحصار گروهی نخبه علمی و فنی است، از جمله فعالیت‌های عمومی است كه همه كاركنان می‌توانند و باید در آن مشاركت و سهمی داشته باشند. از دیدگاه مدیریت ژاپنی هدف اساسی فرآیند خلاقیت در سازمان ایجاد تغییرات مطلوب در سازمان است و فعالیت‌های آموزشی و پرورشی كاركنان باید به گونه‌ای مؤثر آنان را در ایفای نقشی مثبت در ایجاد تحول، توانمند و ترغیب كند.

نظام پیشنهادهای كاركنان (employees suggestion system ) و حلقه‌های كنترل كیفی (‌qualit y control circle) دو عنصر مهم و مكمل نظام مشاركت و ترغیب خلاقیت از سوی كاركنان در شركت‌های ژاپنی است. از طریق این دو نظام ابتكارات فردی و گروهی به خوبی ابراز شده و به سوی تدوین راه‌حل‌های عملی برای مسایل سازمان جاری می‌شوند. در زیر چند مشخصه بارز و مهم این دو نظام به گونه‌ای كه در ژاپن مجری است تشریح می‌شود:

نظام پیشنهادهای كاركنان و حلقه‌ای كنترل كیفی

نظام پیشنهادها، چهارچوبی است كه از طریق آن ابتكارت كاركنان به صورت فردی ابراز می‌شود. از طریق این نظام كاركنان تشویق می‌شوند كه به محیط و فرآیند‌های كار خود توجهی خاص داشته باشند، مسایل شغلی و سازمانی را بیابند و از طریق چاره‌جویی برای مسایل و اجرای راه‌حل‌های یافت‌شده در درجه نخست كار خود و سپس امور سازمان را بهبود بخشند.

از سوی دیگر حلقه‌های كنترل كیفی ساختاری برای رسیدگی و چاره‌اندیشی گروهی برای مسایل محیط كار در اختیار می‌گذارد. با آنكه عضویت در این حلقه‌ها از لحاظ نظری داوطلبانه است اما عموم مردم در این حلقه‌ها عضویت دارند و كار در آن را همچون سایر وظایف جاری خود تلقی می‌كنند. از جمله تفاوت‌های مهم نظام پیشنهادها و حلقه‌های كنترل كیفی، به غیر از فرد محوری و گروه محوری، قلمرو فعالیت‌ها است. از طریق نظام پیشنهادها كاركنان می‌توانند به همه امور سازمان بپردازند و پیشنهادهای اصلاحی خود را بر اساس فرآیندی مشخص، تدوین كنند. اما وظایف حلقه‌ها، حول محورهایی (themes) است كه معمولاً هر شش ماه یكبار از سوی مدیریت تعیین می‌شود. می‌توان گفت فعالیت‌ حلقه‌ها در چهارچوب محدودتری صورت می‌گیرد و متمركز بر امور خاص از پیش تعیین شده است. با این وجود فعالیت‌ حلقه‌ها،‌ فهرستی از مسایل در خور توجه در اختیار كاركنان می‌گذارد كه می‌تواند الهام‌بخش كار فردی آنان از طریق سیستم پیشنهادها باشد.

هدف‌های عملی سیستم پیشنهادها، بنابر یافته‌های دكتر باسادور، بیشتر ایجاد انگیزه، رضایت شغلی و ایجاد زمینه تعامل گروهی در جوی غیررسمی است. مدیران ژاپنی انتظار ندارند كه از طریق سیستم پیشنهادی كاركنان به محصولی جدید یا روش‌های جدید كار دست یابند. همچنین انتظار ندارند كه از این طریق هزینه‌ها كمتر شود و سود افزایش یابد، تأكید آن‌ها بر نقش انگیزشی این سیستم است تا آثار مستقیم اقتصادی آن. مدیران ژاپنی معتقدند كه فرصت‌های خلاقیت كه از طریق سیستم پیشنهادها ایجاد می‌شود به نشاط كاركنان در كار و به رضایت شغلی آنان كمك می‌كند. فعالیت‌های خلاقانه افراد را به یكدیگر نزدیك می‌كند و تعامل‌های گسترده و غیررسمی میان آنان را افزایش می‌دهد. حاصل این سیستم ترغیب خلاقیت فردی و تقویت روحیه كار‌ گروهی خودجوش است. با این دیدگاه در آمارهای مربوط به آثار نظام‌پیشنهادها به دستاوردهای اقتصادی این نظام توجه نمی‌شود.

چنانكه در فوق گفته شد نظام پیشنهادها و حلقه‌های كنترل كیفیت دو نظام مكمل یكدیگرند و به صورت‌های مختلف به یكدیگر وابستگی پیدا می‌كنند. از جمله خصوصیات فرآیند خلاقیت سازمانی در ژاپن تأكید بر كشف مسایل موجود است. هر عضوی كه مسایل بیشتری داشته باشد از شهرت بهتری برخوردار است. حلقه‌های كنترل كیفیت به كاركنان در كشف مسایل سازمانی كمك می‌كند و از این بابت محرك خوبی برای فعال‌تر شدن سیستم پیشنهادها است. فعالیت‌ حلقه‌ها مخزنی از اندیشه‌های نو و فهرستی از مسایل سازمانی در اختیار كاركنان قرار می‌دهد. مدیران هوشمند ژاپنی آموخته‌اند كه چگونه مشوق مسایلی مهم سازمان باشند.

حلقه‌های كنترل كیفیت از سویی دیگر نیز پشتیبان نظام‌پیشنهادهای كاركنان است. اگر افراد و یا گروه‌های غیررسمی و خودجوشی كه حول تدوین یك پیشنهاد تشكیل می‌شود از عهده حل مسئله‌ای برنیایند مسئله مذكور را به حلقه‌های كنترل كیفیت ارجاع می‌كنند تا اندیشه‌های بیشتری برای حل آن بسیج شود. در عین حال اگر به عضوی از حلقه‌ كیفیت از طریق نظام پیشنهادها امتیازی تعلق گیرد، حلقه‌ مربوطه نیز امتیاز و اعتبار می‌یابد. در مراسم مهمی كه هر سال توسط مدیران شركت برپا می‌شود اعضا به صورت فردی و نیز حلقه‌ها مورد تشویق واقع می‌شوند. همچنین بخشی از امتیازهای مادی كه از طریق سیستم پیشنهادها به افراد تعلق می‌گیرد، در اختیار صندوق ویژه‌ای در حلقه‌ها قرار می‌گیرد تا صرف فعالیت‌های بهسازی فردی، تفریحی و سایر امور مورد علاقه كاركنان شود.

شیوه كار سیستم پیشنهادها از همان روزهای استخدام برای كاركنان تشریح می‌شود. مدیران و سرپرستان نیز قبلاً برای كار نزدیك با زیردستان خود و كمك به آنان در مسئله‌یابی، حل مسایل و اجرای راه‌حل‌ها و چگونگی برخورد با آنها آموزش‌ دیده‌اند. اساس سیستم پیشنهادها همانگونه كه در پیش‌آمد آن است كه فعالیت‌های خلاقه نباید در انحصار جمعی نخبه باشد. شعار پژوهش و ابداع، كاری همگانی است. در یكی از شركت‌های ژاپنی با 9000 كارمند، ظرف یك سال 660000 پیشنهاد از سوی كاركنان ارائه شد كه 6000 آن درباره بهسازی محصول فعلی و یا تولید محصول جدید بود، بقیه پیشنهادها به بهسازی روش‌ها و فرآیند كار اختصاص داشت.

ویژگی دیگر سیستم پیشنهادها در ژاپن تأكید بر مسئله‌یابی است. برای یافتن مسایل سازمان، فرد باید به نحو سازنده‌ای از وضعیت موجود (از وضعیت شغلی تا وضعیت محصولات سازمانی) ناراضی باشد و به دنبال راه‌هایی برای بهبود آن برود. اصل این است كه نارضایتی سازنده فرد را به تفكر و رفتار چاره‌جویانه وادار می‌كند. برای ترغیب روحیه مسئله‌یابی در برخی از شركت‌ها فهرستی از مسایل موجود از طریق پوسترهایی در محل‌های كار اعلام می‌شود و كاركنان تشویق به چاره‌جویی می‌شوند.

در شركت‌های آمریكایی از این لحاظ وضع معكوس است. مدیران از اعلام و تصریح مسایل خود اكراه دارند زیرا وجود مسئله برای مدیر نقطه ضعف تلقی می‌شود. با این روحیه زمانی كه مسئله‌ای‌ یافت می‌‌شود همه سعی در مبرا كردن خود می‌كنند. جملاتی نظیر: این مسئله در نوبت كاری من اتفاق نیفتاد و یا مسئله ما نیست، بسیار شنیده می‌شود.

در ژاپن نه تنها اعضای سازمان آموزش‌های خاصی در كشف مسایل می‌بینند بلكه روش‌هایی ساخت‌یافته برای حصول اطمینان از استمرار این فعالیت‌ مهم مستقر شده است. در برخی موارد به كاركنان كارت‌های كشف مسئله داده می‌شود تا مسایل مورد مشاهده را از طریق آن‌ها در پوسترهای بخصوص اعلام كنند.

هرچند كه سیستم پیشنهادها، پیشنهاد را از افراد می‌پذیرد اما كاركنان تشویق می‌‌شوند كه برای چاره‌جویی و آزمون راه‌حل‌های مناسب به صورت گروهی در قالب گروه‌های كوچك غیر‌رسمی خودجوش كار كنند.

در نظام پیشنهادهای شركت‌های ژاپنی تفاوت زیادی میان یك فكر نو یا ایده تازه و پیشنهاد وجود دارد. ایده هنگامی به پیشنهاد تبدیل می‌شود كه هر سه مرحله مشكل‌گشایی یعنی مسئله‌یابی، چاره‌جویی و آزمون راه‌حل را طی كرده باشد. با این وصف عملی‌بودن پیشنهادهایی كه از سوی كاركنان تسلیم می‌‌شود از قبل آزمون شده است.

همه پیشنهاهایی كه بدین ترتیب شكل می‌گیرد مورد قبول سازمان واقع می‌شود و حدود 96 درصد آن‌ها به عمل در‌می‌آید.

در نظام پیشنهادها پاداش مالی و بازخورد سریع كه هر دو از اهرم‌های انگیزشی مهم هستند پیش‌بینی شده است. پاداش‌های مالی در غالب موارد بسیار كوچك است (5 دلار) و بیشتر صورت نمادین دارد.

اما در برخی موارد نیز پاداش‌ها بزرگ و قابل توجه است. در هر حال سیستم پیشنهادها ترغیب تفكر خلاقه، پرورش كاركنان فكور و تقویت روحیه مشاركت در امور سازمان و ایفای نقش سازنده در فرآیند بهسازی دایمی امور است.

از پیشنهادهای پذیرفته شده درصد كوچكی اجرا نمی‌شود (4 درصد). بخشی بزرگ مربوط به پیشنهادهایی است كه اجرای آن مستلزم بسیج نیروهایی خارج از قلمرو واحد سازمانی مربوطه است. گاه نیز پیشنهاد با دیگر اجزای سیستم همخوانی ندارد. در هر صورت به پیشنهادهای واصله امتیاز لازم داده می‌شود.

مدیران ژاپنی به صورت‌های مختلف كاركنان را به مشاركت در سیستم پیشنهادها ترغیب می‌كنند. در مواردی برای هر كارمند سهمیه‌ای تعیین می‌شود. نقش سرپرستان تنها حصول اطمینان از جریان به هنگام تولید نیست بلكه مراقبت از جریان مستمر ایده‌ها و پیشنهادهای نو را نیز در بر می‌گیرد. سرپرستان به كاركنان اجازه می‌دهند كه با دریافت اضافه‌كار به تكمیل پیشنهادهای خود بپردازند. فرد تشویق می‌شود كه با افكار جدید زندگی كند. بسیاری از فعالیت‌های مسئله‌یاب و چاره‌جویی در ساعات خارج از كار اتفاق می‌افتد.

نقش مدیران و سرپرستان ژاپنی در كارایی سیستم پیشنهادها بسیار حیاتی است. به عنوان مربی و مشوق، آنان از هر فرصتی برای تعلیم و راهنمایی، كمك فكری به كاركنان استفاده می‌كنند. در طرح‌های بزرگ رهبران گروه‌ها و سرپرستان منابع مالی و كاری قابل توجهی برای تكمیل پیشنهادها در اختیار كاركنان می‌گذارند. در جلساتی كه به صورت دوره‌ای معمولاً در چایخانه كارخانه تشكیل می‌شود، افراد و گروه‌ها كارهای خود را به همكاران معرفی می‌كنند. مدیران به عنوان رئیس جلسات به ارزیابی طرح‌ها و ارائه بازخورد مثبت می‌پردازند.

نكته جالب آن است كه مدیران خود نمی‌توانند در سیستم پیشنهادها كه خاص كاركنان است به طور مستقیم مشاركت كنند. اگر مدیری فكر جدیدی داشته باشد و یا مسئله تازه‌ای را كه در خور ریشه‌یابی و چاره‌جویی پیشنهاد كند برای این كار به صورت فردی و یا جمعی از كاركنان علاقه‌مند و داوطلب استفاده می‌كند. در این میان فرد یا گروه داوطلب ممكن است به راه‌كارهایی متفاوت از آنچه مدیر دیده است دست یابند. در این گونه موارد مدیران در درجه نخست فرصت را برای آزمون راه‌كارهای ارائه شده از سوی كاركنان فراهم می‌كنند. این روش متضاد شیوه قدیمی مدیریت علمی است كه مدیران را مغز متفكر و كاركنان را تنها بازوان اجرایی سازمان تلقی می‌كند. دستاورد عمده سیستم پیشنهادها و نیز حلقه‌های كیفیت انگیزش كاركنان و وابستگی آن‌ها به كار و سازمان خویش است.

سیستم پیشنهادها از سویی به تحول‌پذیری سازمان كمك می‌كند و از سویی دیگر موجب افزایش كارایی و اثربخشی كوتاه‌مدت آن می‌گردد. اما مهم‌تر از همه از طریق یك مدار به ایجاد و تقویت مستمر انگیزه، طراوت در كاركنان و ترویج كار گروهی كمك می‌كند و این دستاوردی است بزرگ كه غالباً مدیران ژاپنی بر آن تأكید می‌ورزند.

از ویژگی‌های سیستم پیشنهادهای كاركنان در ژاپن هماهنگی آن با سیستم حلقه‌های كنترل كیفیت است. فعالیت حلقه‌های مذكور كه بر اساس موضوع (theme) های مشخص صورت می‌گیرد زمینه را برای مسئله‌یابی و چاره‌جویی برای مسایل توسط كاركنان فراهم می‌كند و از این طریق موجب هماهنگی نظام پیشنهادها با استراتژی‌های سازمان می‌شود. سازمان‌ها از طریق تبیین هدف‌های استراتژیك و نیز هدف‌های عملیاتی و تبلیغ هدف‌های مذكور و آگاه‌كردن كاركنان زیربنای لازم را برای جهت دادن به فعالیت‌های خلاقه فراهم می‌كنند. در این میان فعالیت‌ حلقه‌های كنترل كیفیت از لحاظ اتصال سیستم پیشنهادها با استراتژی‌های سازمان اهمیت ویژه‌ای می‌یابد.

به طور خلاصه در مدیریت شركت‌های ژاپنی پیشنهادها و حلقه‌های كنترل كیفیت، دو سیستم مكمل برای ترویج خلاقیت در سازمان است. سیستم كنترل كیفیت فرصت‌هایی برای ابتكار، عملكرد و شهرت فردی را به دست می‌دهد. فعالیت حلقه‌های كیفیتی تا حد معین و ساخت‌یافته است. اما سیستم پیشنهادها حد و مرز مشخصی ندارد و ارائه هر طرح و پیشنهادی از طریق این سیستم مقدور است.

بهره‌وری و خلاقیت

ارتقای بهره‌وری بر سه محور اصلی استوار است؛ بهبود در فرآیند و تكنولوژی انجام عملیات، ایجاد زمینه بهبود فرآیند عملیات و عرصه برای ارتقای بهره‌وری، بهبود بهره‌وری انسان به عنوان عامل اصلی تولید و عملیات‌.

خلاقیت به عنوان نیروی ایجاد نوآوری برای بهبود در طول تاریخ قدرت اصلی انسان در دست‌یابی به شیوه‌های جدید، ایجاد بهبود در فرآیندها و رفع تنگناها و موانع عملیات بوده است. به این ترتیب، خلاقیت انسان عامل تعیین‌كننده ارتقای بهره‌وری است. زمینه عملكرد آن، در دستیابی به فرآیندهای مؤثر و كارآمدتر است. دیگر عملكرد مستقیم خلاقیت بر بهره‌وری، عبارت است از ابداع شیوه‌ها و تكنیك‌های ارتقای بهره‌وری. كاركرد دیگر خلاقیت در اثرگذاری بر نگرش افراد به مفهوم بهره‌وری و تلاش در جهت بهره‌وری بیشتر در عملیات است. بنابراین می‌توان گفت: خلاقیت، بستر هر گونه بهبود و در نتیجه ارتقای بهره‌وری است.

ویژگی‌های افراد خلاق

خلاقیت از دیدگاه روانشناسی، نمایان شدن تلفیقی از اندیشه‌های نو به وسیله شهودگرایی از منابع ناشناخته تعریف شده است. پاپالیا خلاقیت را «توانایی دیدن چیزها در یك نظر نو و غیرمعمولی، دیدن مشكلاتی كه هیچ‌كس دیگر امكان تشخیص موجود بودن آن‌ها را نمی‌دهد و سپس ارایه ره‌‌یافت‌هایی جدید، غیرمعمولی و اثربخش می‌داند» و نوآوری عبارت است از «به كارگیری ایده‌های نوین ناشی از خلاقیت»

اما افراد خلاق دارای چه ویژگی‌هایی هستند؟

افراد خلاق تازگی و بدیع بودن را ترجیج می‌دهند. پیچیدگی مسایل توجه آنان را جلب می‌كند و به قضاوت‌های مستقل می‌پردازند. دیگر اینكه توانایی اتمام، تكمیل و یكی كردن افكار گوناگون افراد را دارند. افراد خلاق بیشتر به وسیله علایق درونی خود نسبت به كارهای خلاق برانگیخته می‌شوند تا عوامل بیرونی نظیر شهرت، پول یا تأیید دیگران.

علاوه بر موارد فوق، دیگر ویژگی‌های افراد خلاق عبارتنداز :

- بخش‌ عمده‌ایی از وقت خود را صرف توجه دقیق به اطراف خود می‌كنند و از این طریق سوژه‌های جدیدی برای تفكر پیدا می‌كنند؛‌

- بسیار كنجكاو بوده و به طور مستمر در جستجوی موضوعات پیچیده، جدید، ناشناخته و عجیب هستند؛

- حل مشكلات و مسایل توسط افراد خلاق از اصالت خاصی برخوردار است؛

- افراد خلاق انعطاف‌پذیر هستند و در ارایه راه‌حل‌ و اندیشه بكر و بدیع، آمادگی بسیار دارند؛

- افراد خلاق به استقلال و ناهمنوایی تمایل دارند؛

- مسایل پیچیده را به مسایل ساده ترجیح می‌دهند و با علاقه‌مندی بسیار برای یافتن راه‌حل می‌كوشند؛

- مسایل و وضعیت‌هایی را می‌بینند كه قبلاً مورد توجه قرار نگرفته، فكرهای بكری ارائه می‌دهند و از كنار مسایل بی‌تفاوت نمی‌گذرند؛

- ایده‌ها و تجربیات حاصل از منابع گوناگون را به هم ربط می‌دهند و آن‌ها را بر مبنای مزیتشان مورد بررسی قرار می‌دهند؛

- از مهم‌ترین ویژگی‌های افراد خلاق، داشتن سلامت فكر است. به طوری كه همزمان در مورد یك مسأله چندین فكر و راه‌حل را در نظر خواهند داشت؛

- نسبت به پیش‌فرض‌های قبلی تردید می‌كنند و محدود به رسم و عادت نمی‌شوند. اولین قدم برای بهبود یك وضعیت، ابراز شك و تردید نسبت به آن است؛

- فی‌البداهه از نیروهای احساسی، ذهنی و بینشی مدد می‌گیرند و در عین بصیرت تخیل خود را نیز به كار می‌بندند تا فكری كارآمد ارائه كنند؛

- در فكر و عمل همیشه به دنبال بهبود روش انجام كار، بهبود كیفیت و استاندارد هستند؛

- غالباً افرادی اجتماعی هستند و دوست دارند در گروه‌های متفاوتی عضویت داشته باشند تا بتوانند از ایده‌ها و نظرات سایر افراد نیز استفاده كنند.

در نتیجه خلاقیت برای بقای هر سازمان ضروری است. تداوم حیات سازمان‌ها به بازسازی آن‌ها بستگی دارد. بدون بازسازی، سازمان نمی‌تواند دوام بیاورد و بازسازی هم جز از طریق نوآوری كه خود ثمره خلاقیت است، میسر نیست.

بنابراین سازمان‌ها برای ادامه حیات و بقای خود به بازسازی از طریق خلاقیت نیازمندند. موفقیت مدیر در این است كه افراد خلاق را در سازمان شناسایی و از وجود آن‌ها برای بهبود و بازسازی سازمان استفاده كند.

مدیریت سازمان باید همیشه از بروز ایده‌ها و فكرهای جدید استقبال كند و افراد خلاق را تشویق كند. برای وقوع خلاقیت، باید نگرش لازم برای استقبال از پیشنهادهای مبتنی بر تغییر شرایط وجود داشته باشد.

مدیران امروزی باید بدانند كه موانعی همچون عدم اعتماد به نفس، ترس از انتقاد و شكست، تمایل به همرنگی و همگونی و عدم تمركز ذهنی و سایر موارد بر سر راه بروز خلاقیت از سوی افراد زیر دستشان وجود دارند كه باید در برطرف ساختن آن‌ها بكوشند. ما باید این نكته را قبول كنیم كه همه عادت زده‌ایم. متأسفانه در نظام اداری ما كم نیستند مدیرانی كه خود را عقل كل می‌دانند و كارمندان را افرادی می‌دانند كه مجبورند دستورات آن‌ها را اجرا كنند.

ویژگی‌های سازمان خلاق چیست؟

برخی از ویژگی‌های سازمان خلاق، عبارتند از:

1- رقابت كامل و فشرده: در یك سازمان در صورتی خلاقیت صورت می‌گیرد كه رقابت كامل در آن حاكم باشد؛

2- فرهنگ خوب و پویا: بر پایه یك فرهنگ خوب، اتلاف وقت گناه محسوب می‌شود. بدیهی است در چنین بستر مناسبی بحث و رقابت، خلاقیت یا سازمان‌های پویا بهتر شكل می‌گیرد؛

3- دسترسی به مدیران: در سازمان‌های خلاق مدیران بر این اعتقاد هستند كه دانش در سطح سازمان به وفور پراكنده شده است و مدیران به راحتی می‌توانند افكار و نظرات دیگران را مستقیم و بدون واسطه دریافت كنند؛

4- احترام به افراد: ویژگی دیگر سازمان خلاق احترام به افراد است و آن‌ها باور دارند كه می‌توانند همگام با نیازهای سازمان، رشد كنند؛

5- ارائه خدمات عمومی: هدف نهایی در این سازمان‌ها توجه به نیازمندی‌های اجتماع و جلب رضایت آحاد مردم است؛

6- گردش شغلی: در سازمان خلاق، افراد دارای یك تخصص ویژه نیستند و این امكان را دارند كه برای قرار گرفتن در جایگاه مناسب گردش شغلی داشته باشند؛

7- كار گروهی: در سازمان‌های خلاق، كارها به صورت گروهی انجام می‌شوند؛

8- روابط دائمی و بلندمدت كاركنان با این نوع سازمان‌ها و در نتیجه برخورداری آن‌ها از امنیت‌ شغلی از دیگر ویژگی‌های آن است؛

9- استفاده مدیران از عامل تغییر: در این سازمان‌ها تمامی مدیران، مسئله تغییر را به‌عنوان تنها عامل ثابت و گریزناپذیر می‌دانند و با خشنودی آن را می‌پذیرند و در برابر آن مقاومت نمی‌كنند. طبیعی است در چنین سازمانی، ضرورت ندارد كه مدیر بخش زیادی از وقت خود را برای چگونگی برخورد با تغییرات اختصاص دهد، زیرا همه به این باور رسیده‌اند كه تغییر، یك ارزش مثبت است.

مدیریت خلاق

خلاقیت موهبتی الهی و همگانی است كه به‌صورت بالقوه در وجود همه نهفته است. اما ظهور آن مستلزم هدایت و پرورش صحیح است و برای تحقق آن، نیاز به مدیریت خلاقیت است. برای پرورش خلاقیت، تنها آموزش مطالب مناسب یا برنامه‌ریزی برای توسعه استعدادهای خلاق كافی نیست، بلكه باید نقاطی را كه محل تقاطع خلاقیت‌ هستند، تشخیص داد.

نقاطی كه باعث تشكیل تقاطع خلاقیت می‌شوند، عبارتند از:

1- مهارت‌های مربوط به موضوع؛ 2- مهارت‌های مربوط به خلاقیت؛ 3- انگیزه.

یك مدیر موفق می‌تواند این محل تقاطع را در افراد بیابد و از این تركیب بهره‌ زیادی ببرد و نتیجه سازمانی پویا، فعال، نوآور و پیشرو خواهد داشت.

مهم‌ترین اصل سه عامل بالا همسویی هدف‌ها است. اگر در میان اهداف افراد، چه فردی و چه سازمانی همسویی بوجود آید، فرد تحقق اهداف خود را در تحقق اهداف سازمان می‌داند. پس در او ایجاد انگیزه می‌شود تا به طور ناخودآگاه به هدف سازمان نیز برسد.

تقاطع فكری هنگامی به ثمر می‌رسد كه فرد در مرحله نهایی قادر باشد خارج از قالب‌ها و روش‌های معمول دست به خطر بزند.

یك مدیریت خلاق و كارآفرین در سازمان جوی ایجاد می‌كند كه افراد به گونه‌ای خلاق فكر و عمل كنند. ایجاد این جو مستلزم شرایطی خاص است. به طور مثال سازمان باید به گونه‌ای باشد كه فرد به راحتی به تفكر بپردازد؛ یعنی مدیر اجازه دهد كه افراد فرصت ابراز دیدگاه و اندیشه‌های خود را داشته باشند. اگر افراد از این لحاظ احساس راحتی كنند برای ارائه ایده‌های جدید و نو تلاش خواهند كرد. در این ساختار ضروری است در زمینه ریسك‌ مالی و معنوی برای افراد امنیت وجود داشته باشد؛ زیرا برای پیشبرد خلاقیت باید قواعد و چارچوب‌های ذهنی را شكست تا به راه‌ها و روش‌های نوین رسید.

منبع:

مقاله ترغیب خلاقیت در میان كاركنان، جزو آموزشی و سایر مقالات مدیریتی.

ترغیب خلاقیت در میان كاركنان (الگوی ژاپنی)

ترغیب خلاقیت در میان كاركنان (الگوی ژاپنی)

در سال‌های اخیر درباره موفقیت شركت‌های ژاپنی در زمینه كسب و كار مطالب زیادی گفته و نوشته شده است. غالباً موفقیت این شركت‌ها به شیوه مدیریت آن‌ها نسبت داده می‌شود. شیوه‌ای كه غالباً به نام الگوی ژاپنی مشهور شده است.

در عین حال از دیدگاه برخی ناظران، ژاپنی‌ها مردمانی خلاق به شمار نمی‌آیند. تصور این ناظران این است كه شركت‌های ژاپنی بیشتر سعی در تقلید از موفقیت‌های سایر كشورها دارند تا ترغیب ابتكارات شخصی اعضای سازمان. در سطح ملی نیز گفته می‌شود، ژاپن دستاوردهای بزرگی در كارهای خلاقانه علمی نداشته است. هیچ ژاپنی برنده جایزه نوبل نشده و اكتشافات علمی، اساسی و پایه به ندرت در ژاپن انجام شده است.



با این وجود، آقای دكتر باسادور، استاد دانشگاه مك ماستر كانادا و از پژوهشگران مشهور امر خلاقیت كه مطالعه‌ای تطبیقی میان چند شركت ژاپنی و آمریكایی انجام داده به نتایج دیگری دست یافته است. وی معتقد است كه ژاپنی‌ها حداقل در زمینه مدیریت و ساز و كارهای مربوط به آن از آمریكاییان خلاق‌ترند. به خصوص در استفاده از علوم رفتاری مانند تئوری‌های انگیزش، برای ترغیب خلاقیت در محیط كار قدم‌های سریع‌تری نسبت به همتایان آمریكایی خود برداشته‌اند. بسیاری از ایده‌های نو در مدیریت كه در ده‌های 1940 و 1950 در آمریكا مطرح شد اما از مرز كلاس‌ها و محافل آموزشی بیرون نرفت به دست ژاپنی‌ها عملی شد. این مقاله خلاصه یافته‌های آقای دكتر باسادور را درباره الگوی ژاپنی ترویج خلاقیت در سازمان معرفی می‌كند.

مفهوم خلاقیت در شركت‌های ژاپنی

از دیدگاه مدیران شركت‌های ژاپنی مورد مطالعه، خلاقیت در سازمان عبارت است از فرآیند مستمر مسئله‌یابی، چاره‌جویی و حل مسایل.

معتقدند كه امر پژوهش و ابداع كه به صورت سنتی، در شركت‌های آمریكایی در انحصار گروهی نخبه علمی و فنی است، از جمله فعالیت‌های عمومی است كه همه كاركنان می‌توانند و باید در آن مشاركت و سهمی داشته باشند. از دیدگاه مدیریت ژاپنی هدف اساسی فرآیند خلاقیت در سازمان ایجاد تغییرات مطلوب در سازمان است و فعالیت‌های آموزشی و پرورشی كاركنان باید به گونه‌ای مؤثر آنان را در ایفای نقشی مثبت در ایجاد تحول، توانمند و ترغیب كند.

نظام پیشنهادهای كاركنان (employees suggestion system ) و حلقه‌های كنترل كیفی (‌qualit y control circle) دو عنصر مهم و مكمل نظام مشاركت و ترغیب خلاقیت از سوی كاركنان در شركت‌های ژاپنی است. از طریق این دو نظام ابتكارات فردی و گروهی به خوبی ابراز شده و به سوی تدوین راه‌حل‌های عملی برای مسایل سازمان جاری می‌شوند. در زیر چند مشخصه بارز و مهم این دو نظام به گونه‌ای كه در ژاپن مجری است تشریح می‌شود:

نظام پیشنهادهای كاركنان و حلقه‌ای كنترل كیفی

نظام پیشنهادها، چهارچوبی است كه از طریق آن ابتكارت كاركنان به صورت فردی ابراز می‌شود. از طریق این نظام كاركنان تشویق می‌شوند كه به محیط و فرآیند‌های كار خود توجهی خاص داشته باشند، مسایل شغلی و سازمانی را بیابند و از طریق چاره‌جویی برای مسایل و اجرای راه‌حل‌های یافت‌شده در درجه نخست كار خود و سپس امور سازمان را بهبود بخشند.

از سوی دیگر حلقه‌های كنترل كیفی ساختاری برای رسیدگی و چاره‌اندیشی گروهی برای مسایل محیط كار در اختیار می‌گذارد. با آنكه عضویت در این حلقه‌ها از لحاظ نظری داوطلبانه است اما عموم مردم در این حلقه‌ها عضویت دارند و كار در آن را همچون سایر وظایف جاری خود تلقی می‌كنند. از جمله تفاوت‌های مهم نظام پیشنهادها و حلقه‌های كنترل كیفی، به غیر از فرد محوری و گروه محوری، قلمرو فعالیت‌ها است. از طریق نظام پیشنهادها كاركنان می‌توانند به همه امور سازمان بپردازند و پیشنهادهای اصلاحی خود را بر اساس فرآیندی مشخص، تدوین كنند. اما وظایف حلقه‌ها، حول محورهایی (themes) است كه معمولاً هر شش ماه یكبار از سوی مدیریت تعیین می‌شود. می‌توان گفت فعالیت‌ حلقه‌ها در چهارچوب محدودتری صورت می‌گیرد و متمركز بر امور خاص از پیش تعیین شده است. با این وجود فعالیت‌ حلقه‌ها،‌ فهرستی از مسایل در خور توجه در اختیار كاركنان می‌گذارد كه می‌تواند الهام‌بخش كار فردی آنان از طریق سیستم پیشنهادها باشد.

هدف‌های عملی سیستم پیشنهادها، بنابر یافته‌های دكتر باسادور، بیشتر ایجاد انگیزه، رضایت شغلی و ایجاد زمینه تعامل گروهی در جوی غیررسمی است. مدیران ژاپنی انتظار ندارند كه از طریق سیستم پیشنهادی كاركنان به محصولی جدید یا روش‌های جدید كار دست یابند. همچنین انتظار ندارند كه از این طریق هزینه‌ها كمتر شود و سود افزایش یابد، تأكید آن‌ها بر نقش انگیزشی این سیستم است تا آثار مستقیم اقتصادی آن. مدیران ژاپنی معتقدند كه فرصت‌های خلاقیت كه از طریق سیستم پیشنهادها ایجاد می‌شود به نشاط كاركنان در كار و به رضایت شغلی آنان كمك می‌كند. فعالیت‌های خلاقانه افراد را به یكدیگر نزدیك می‌كند و تعامل‌های گسترده و غیررسمی میان آنان را افزایش می‌دهد. حاصل این سیستم ترغیب خلاقیت فردی و تقویت روحیه كار‌ گروهی خودجوش است. با این دیدگاه در آمارهای مربوط به آثار نظام‌پیشنهادها به دستاوردهای اقتصادی این نظام توجه نمی‌شود.

چنانكه در فوق گفته شد نظام پیشنهادها و حلقه‌های كنترل كیفیت دو نظام مكمل یكدیگرند و به صورت‌های مختلف به یكدیگر وابستگی پیدا می‌كنند. از جمله خصوصیات فرآیند خلاقیت سازمانی در ژاپن تأكید بر كشف مسایل موجود است. هر عضوی كه مسایل بیشتری داشته باشد از شهرت بهتری برخوردار است. حلقه‌های كنترل كیفیت به كاركنان در كشف مسایل سازمانی كمك می‌كند و از این بابت محرك خوبی برای فعال‌تر شدن سیستم پیشنهادها است. فعالیت‌ حلقه‌ها مخزنی از اندیشه‌های نو و فهرستی از مسایل سازمانی در اختیار كاركنان قرار می‌دهد. مدیران هوشمند ژاپنی آموخته‌اند كه چگونه مشوق مسایلی مهم سازمان باشند.

حلقه‌های كنترل كیفیت از سویی دیگر نیز پشتیبان نظام‌پیشنهادهای كاركنان است. اگر افراد و یا گروه‌های غیررسمی و خودجوشی كه حول تدوین یك پیشنهاد تشكیل می‌شود از عهده حل مسئله‌ای برنیایند مسئله مذكور را به حلقه‌های كنترل كیفیت ارجاع می‌كنند تا اندیشه‌های بیشتری برای حل آن بسیج شود. در عین حال اگر به عضوی از حلقه‌ كیفیت از طریق نظام پیشنهادها امتیازی تعلق گیرد، حلقه‌ مربوطه نیز امتیاز و اعتبار می‌یابد. در مراسم مهمی كه هر سال توسط مدیران شركت برپا می‌شود اعضا به صورت فردی و نیز حلقه‌ها مورد تشویق واقع می‌شوند. همچنین بخشی از امتیازهای مادی كه از طریق سیستم پیشنهادها به افراد تعلق می‌گیرد، در اختیار صندوق ویژه‌ای در حلقه‌ها قرار می‌گیرد تا صرف فعالیت‌های بهسازی فردی، تفریحی و سایر امور مورد علاقه كاركنان شود.

شیوه كار سیستم پیشنهادها از همان روزهای استخدام برای كاركنان تشریح می‌شود. مدیران و سرپرستان نیز قبلاً برای كار نزدیك با زیردستان خود و كمك به آنان در مسئله‌یابی، حل مسایل و اجرای راه‌حل‌ها و چگونگی برخورد با آنها آموزش‌ دیده‌اند. اساس سیستم پیشنهادها همانگونه كه در پیش‌آمد آن است كه فعالیت‌های خلاقه نباید در انحصار جمعی نخبه باشد. شعار پژوهش و ابداع، كاری همگانی است. در یكی از شركت‌های ژاپنی با 9000 كارمند، ظرف یك سال 660000 پیشنهاد از سوی كاركنان ارائه شد كه 6000 آن درباره بهسازی محصول فعلی و یا تولید محصول جدید بود، بقیه پیشنهادها به بهسازی روش‌ها و فرآیند كار اختصاص داشت.

ویژگی دیگر سیستم پیشنهادها در ژاپن تأكید بر مسئله‌یابی است. برای یافتن مسایل سازمان، فرد باید به نحو سازنده‌ای از وضعیت موجود (از وضعیت شغلی تا وضعیت محصولات سازمانی) ناراضی باشد و به دنبال راه‌هایی برای بهبود آن برود. اصل این است كه نارضایتی سازنده فرد را به تفكر و رفتار چاره‌جویانه وادار می‌كند. برای ترغیب روحیه مسئله‌یابی در برخی از شركت‌ها فهرستی از مسایل موجود از طریق پوسترهایی در محل‌های كار اعلام می‌شود و كاركنان تشویق به چاره‌جویی می‌شوند.

در شركت‌های آمریكایی از این لحاظ وضع معكوس است. مدیران از اعلام و تصریح مسایل خود اكراه دارند زیرا وجود مسئله برای مدیر نقطه ضعف تلقی می‌شود. با این روحیه زمانی كه مسئله‌ای‌ یافت می‌‌شود همه سعی در مبرا كردن خود می‌كنند. جملاتی نظیر: این مسئله در نوبت كاری من اتفاق نیفتاد و یا مسئله ما نیست، بسیار شنیده می‌شود.

در ژاپن نه تنها اعضای سازمان آموزش‌های خاصی در كشف مسایل می‌بینند بلكه روش‌هایی ساخت‌یافته برای حصول اطمینان از استمرار این فعالیت‌ مهم مستقر شده است. در برخی موارد به كاركنان كارت‌های كشف مسئله داده می‌شود تا مسایل مورد مشاهده را از طریق آن‌ها در پوسترهای بخصوص اعلام كنند.

هرچند كه سیستم پیشنهادها، پیشنهاد را از افراد می‌پذیرد اما كاركنان تشویق می‌‌شوند كه برای چاره‌جویی و آزمون راه‌حل‌های مناسب به صورت گروهی در قالب گروه‌های كوچك غیر‌رسمی خودجوش كار كنند.

در نظام پیشنهادهای شركت‌های ژاپنی تفاوت زیادی میان یك فكر نو یا ایده تازه و پیشنهاد وجود دارد. ایده هنگامی به پیشنهاد تبدیل می‌شود كه هر سه مرحله مشكل‌گشایی یعنی مسئله‌یابی، چاره‌جویی و آزمون راه‌حل را طی كرده باشد. با این وصف عملی‌بودن پیشنهادهایی كه از سوی كاركنان تسلیم می‌‌شود از قبل آزمون شده است.

همه پیشنهاهایی كه بدین ترتیب شكل می‌گیرد مورد قبول سازمان واقع می‌شود و حدود 96 درصد آن‌ها به عمل در‌می‌آید.

در نظام پیشنهادها پاداش مالی و بازخورد سریع كه هر دو از اهرم‌های انگیزشی مهم هستند پیش‌بینی شده است. پاداش‌های مالی در غالب موارد بسیار كوچك است (5 دلار) و بیشتر صورت نمادین دارد.

اما در برخی موارد نیز پاداش‌ها بزرگ و قابل توجه است. در هر حال سیستم پیشنهادها ترغیب تفكر خلاقه، پرورش كاركنان فكور و تقویت روحیه مشاركت در امور سازمان و ایفای نقش سازنده در فرآیند بهسازی دایمی امور است.

از پیشنهادهای پذیرفته شده درصد كوچكی اجرا نمی‌شود (4 درصد). بخشی بزرگ مربوط به پیشنهادهایی است كه اجرای آن مستلزم بسیج نیروهایی خارج از قلمرو واحد سازمانی مربوطه است. گاه نیز پیشنهاد با دیگر اجزای سیستم همخوانی ندارد. در هر صورت به پیشنهادهای واصله امتیاز لازم داده می‌شود.

مدیران ژاپنی به صورت‌های مختلف كاركنان را به مشاركت در سیستم پیشنهادها ترغیب می‌كنند. در مواردی برای هر كارمند سهمیه‌ای تعیین می‌شود. نقش سرپرستان تنها حصول اطمینان از جریان به هنگام تولید نیست بلكه مراقبت از جریان مستمر ایده‌ها و پیشنهادهای نو را نیز در بر می‌گیرد. سرپرستان به كاركنان اجازه می‌دهند كه با دریافت اضافه‌كار به تكمیل پیشنهادهای خود بپردازند. فرد تشویق می‌شود كه با افكار جدید زندگی كند. بسیاری از فعالیت‌های مسئله‌یاب و چاره‌جویی در ساعات خارج از كار اتفاق می‌افتد.

نقش مدیران و سرپرستان ژاپنی در كارایی سیستم پیشنهادها بسیار حیاتی است. به عنوان مربی و مشوق، آنان از هر فرصتی برای تعلیم و راهنمایی، كمك فكری به كاركنان استفاده می‌كنند. در طرح‌های بزرگ رهبران گروه‌ها و سرپرستان منابع مالی و كاری قابل توجهی برای تكمیل پیشنهادها در اختیار كاركنان می‌گذارند. در جلساتی كه به صورت دوره‌ای معمولاً در چایخانه كارخانه تشكیل می‌شود، افراد و گروه‌ها كارهای خود را به همكاران معرفی می‌كنند. مدیران به عنوان رئیس جلسات به ارزیابی طرح‌ها و ارائه بازخورد مثبت می‌پردازند.

نكته جالب آن است كه مدیران خود نمی‌توانند در سیستم پیشنهادها كه خاص كاركنان است به طور مستقیم مشاركت كنند. اگر مدیری فكر جدیدی داشته باشد و یا مسئله تازه‌ای را كه در خور ریشه‌یابی و چاره‌جویی پیشنهاد كند برای این كار به صورت فردی و یا جمعی از كاركنان علاقه‌مند و داوطلب استفاده می‌كند. در این میان فرد یا گروه داوطلب ممكن است به راه‌كارهایی متفاوت از آنچه مدیر دیده است دست یابند. در این گونه موارد مدیران در درجه نخست فرصت را برای آزمون راه‌كارهای ارائه شده از سوی كاركنان فراهم می‌كنند. این روش متضاد شیوه قدیمی مدیریت علمی است كه مدیران را مغز متفكر و كاركنان را تنها بازوان اجرایی سازمان تلقی می‌كند. دستاورد عمده سیستم پیشنهادها و نیز حلقه‌های كیفیت انگیزش كاركنان و وابستگی آن‌ها به كار و سازمان خویش است.

سیستم پیشنهادها از سویی به تحول‌پذیری سازمان كمك می‌كند و از سویی دیگر موجب افزایش كارایی و اثربخشی كوتاه‌مدت آن می‌گردد. اما مهم‌تر از همه از طریق یك مدار به ایجاد و تقویت مستمر انگیزه، طراوت در كاركنان و ترویج كار گروهی كمك می‌كند و این دستاوردی است بزرگ كه غالباً مدیران ژاپنی بر آن تأكید می‌ورزند.

از ویژگی‌های سیستم پیشنهادهای كاركنان در ژاپن هماهنگی آن با سیستم حلقه‌های كنترل كیفیت است. فعالیت حلقه‌های مذكور كه بر اساس موضوع (theme) های مشخص صورت می‌گیرد زمینه را برای مسئله‌یابی و چاره‌جویی برای مسایل توسط كاركنان فراهم می‌كند و از این طریق موجب هماهنگی نظام پیشنهادها با استراتژی‌های سازمان می‌شود. سازمان‌ها از طریق تبیین هدف‌های استراتژیك و نیز هدف‌های عملیاتی و تبلیغ هدف‌های مذكور و آگاه‌كردن كاركنان زیربنای لازم را برای جهت دادن به فعالیت‌های خلاقه فراهم می‌كنند. در این میان فعالیت‌ حلقه‌های كنترل كیفیت از لحاظ اتصال سیستم پیشنهادها با استراتژی‌های سازمان اهمیت ویژه‌ای می‌یابد.

به طور خلاصه در مدیریت شركت‌های ژاپنی پیشنهادها و حلقه‌های كنترل كیفیت، دو سیستم مكمل برای ترویج خلاقیت در سازمان است. سیستم كنترل كیفیت فرصت‌هایی برای ابتكار، عملكرد و شهرت فردی را به دست می‌دهد. فعالیت حلقه‌های كیفیتی تا حد معین و ساخت‌یافته است. اما سیستم پیشنهادها حد و مرز مشخصی ندارد و ارائه هر طرح و پیشنهادی از طریق این سیستم مقدور است.

بهره‌وری و خلاقیت

ارتقای بهره‌وری بر سه محور اصلی استوار است؛ بهبود در فرآیند و تكنولوژی انجام عملیات، ایجاد زمینه بهبود فرآیند عملیات و عرصه برای ارتقای بهره‌وری، بهبود بهره‌وری انسان به عنوان عامل اصلی تولید و عملیات‌.

خلاقیت به عنوان نیروی ایجاد نوآوری برای بهبود در طول تاریخ قدرت اصلی انسان در دست‌یابی به شیوه‌های جدید، ایجاد بهبود در فرآیندها و رفع تنگناها و موانع عملیات بوده است. به این ترتیب، خلاقیت انسان عامل تعیین‌كننده ارتقای بهره‌وری است. زمینه عملكرد آن، در دستیابی به فرآیندهای مؤثر و كارآمدتر است. دیگر عملكرد مستقیم خلاقیت بر بهره‌وری، عبارت است از ابداع شیوه‌ها و تكنیك‌های ارتقای بهره‌وری. كاركرد دیگر خلاقیت در اثرگذاری بر نگرش افراد به مفهوم بهره‌وری و تلاش در جهت بهره‌وری بیشتر در عملیات است. بنابراین می‌توان گفت: خلاقیت، بستر هر گونه بهبود و در نتیجه ارتقای بهره‌وری است.

ویژگی‌های افراد خلاق

خلاقیت از دیدگاه روانشناسی، نمایان شدن تلفیقی از اندیشه‌های نو به وسیله شهودگرایی از منابع ناشناخته تعریف شده است. پاپالیا خلاقیت را «توانایی دیدن چیزها در یك نظر نو و غیرمعمولی، دیدن مشكلاتی كه هیچ‌كس دیگر امكان تشخیص موجود بودن آن‌ها را نمی‌دهد و سپس ارایه ره‌‌یافت‌هایی جدید، غیرمعمولی و اثربخش می‌داند» و نوآوری عبارت است از «به كارگیری ایده‌های نوین ناشی از خلاقیت»

اما افراد خلاق دارای چه ویژگی‌هایی هستند؟

افراد خلاق تازگی و بدیع بودن را ترجیج می‌دهند. پیچیدگی مسایل توجه آنان را جلب می‌كند و به قضاوت‌های مستقل می‌پردازند. دیگر اینكه توانایی اتمام، تكمیل و یكی كردن افكار گوناگون افراد را دارند. افراد خلاق بیشتر به وسیله علایق درونی خود نسبت به كارهای خلاق برانگیخته می‌شوند تا عوامل بیرونی نظیر شهرت، پول یا تأیید دیگران.

علاوه بر موارد فوق، دیگر ویژگی‌های افراد خلاق عبارتنداز :

- بخش‌ عمده‌ایی از وقت خود را صرف توجه دقیق به اطراف خود می‌كنند و از این طریق سوژه‌های جدیدی برای تفكر پیدا می‌كنند؛‌

- بسیار كنجكاو بوده و به طور مستمر در جستجوی موضوعات پیچیده، جدید، ناشناخته و عجیب هستند؛

- حل مشكلات و مسایل توسط افراد خلاق از اصالت خاصی برخوردار است؛

- افراد خلاق انعطاف‌پذیر هستند و در ارایه راه‌حل‌ و اندیشه بكر و بدیع، آمادگی بسیار دارند؛

- افراد خلاق به استقلال و ناهمنوایی تمایل دارند؛

- مسایل پیچیده را به مسایل ساده ترجیح می‌دهند و با علاقه‌مندی بسیار برای یافتن راه‌حل می‌كوشند؛

- مسایل و وضعیت‌هایی را می‌بینند كه قبلاً مورد توجه قرار نگرفته، فكرهای بكری ارائه می‌دهند و از كنار مسایل بی‌تفاوت نمی‌گذرند؛

- ایده‌ها و تجربیات حاصل از منابع گوناگون را به هم ربط می‌دهند و آن‌ها را بر مبنای مزیتشان مورد بررسی قرار می‌دهند؛

- از مهم‌ترین ویژگی‌های افراد خلاق، داشتن سلامت فكر است. به طوری كه همزمان در مورد یك مسأله چندین فكر و راه‌حل را در نظر خواهند داشت؛

- نسبت به پیش‌فرض‌های قبلی تردید می‌كنند و محدود به رسم و عادت نمی‌شوند. اولین قدم برای بهبود یك وضعیت، ابراز شك و تردید نسبت به آن است؛

- فی‌البداهه از نیروهای احساسی، ذهنی و بینشی مدد می‌گیرند و در عین بصیرت تخیل خود را نیز به كار می‌بندند تا فكری كارآمد ارائه كنند؛

- در فكر و عمل همیشه به دنبال بهبود روش انجام كار، بهبود كیفیت و استاندارد هستند؛

- غالباً افرادی اجتماعی هستند و دوست دارند در گروه‌های متفاوتی عضویت داشته باشند تا بتوانند از ایده‌ها و نظرات سایر افراد نیز استفاده كنند.

در نتیجه خلاقیت برای بقای هر سازمان ضروری است. تداوم حیات سازمان‌ها به بازسازی آن‌ها بستگی دارد. بدون بازسازی، سازمان نمی‌تواند دوام بیاورد و بازسازی هم جز از طریق نوآوری كه خود ثمره خلاقیت است، میسر نیست.

بنابراین سازمان‌ها برای ادامه حیات و بقای خود به بازسازی از طریق خلاقیت نیازمندند. موفقیت مدیر در این است كه افراد خلاق را در سازمان شناسایی و از وجود آن‌ها برای بهبود و بازسازی سازمان استفاده كند.

مدیریت سازمان باید همیشه از بروز ایده‌ها و فكرهای جدید استقبال كند و افراد خلاق را تشویق كند. برای وقوع خلاقیت، باید نگرش لازم برای استقبال از پیشنهادهای مبتنی بر تغییر شرایط وجود داشته باشد.

مدیران امروزی باید بدانند كه موانعی همچون عدم اعتماد به نفس، ترس از انتقاد و شكست، تمایل به همرنگی و همگونی و عدم تمركز ذهنی و سایر موارد بر سر راه بروز خلاقیت از سوی افراد زیر دستشان وجود دارند كه باید در برطرف ساختن آن‌ها بكوشند. ما باید این نكته را قبول كنیم كه همه عادت زده‌ایم. متأسفانه در نظام اداری ما كم نیستند مدیرانی كه خود را عقل كل می‌دانند و كارمندان را افرادی می‌دانند كه مجبورند دستورات آن‌ها را اجرا كنند.

ویژگی‌های سازمان خلاق چیست؟

برخی از ویژگی‌های سازمان خلاق، عبارتند از:

1- رقابت كامل و فشرده: در یك سازمان در صورتی خلاقیت صورت می‌گیرد كه رقابت كامل در آن حاكم باشد؛

2- فرهنگ خوب و پویا: بر پایه یك فرهنگ خوب، اتلاف وقت گناه محسوب می‌شود. بدیهی است در چنین بستر مناسبی بحث و رقابت، خلاقیت یا سازمان‌های پویا بهتر شكل می‌گیرد؛

3- دسترسی به مدیران: در سازمان‌های خلاق مدیران بر این اعتقاد هستند كه دانش در سطح سازمان به وفور پراكنده شده است و مدیران به راحتی می‌توانند افكار و نظرات دیگران را مستقیم و بدون واسطه دریافت كنند؛

4- احترام به افراد: ویژگی دیگر سازمان خلاق احترام به افراد است و آن‌ها باور دارند كه می‌توانند همگام با نیازهای سازمان، رشد كنند؛

5- ارائه خدمات عمومی: هدف نهایی در این سازمان‌ها توجه به نیازمندی‌های اجتماع و جلب رضایت آحاد مردم است؛

6- گردش شغلی: در سازمان خلاق، افراد دارای یك تخصص ویژه نیستند و این امكان را دارند كه برای قرار گرفتن در جایگاه مناسب گردش شغلی داشته باشند؛

7- كار گروهی: در سازمان‌های خلاق، كارها به صورت گروهی انجام می‌شوند؛

8- روابط دائمی و بلندمدت كاركنان با این نوع سازمان‌ها و در نتیجه برخورداری آن‌ها از امنیت‌ شغلی از دیگر ویژگی‌های آن است؛

9- استفاده مدیران از عامل تغییر: در این سازمان‌ها تمامی مدیران، مسئله تغییر را به‌عنوان تنها عامل ثابت و گریزناپذیر می‌دانند و با خشنودی آن را می‌پذیرند و در برابر آن مقاومت نمی‌كنند. طبیعی است در چنین سازمانی، ضرورت ندارد كه مدیر بخش زیادی از وقت خود را برای چگونگی برخورد با تغییرات اختصاص دهد، زیرا همه به این باور رسیده‌اند كه تغییر، یك ارزش مثبت است.

مدیریت خلاق

خلاقیت موهبتی الهی و همگانی است كه به‌صورت بالقوه در وجود همه نهفته است. اما ظهور آن مستلزم هدایت و پرورش صحیح است و برای تحقق آن، نیاز به مدیریت خلاقیت است. برای پرورش خلاقیت، تنها آموزش مطالب مناسب یا برنامه‌ریزی برای توسعه استعدادهای خلاق كافی نیست، بلكه باید نقاطی را كه محل تقاطع خلاقیت‌ هستند، تشخیص داد.

نقاطی كه باعث تشكیل تقاطع خلاقیت می‌شوند، عبارتند از:

1- مهارت‌های مربوط به موضوع؛ 2- مهارت‌های مربوط به خلاقیت؛ 3- انگیزه.

یك مدیر موفق می‌تواند این محل تقاطع را در افراد بیابد و از این تركیب بهره‌ زیادی ببرد و نتیجه سازمانی پویا، فعال، نوآور و پیشرو خواهد داشت.

مهم‌ترین اصل سه عامل بالا همسویی هدف‌ها است. اگر در میان اهداف افراد، چه فردی و چه سازمانی همسویی بوجود آید، فرد تحقق اهداف خود را در تحقق اهداف سازمان می‌داند. پس در او ایجاد انگیزه می‌شود تا به طور ناخودآگاه به هدف سازمان نیز برسد.

تقاطع فكری هنگامی به ثمر می‌رسد كه فرد در مرحله نهایی قادر باشد خارج از قالب‌ها و روش‌های معمول دست به خطر بزند.

یك مدیریت خلاق و كارآفرین در سازمان جوی ایجاد می‌كند كه افراد به گونه‌ای خلاق فكر و عمل كنند. ایجاد این جو مستلزم شرایطی خاص است. به طور مثال سازمان باید به گونه‌ای باشد كه فرد به راحتی به تفكر بپردازد؛ یعنی مدیر اجازه دهد كه افراد فرصت ابراز دیدگاه و اندیشه‌های خود را داشته باشند. اگر افراد از این لحاظ احساس راحتی كنند برای ارائه ایده‌های جدید و نو تلاش خواهند كرد. در این ساختار ضروری است در زمینه ریسك‌ مالی و معنوی برای افراد امنیت وجود داشته باشد؛ زیرا برای پیشبرد خلاقیت باید قواعد و چارچوب‌های ذهنی را شكست تا به راه‌ها و روش‌های نوین رسید.

منبع:

مقاله ترغیب خلاقیت در میان كاركنان، جزو آموزشی و سایر مقالات مدیریتی.

ایده جالب

ایده جالب برای جلوگیری از گره‌خوردن سیم هدفون + تصاویر

باز کردن سیم‌های گره خورده هدفون کار کلافه کننده‌ای است که حتی باز کردن گره آن ممکن است باعث قطعی سیم هم بشود.

خبرگزاری فارس: ایده جالب برای جلوگیری از گره‌خوردن سیم هدفون + تصاویر

ظاهرا سیم‌ها علاقه زیادی به گره خوردن دارند و حتما برایتان زیاد پیش آمده که هنزفری گوشی یا هدفون خود را از کیف یا کشوی‌تان در بیاورید و چند دقیقه‌ای مشغول باز کردن سیم‌های گره خورده و در هم باشید تا روزی که همین گره‌ها کار خود را بکنند و سیم از داخل قطع شود.

اما این مشکل هم با یک ایده ساده رفع شده ایده ای که از کیسه های زیپ دار یا به اصطلاح زیپ کیپ الهام گرفته است. در این طراحی جدید دو سیم گوشی های هدفون دارای زائده ای هستند که مانند لبه زیپ کیپ در هم قرار گرفته و کیپ می شوند.

یک این ایده جالب علاوه بر بر طرف کردن مشکل گره خوردن سیم‌ها و قطع شدن آنها با یک طراحی خوب، ظاهر زیبایی پیدا کرده که نیاز به پنهان کردن سیم‌های زشت و پر پیچ و تاب در زیر پیراهن را از بین می برد.


پرینتر برای چاپ سنگفرش خیابان + تصاویر

یک پیاده روی سنگفرشی حتما بهتر از یک پیاده روی معمولیست و یک خیابان سنگفرش قطعا زیباتر از یک خیابان اسفالت.

خبرگزاری فارس: پرینتر برای چاپ سنگفرش خیابان + تصاویر

استفاده از سنگفرش برای ساخت خیابان پیاده رو و خیابان‌ها نمای زیبایی یه شهر می‌دهد اما سنگفرش کردن یک خیابان که هر سنگ آن باید با دست در جای خود قرار گیرد کاری زمان بر و برای کارگران طاقت فرساست که با زانو و کمر آسیب می‌زند.

یک شرکت هلندی برای آسان کردن کار ساخت سنگفرش دست به ابتکار جالبی زده و در واقع یک پرینتر ساخته که به جای جوهر از سنگ و به جای کاغذ از کف خیابان با نقش کردن سنگ بر آن استفاده می‌کند.

این پرینتر عجیب که ببر-سنگ نامیده شده، عملیات ساخت سنگفرش را با استفاده از 2 یا سه کارگر به سادگی و با سرعت بالا و بدون ایجاد مشکلات جسمی برای کارگران به پیش می‌برد.

برای کار با ببر-سنگ ابتدا مسیری که می‌خواهند سنگ فرش شود را زیرسازی می‌کنند و سپس یک کارگر در بالای دستگاه الگوی مورد نظر سنگفرش را می‌چیند و دستگاه به آرامی و البته با سرعت بسیار بیشتر از انسان، سنگ‌ها را بر خیابان نقش می‌کند.

این ماشین بی سر و صدا که با جریان برق کار می‌کند، می‌تواند روزانه 300 متر مربع جاده را تا عرض 6 متر و با الگوهای مختلف سنگفرش کند و البته بعد از پایان کار کسی نخواهد فهمید که این همه سنگ با دست بر زمین قرار گرفته یا با یک پرینتر غول پیکر!

مدادسازرومیزی

با وجود الکترونیکی شدن بسیاری از مکاتبات اداری و غیر اداری و کم شدن حجم کاغذبازی‌های اما باز هم از کاغذ نمی‌توان رهایی یافت و زندگی با کاغذ و دور ریختن آن قسمتی از کارهای روزانه ماست.

خبرگزاری فارس: کاغذ پاره‌های خود را مداد کنید + تصاویر

هر چقدر هم که سعی کنید تا از مکاتبات کاغذی دوری کنید اما بازهم اگر میز خود را مرتب نکنید، تنها در چند روز کوهی از کاغذ روی میز دارید که شاید تنها چند عدد از آنها مهم باشند و بقیه ارزشی برای نگهداری ندارند.

با این کاغذها که ارزش و جای نگهداری برای آنها وجود ندارد، چه باید کرد، آیا باید آنها را پاره کرد و دور انداخت یا سوزاند، یا استفاده‌های بهتری هم می‌توان از آنها کرد.

دستگاه زیر ایده اولیه یک مدادساز رو میزی است که با دریافت کاغذ باطله از یک سو، از طرف دیگر به شما مداد تحویل می‌دهد و کاغذهای باطله را با ارزش می‌کند، دستگاهی که اگر ساخته شود قطعا مدیران مدارس و ادارات از اولین سفارش دهندگان آن خواهند بود.


کارآفرینی= دانشکده فنی نیشابور-مدرس الهی

کارآفرینی

محمود احمدپورداریانی-محمدعزیزی

 

 این کتاب از دوازده فصل(فصل دوازدهم: پیوست¬ها) تشکیل شده است که با مطالعه آن¬ها، با نحوه فعالیت شرکت¬ها و مراکز تولیدی و کشاورزی و خدماتی آشنا می¬شوید و اطلاعات لازم را برای تاسیس و اداره یک واحد کسب و کار به دست می¬آورید.

 

دانشکده فنی نیشابور-مدرس الهی

نیمسال اول1392-1391

 


 

فهرست مطالب

فصل اول: موفقیت... 2

فصل دوم: برنامه­ریزی مسیر شغلی.. 3

فصل سوم: شناخت انواع کسب و کار. 4

فصل چهارم: کارآفرینی.. 5

فصل پنجم: اصول راه­اندازی کسب و کار. 8

فصل ششم: بازاریابی.. 10

فصل هفتم: خلاقیت... 13

فصل هشتم: جایگاه مشتری و ویژگی­های فروشنده خوب... 15

فصل نهم: امور مالی کسب و کار. 16

فصل دهم: مدیریت کسب و کار. 17

فصل یازدهم: طرح کسب و کار. 19

 

فصل اول: موفقیت

می­توان زندگی را به مسابقه­ای ورزشی تشبیه کرد. افراد بشر را که در مسابقه زندگی شرکت دارند، می­توان به سه گروه تقسیم کرد:

گروه اول: تماشاچیان که در اکثریت­اند.

گروه دوم: بازندگان که قشر وسیعی از افراد جامعه را تشکیل می­دهند. این گروه از حس انتقادی شدیدی نسبت به جامعه برخوردارند.

گروه سوم: برندگان و افراد موفق که تعدادشان نسبتاً کم است و در زندگی آنچه را اراده کنند به دست می­آورند.

ü     معنی و مفهوم موفقیت

مهم­ترین تعاریف موجود از موفقیت عبارتنداز:

·        بالفعل کردن استعدادهای نهانی که در وجود هرکس نهفته است.

·        دستیابی به هدفی که در نظر انسان است و با رسیدن به آن هدف برای خود موقعیت و اعتباری کسب می­کند.

·        رسیدن به مقام چهارم، در صورتی که پیش از آن در مقام پنجم باشد.

·        شیوه درستِ فکر کردن و زندگی کردن.

فرد موفق کسی است که به آرزوهای خود برسد و در درون، رضایت خاطر احساس کند که این امر، خود حاصل تلاش و کوشش مداوم در زندگی است.

 

ü     چگونگی تعیین هدف

برای تعیین اهداف خود، ضمن مطالعه و بررسی، از افراد آگاه و خبره در این زمینه و معلمان و مشاور مدرسه نیز کمک بگیرید.

ü     نکات مهم برای رسیدن به موفقیت

1.        الگوبرداری از افراد موفق

2.       تعیین اهداف بزرگ

3.       پرورش خلاقیت

4.       حداکثر استفاده از زمان

5.       اشتیاق، نقطه شروع همه فعالیت­ها

6.       پشتکار

7.       اعتماد به نفس

8.       نهایت استفاده از هوش و استعداد

9.       استفاده از فرصت­ها

10.     خواستن، رمز موفقیت

11.     راضی نبودن به وضع موجود

 

فصل دوم: برنامه­ریزی مسیر شغلی

تعیین اهداف شغلی گامی هوشمندانه به سوی موفقیت است. در واقع اهداف شغلی، هدف نهایی تمام فعالیت­هایی است که شما در حال حاضر به آن­ها دست می­زنید. نکته مهم آن است که با توجه به تغییرات و تحولاتی که در دنیای امروز به وقوع می­پیوندد، شغلی را انتخاب کنید که در آن موفق باشید و بتوانید از تمام مهارت­ها و توانایی­هایتان استفاده کنید.

ü     دلایل مهم راه­اندازی کسب و کار توسط افراد مختلف عبارتند از:

1.        افراد ترجیح می­دهند به جای آنکه برای دیگران کار کنند، برای خودشان کار کنند و رفاه بیشتری به دست آورند.

2.       برای افراد کارآفرین کار کردن در محیط اداری یا شرکت دیگران، سخت و دشوار است.

3.       هنگامی که فرد به کسب و کار خود مشغول است، کارهای مختلفی می­کند و این تنوع در انجام کار، باعث رضایت درونی فرد می­شود.

4.       راه­اندازی کسب و کار برای خود باعث می­شود که فرد از تمام مهارت­ها و دانشی که در طی دوران تحصیل و زندگی خود کسب کرده است، استفاده کند.

5.       افراد کارآفرین ترجیح می­دهند به جای کارفرمایشان، خود از نتیجه و ثمره کارشان استفاده کنند.

ü     مسائلی که در راه­اندازی کسب و کار باید به آن­ها توجه کنید

Ø     برای سودآوری، در سال­های اول، وجود درآمد کم و نیاز به زمان زیاد

Ø     تمام مسئولیت­ها متوجه صاحب کسب و کار است و کسی اشتباهتان را بر عهده نمی­گیرد.

Ø     اختصاص زمان بیشتر به کار خویش، توسط صاحبان کسب و کارها

Ø     برون­سپاری

با توجه به اهمیت و ضرورت راه­اندازی کسب و کار شخصی، شغل آینده خویش را با تاکید بر ایجاد کسب و کار شخصی   برنامه­ریزی کنید. به هر حال افراد پس از اتمام تحصیلات، چهار گزینه پیش روی خود دارند:

1.        ادامه تحصیل

2.       استخدام

3.       ایجاد کسب و کار

4.       خویش­فرما

فصل سوم: شناخت انواع کسب و کار

مهم­ترین هدف کسب و کار، کسب سود برای حفظ موجودیت و ابقای خویش است. همچنین اهداف دیگری نظیر کسب سهم بیشتر بازار، ارتقای کیفیت محصولات، فعالیت­های خیرخواهانه نیز وجود دارند.

ü     انواع کسب و کار

1.        کسب و کار کوچک: کسب و کاری که تعداد افراد شاغل در آن کمتر از 50 نفر باشد. مانند کسب و کارهای خانگی، اینترنتی و...

2.       کسب و کار متوسط: کسب و کاری که تعداد افراد شاغل در آن بین 50 تا 500 نفر باشد. مانند فروشگاه­های زنجیره­ای

3.       کسب و کار بزرگ: کسب و کاری که تعداد افراد شاغل در آن بیشتر از 500 نفر باشد. مانند ایران خودرو، سایپا، بانک­ها و...

v     دلایل انتخاب کسب و کار خانگی

1.        بالا بردن کیفیت زندگی

2.       توسعه تکنولوژی

v     مزایای کسب و کار خانگی نسبت به دیگر کسب و کارها

1.        آزادی و استقلال عمل بیشتر

2.       ساعات کاری انعطاف­پذیر

3.       ایجاد تعادل و موازنه بیشتر بین کار و زندگی

4.       پایین بودن هزینه راه­اندازی

5.       پایین بودن میزان ریسک

6.       امکان کار کردن پاره­وقت

7.       راحت­تر بودن تربیت بچه­ها

8.       داشتن فرصت و زمان بیشتر

9.       تناسب با ویژگی­های جسمی افراد معلول و کم­توان

10.     احتمال موفقیت بیشتر

11.     تناسب با اقشار مختل احساس راحتی بیشتر

12.    عدم نیاز به مجوز و پرداخت مالیات

v     مواردی که در راه­اندازی کسب و کار در منزل باید در نظر گرفت

1.        درباره ایده کسب و کارتان تحقیق کنید

2.       درباره محصول یا خدماتتان نیز اطلاعات کسب کنید

3.       محل کار خود را تعیین کنید

4.       مشارکت دیگر اعضای خانواده را جلب کنید

5.       اسم خوبی برای کسب و کارتان انتخاب کنید

6.       اسباب و تجهیزات مناسبی برای کسب و کارتان تهیه کنید

7.       پوشش مناسب و درخور برای کسب و کارتان فراهم کنید

8.       یک صندوق پستی به کسب و کارتان اختصاص دهید

9.       با دوستان و همسایگانتان رک و صادق باشید

10.     حساب بانکی برای کسب و کارتان باز کنید

11.     ارتباط بیشتری با افراد و گروه­های مختلف برقرار کنید

12.    از داشتن کسب و کار در منزل خجالت و واهمه­ای نداشته باشید، بلکه به آن افتخار کنید

فصل چهارم: کارآفرینی

کارآفرین فردی است دارای ایده و فکر جدید(خلاقیت و نوآوری) که از طریق فرآیند ایجاد کسب و کار، توام با بسیج منابع و مخاطره مالی و اجتماعی، محصول یا خدمت جدیدی به بازار عرضه می­کند.

ü     انواع کارآفرینی

1.        کارآفرینی فردی: فرآیندی است که در آن کارآفرین می­کوشد تا فعالیت کارآفرینانه­ای را به طور آزاد به ثمر رساند.

2.       کارآفرینی سازمانی: فرآیندی است که در آن کارآفرین می­کوشد تا فعالیت کارآفرینانه­ای را در سازمانی که معمولاً سنتی و بوروکراتیک است به ثمر رساند.

یک نوع دیگر از کارآفرینی به نام کارآفرینی اجتماعی یا ارزشی وجود دارد که در آن فرد به دنبال منافع مادی و ثروت نیست، بلکه هدفش ایجاد تغییر و تحولاتی مثبت در جامعه است.

ü     تفاوت کارآفرین با نوآور، مخترع، سرمایه­گذار و مدیر(با ذکر یک مثال)

مخترع                       

نوآور                      

کارآفرین(با کمک سرمایه­گذار)

ایده شیشه                    

تولید شیشه                 

تولید انبوه و ارسال به بازار

 

ü     تفاوت کارآفرین با مدیر

مدیران

کارآفرینان

در گذشته زندگی می­کنند

در آینده زندگی می­کنند

علاقه به ثبات دارند

علاقه به تغییر دارند

ف

تهدیدگرا محسوب می­شوند

فرصت­گرا محسوب می­شوند

یک خانه می­سازند و می­خواهند تا ابد در آن زندگی کنند

یک خانه می­سازند و بلافاصله برای خانه بعدی برنامه می­ریزند

ü     کارهایی که کارآفرین در راه­اندازی و ادامه کسب و کار خود انجام می­دهد

•        سرمایه­اش را با ریسک مواجه می­کند.

•        امور مربوط به خودش را شخصاً سازماندهی می­کند.

•        تصمیم­گیرنده کارش خودش است.

•        مجبور است برای ادامه فعالیت، مشتریانش را خودش پیدا کند.

ü     ویژگی­های کارآفرینان

õ      نیاز به موفقیت

õ      برخورداری از مرکز کنترل درونی

õ      مخاطره­پذیری

õ      استقلال­طلبی

õ      خلاقیت

õ      تحمل ابهام

ü     ده ویژگی کارآفرینان از نظر بایگرو[1](مدیر مرکز مطالعات کارآفرینی کالج بابسون)

1.        رویا(Dream)

2.       قاطعیت(Decisiveness)

3.       عملگرایی(Doers)

4.       اراده(Determination)

5.       وقف(Dedication)

6.       عشق(Devotion)

7.       توجه به جزییات(Details)

8.       کنترل سرنوشت(Destiny)

9.       افزایش درآمد(Dollars)

10.     توزیع ثروت(Distribute)

ü     ویژگی­های جمعیت شناختی کارآفرینان

1.        تجربه کاری

2.       الگوی نقش

3.       تحصیلات

4.       سن

5.       نظام آموزشی

6.       جایگاه اجتماعی

ü     سازمان کارآفرین

فرآیندی است که در آن سازمان می­کوشد تا همه کارکنان بتوانند در نقش کارآفرین انجام وظیفه کنند و تمام فعالیت­های کارآفرینانه فردی و گروهی به طور مستمر، سریع و راحت در سازمان مرکزی یا شرکت تحت پوشش خودمختار به ثمر برسد.

فصل پنجم: اصول راه­اندازی کسب و کار

علاوه بر ویژگی­هایی که برای افراد کارآفرین ذکر شد، برای کارآفرین شدن به مجموعه­ای از مهارت­ها و ویژگی­های خاص نیاز داریم که شاید در دیگر مشاغل وجود چنین مهارت­ها و توانایی­هایی چندان مهم نباشد. مهم­ترین این مهارت­ها، داشتن مهارت ارتباطی سطح بالا می­باشد. همچنین مهارت­ها و توانایی گفت و شنود فردی یا گروهی ضروری است. کارآفرین باید بتواند رهبر، مذاکره کننده یا تشکیل­دهنده یک تیم باشد. توانایی ایجاد رابطه شبکه­ای، یکی دیگر از مهارت­های مورد نیاز هر کارآفرین است.

اولین مساله در راه­اندازی کسب و کار آن است که تصمیم بگیرید چه نوع کسب و کاری را راه­اندازی کنید(در زمینه تولید، صنعت، کشاورزی، مشاوره، خرید و ادامه کسب و کاری که راه­اندازی شده، ...).

برای تولید یا عرضه خدمات در جامعه، دو روش وجود دارد:

1.       روش(رویکرد) محصول­محور: محصولی را تولید یا خدمتی را آماده عرضه به جامعه کنید و پس از آن به دنبال یافتن بازار برای محصول یا خدمت باشید.

2.      روش(رویکرد) بازارمحور: به وجود نیاز و کمبودی در بازار پی ببرید و سپس به دنبال تولید یا ارایه خدمت باشید.

 

ü     راه­های یافتن ایده کسب و کار

ö     سفر به شهرها و محله­های دیگر و بررسی محصولات یا خدماتی که در آن مناطق عرضه می­گردد.

ö     پیدا کردن ایده از تبلیغات موجود در رسانه­ها

ö     بازدید از نمایشگاه­های مختلف و آشنایی با محصولات و خدمات جدیدی که ارائه شده­اند.

ö     جستجو در اینترنت و اطلاع از محصولات­و­خدماتی که در سرتاسر دنیا عرضه می­شوند و بررسی امکان ایجاد آن­ها­در­منطقه خود

ö     داشتن تجربه شغلی در کسب و کار

ö     توجه به اخبار (به ویژه اخبار اقتصادی) منتشر شده در رسانه­های جمعی

ö     خودتان ایده بسازید(ایده­سازی)

ö     از علایق و سرگرمی­هایتان شروع کنید.

ö     به موانع و محدودیت­هایی که در اطرافتان بر سر راه عرضه محصولات یا خدمات وجود دارد، توجه کنید.

ö     چیزهای مورد نیاز و خواستنی­های خویش را فهرست کنید.

ö     به راه­های مختلف و تازه استفاده از محصولات موجود فکر کنید.

ö     به علایق اجتماعی در حال تغییر گروه­های مختلف مردم از نزدیک توجه کنید.

ö     به تغییرات و پیشرفت­های تکنولوژیکی دقت کنید و ببینید چگونه بر محصولات یا خدمات فعلی تاثیر می­گذارند.

ö     به کسب و کارهایی که اکنون وجود دارند به دقت بنگرید.

ö     به مشخصات کالاها و خدماتی که هم اکنون در اطرافتان وجود دارند، توجه کنید.

ü     تعیین شکل کسب و کار

یعنی این که می­خواهید کسب و کارتان به کدام شکل زیر باشد:

1.       کسب و کار انفرادی: ساده­ترین شکل کسب و کار/ به صورت انفرادی/ این کسب و کارها در زمره امور خدماتی جای می­گیرند/ مسئولیت بالقوه قانونی تنها بر دوش یک نفر است.

2.      کسب و کار شریکی: مالکان آن بیش از دو نفر هستند/ گروه­های حرفه­ای مانند مهندسان، حسابداران، پزشکان و... این کسب و کارها را راه­اندازی می­کنند.

3.      کسب و کار شرکتی: موجب پوشش حمایت­های قانونی از کسب و کارتان می­شود/ در زمینه حمایت­های مالی لازم از بخش­های مختلف یا همکاری با دیدیگر شرکت­ها مفید و سودمند است.

ü     انتخاب نام مناسب(سادگی و زیبایی نام لحاظ شود)

ü     افتتاح حساب بانکی

ü     انتخاب محل کار

دو نکته اصلی در انتخاب محل تولید محصول یا عرضه خدمات وجود دارد:

الف) نزدیک بودن به مشتریان

ب)کم بودن هزینه­های تهیه مکان

انتخاب محل کار تحت تاثیر عوامل زیر نیز خواهد بود:

1.       محل تامین مواد خام

2.      نزدیکی به بازار

3.      عرضه نیروی کار

4.       حمل و نقل و ارتباطات

5.      صرفه­جویی ناشی از تمرکز

6.      سیاست دولت

7.      دشواری جابجایی

8.      دلایل شخصی

9.       شرایط آب و هوایی

ü     تامین تجهیزات اداری

ü     راه­های تامین منابع مالی کسب و کار

$    پس­انداز شخصی

$    قرض از خانواده و فامیل

$    قرض از دوستان

$    وام از بانک­ها و موسسات اعتباری مختلف

$    جلب افراد سرمایه­گذار

$    فروش وسایل و لوازم شخصی

 

فصل ششم: بازاریابی

بازاریابی هنر پیدا کردن مشتریان بالقوه برای محصولات یا خدمات خود به ساده­ترین روش ممکن است. برای بازاریابی باید چهار P (محصول[2]، قیمت[3]، ارتقا[4]، مکان[5]) را مد نظر قرار داد، که توضیح داده خواهد شد. انسان­ها با یکدیگر متفاوتند و سلیقه­های مختلفی نیز دارند. از نظر بازاریابی، چهار عامل عمده برای تقسیم مردم به بخش­ها و گروه­های مختلف وجود دارد:

1.        سن

2.       طبقه اجتماعی

3.       محل

4.       فرهنگ و مذهب

ü     تحقیقات بازار

برای شناخت بازار و مشتریان به دو نوع تحقیق نیاز دارید:

1.       تحقیق میدانی: اطلاعات مورد نیاز بازار را خودتان گرد می­آورید.

2.      تحقیق کتابخانه­ای: به تحقیق ثانویه یا انتشاریافته نیز معروف است که استفاده از نتایج تحقیقات دیگران است.

1-     محصول(4قانون طلایی)

قانون اول: بازارمحور باشید، نه محصول­محور

قانون دوم: به اجزای محصول خود توجه بیشتری کنید

قانون سوم: منحنی عمر محصول خود را بشناسید

قانون چهارم: محصولاتی تولید کنید که متفاوت با محصولات رقبا باشند

2-   قیمت

تنها عنصر بازاریابی است که درآمد ایجاد می­کند. تعیین قیمت در مقدار عرضه و تقاضا تاثیر مستقیم دارد.

ü      استراتژی­ قیمت­گذاری:

الف) قیمت­گذاری بازارمحور: زمانی استفاده می­شود که محصولاتی مشابه محصولات سایر تولیدکنندگان تولید کنید.

1-     قیمت­گذاری نفوذی: در این روش، شرکتی برای وارد شدن به بازار، نرخ کالایی را پایین­تر از حد معمول آن تعیین می­کند و پس از جذب مشتریان و علاقمند کردن آنان به کالای مورد نظر، قیمت آن را بالا می­برند. این روش برای جذب مشتریان تازه کاربرد دارد.

2-    قیمت­گذاری گران: این روش برعکس روش نفوذی است. این روش برای محصولاتی که با استفاده از تکنولوژی جدید تولید شده­اند به کار می­رود.

3-    قیمت­گذاری مخرب: به قیمت­گذاری شکاری نیز معروف است. شرکت­ها قیمت پایین­تری برای محصولات خود تعیین می­کنند و می­دانند که رقبایشان نمی­توانند با قیمت مشابهی محصول تولید کنند و سود ببرند. پس از خارج کردن رقبا، قیمت محصول را بالا می­برند. این روش غیرقانونی است.

4-     تبعیض در قیمت: شرکت کالای واحدی را با قیمت­های متفاوت به مشتریان مختلف می­فروشد.

5-    قیمت­گذاری با توجه به رقیب: در این روش به خاطر شباهت کالا با کالای رقبا، قیمت آن نیز با توجه به آن و مشابه آن تعیین می­شود.

ب)قیمت­گذاری بالاتر از هزینه: شرکت­هایی که در تولید محصول رقیبی نداشته باشند؛ در اینجا قیمت محصول یا خدماتشان را بیشتر از هزینه واقعی آن تعیین می­کنند.

1-     راه اول: حساب کنید تولید محصول چقدر هزینه برده است و سپس درصدی را نیز به قیمت آن اضافه کنید.

2-    راه دوم: ابتدا محاسبه کنید محصول شما چقدر هزینه برده است، پس از آن سود نهایی موردنظر را به آن اضافه کنید.

3-   توسعه- تبلیغات

برای اقدام به تبلیغات باید تصمیم بگیرید که در کجا تبلیغ کنید. انتخاب محل به عوامل زیر بستگی دارد:

1-      مخاطبان مورد نظر

2-     اندازه بازار محصولات

3-     میزان بودجه تبلیغاتی

می­توان گفت که در حالت کلی، تبلیغ به یکی از دو صورت زیر می­باشد:

1-     آگاه­کننده: اطلاعات و مشخصات موثر و مفید محصول را در اختیار مخاطبان می­گذارند.

2-    متقاعدکننده: سعی می­کنند مخاطبان را قانع کنند که بدون محصول موردنظر نمی­توانند به­راحتی زندگی کنند.

شش روش عمده برای بهبود فروش وجود دارد که به نام روش­های توسعه در محل فروش نیز شناخته می­شوند؛ زیرا بهبود و توسعه محصول در محل فروش به وقوع می­پیوندد:

1-      دادن محصول به عنوان جایزه

2-     تخفیف در فروش

3-     طرح مسابقه درباره محصول

4-     اعطای جایزه

5-     آزمایش محصول

6-     تبلیغ در محل فروش

4-    مکان

منظور از مکان جایی است که محصولات به فروش می­رسد. کانال­های توزیع محصول می­توانند به دو صورت مستقیم یا غیرمستقیم باشند. در زیر 4 روش را بیان می­کنیم که سه روش اول غیرمستقیم و روش چهارم مستقیم می­باشد:

1-      تولیدکننده، عمده­فروش، مصرف­کننده

2-     تولیدکننده، عمده­فروش، خرده­فروش، مصرف­کننده: روشی سنتی و قدیمی است. هنوز در صنعت غذاونوشیدنی کاربرد دارد.

3-     تولیدکننده، خرده­فروش، مصرف­کننده: امروزه بیشتر مرسوم و متداول شده است. بیشتر در صنعت پوشاک استفاده می­شود.

4-     تولیدکننده، مصرف­کننده: امروزه با توجه به پیشرفت­های علمی و تکنولوژیکی بیشتر متداول شده است. فروش مستقیم محصولات شرکت­ها در فروشگاه­هایی که از جانب شرکت­ها ایجاد می­شود یا فروش از طریق پست و اینترنت.

 

فصل هفتم: خلاقیت

خلاقیت از جمله مسائلی است که درباره ماهیت و تعریف آن تا کنون بین محققان و روانشناسان توافقی نشده است. تورنس پس از پنجاه سال تحقیق و آزمون درباره خلاقیت، معتقد است نمی­توان تعریف صریح و جامعی از خلاقیت داد. آزوبل نیز می­گوید خلاقیت یکی از مبهم­ترین و مغشوش­ترین اصطلاحات روانشناسی و تعلیم و تربیت امروز است. اما ابهام در مفهوم، به معنی پیچیدگی جریان خلاقیت نیست، زیرا خلاقیت را می­توان به راحتی در زندگی روزمره حس کرد. با این وجود تعاریف و موارد زیر را می­توان درباره خلاقیت بیان نمود:

à    خلاقیت یعنی رهایی از عادت­های ذهنی

à    خلاقیت= توانایی فکر+ کشتن ویروس­های ذهنی

à    خلاقیت یعنی نگاهی متفاوت به پدیده­هایی که دیگر مردم نیز به آن­ها می­نگرند

à    خلاقیت یعنی فرآیند تغییر، توسعه و تکامل در سازمان­بندی حیات ذهنی

à    خلاقیت عبارت است از برآیند حساس شدن به مسائل، نواقص، شکاف­های دانش، عناصر مفقوده، ناهماهنگی­ها و شناسایی دشواری­ها، جستجوی راه­حل­ها، حدس زدن­ها، منظم کردن فرضیه­هایی درباره نواقص، آزمودن و دوباره آزمودن.

à    خلاقیت یعنی شناسایی نیاز و ارضای آن

à    خلاقیت قابل آموزش است

à    خلاقیت عامل کلیدی موفقیت در بازار است

à    خلاقیت= تازگی + ارزش

 

واژه­های زیر در بین عموم مردم به یک معنا به کار می­روند. در حالی که هر کدام تعریف و کاربرد جداگانه­ای دارند:

²    ابتکار: فرآیند ایجاد هر چیز جدیدی که قبلاً وجود نداشته است.

²    خلاقیت: فرآیند ایجاد هر چیز جدید و باارزش

²    نوآوری= خلاقیت + تجاری کردن

²    ایده          خلاقیت           نوآوری

²    اختراع: هرگاه ایده جدیدی از ذهن مخترع به طرح تبدیل یا نمونه­ای از آن ساخته شود.

²    تازگی: بیشتر بعد زمان را مطرح می­کند. هر چیز تازه­ای خلاقیت نیست، اما هر خلاقیتی چیز تازه­ای در خود دارد.

روش­هایی برای اختراع­ کردن وجود داردکه آن­ها را به نام تکنیک­های خلاقیت می­شناسند. تعداد این تکنیک­ها به بیش از صد عدد می­رسد که برخی از آن­ها عبارتنداز:

î      تکنیک فهرست خصوصیات

î      تکنیک واژه تصادفی

î      تکنیک «چه می­شود اگر...؟»

î      تکنیک طوفان مغزی

î      ...

خلاقیت به عنوان جوهره کارآفرینی شناخته شده است و شومپیتر کارآفرینی را «تخریب خلاق» تعریف می­کند. جدول زیر بیانگر تفاوت افراد ایده­پرداز، خلاق(مخترع)، نوآور و کارآفرین است:

ایده­پرداز

توانایی بالا در ایده­سازی

مخترع

توانایی بالا در تبدیل ایده به ایده­های عملی

نوآور

توانایی بالا در تبدیل ایده­های عملی خود به کالاها و خدمات

کارآفرین

توانایی بالا در تبدیل ایده­ها یا کالاها و خدمات جدید خود یا دیگران به ارزش

 

فصل هشتم: جایگاه مشتری و ویژگی­های فروشنده خوب

برای مردم ایران که با آداب و رسوم و اصول میهمان­نوازی و میهمانداری کاملاً آشنایند، جایگاه مشتری، همان جایگاه میهمان است. به همین منظور در مقابل مشتری به مسائلی همچون موارد زیر توجه کنید:

¸      کسب اطلاع از نیازهای شخصی مشتری، توقعات، منافع مادی، معنوی و روانی وی از خرید محصول مورد نظر، میزان بودجه­ای که در اختیار دارد، دفعات خرید و زمان­های مورد انتظار مشتری برای دریافت محصول و ....

¸      با ظاهری خوب و آراسته از مشتریان خود استقبال کرده و به طور کامل وی را بدرقه کنید.

¸      سرحال، شاداب و پر طراوت با مشتریان خود سخن بگویید، به گونه­ای که طنین خنده در صدای شما احساس شود. کلمه متشکرم را گرم و پرطراوت بیان کنید.

¸      از اینکه مشتری نزد شما آمده، تشکر و قدردانی کنید و هنگام خداحافظی از او دعوت کنید که بازهم به دیدار شما بیاید.

¸      بنیان اعتماد را با مشتری روز به روز تقویت کنید. بهترین فروشنده، صادق­ترین فروشنده است. کاری کنید که مشتری به شما اعتماد کند.

ü     صفات لازم برای موفقیت در فروش

ª     اولین گام، عشق است. باید عاشق فروشنگی باشید.

ª     مهارت ایجاد ارتباط با دیگران را در خود افزایش دهید.

ª     برای تاثیر گذاشتن بر مشتری خود، همیشه یک ابتکار و نوآوری مثبت در روابط خود پدید آورید.

ª     محصولی را که می­فروشید، عمیقاً بشناسید.

ª     باید قبل از پرداختن به فروشندگی، ظرفیت کاری سنگین را در خود پدید آورید و از سلامتی و بنیه خوب برخوردار باشید.

ª     نتیجه­گرا بودن، امر مهمی است.

ª     آمار و اطلاعات مربوط به محیط، محل، محصول و کسب­و­کار خود را بدانید.

ª     برای وضعیت­هایی که با خریداران پرحرف، خریداران عصبانی و کم­حوصله، مشتریان کم­ادب، متظاهر، ازخودراضی و عجول روبرو می­شوید، قواعد مناسبی پیدا کنید و از قبل آمادگی داشته باشید.

ª     چند دقیقه­ای که با مشتری خود هستید به سرگرمی، تفریح و زمانی برای لذت بردن از لحظه­ها مبدل کنید.

 

فصل نهم: امور مالی کسب و کار

حسابداری سیستمی است که فعالیت­های واحد تجاری را اندازه­گیری و سپس این اطلاعات را در قالب گزارش­هایی پردازش می­کند و در نهایت، نتایج فعالیت و عملکرد واحد تجاری را به تصمیم­گیرندگان ارائه می­دهد. به همین دلیل، حسابداری را زبان تجارت نامیده­اند. به طور کلی حسابداری عبارت است از فن ثبت، طبقه­بندی و تلخیص فعالیت­های مالی یک موسسه در قالب اعداد قابل سنجش بهه پول و تفسیر نتایج حاصل از آن طی یک دوره مالی.

معادله حسابداری، رابطه بین دارایی­ها و بدهی­ها و سرمایه را نشان می­دهد:

دارایی­ها   =   بدهی­ها   +    سرمایه(خالص دارایی­ها)

سود ویژه و زیان ویژه نیز به صورت زیر تعریف می­شوند:

مازاد درآمدها بر هزینه­های یک واحد تجاری = سود ویژه

مازاد هزینه­ها بر درآمدهای یک واحد تجاری = زیان ویژه

صورت­های مالی که گزارش­های رسمی درباره اطلاعات مالی یک واحد تجاری است، عبارتند از:

1.       صورت سود و زیان (Income Statement): خلاصه­ای از درآمدها و هزینه­های یک واحد تجاری برای یک دوره زمانی معین(یک ماه یا یک سال) است.

2.      صورت سرمایه (Statement of Owners Equity): خلاصه تغییراتی که در سرمایه یک واحد تجاری طی یک دوره زمانی معین رخ می­دهد.

3.      ترازنامه (Balance Sheet): فهرستی از تمام دارایی­ها و بدهی­ها و سرمایه یک واحد تجاری در یک تاریخ معین(معمولاً پایان ماه یا پایان سال) می­باشد.

4.       صورت گردش وجوه نقد (Statement of Cash Flow): مجموعه دریافتی­ها و پرداختی­های نقدی واحد تجاری در طول یک دوره است.

ü     طریقه ثبت مبادلات

شکل حسابی که در این بخش به کار گرفته می­شود، حساب T نام دارد. خط عمودی، حساب را به دو بخش چپ و راست تقسیم می­کند و عنوان حساب در بالای خط افقی نوشته می­شود:

سمت راست

بدهکار

سمت چپ

بستانکار

عنوان حساب

 

 

 


سپس ثبت روزنامه:

دفتر روزنامه

ردیف

تاریخ

عنوان حساب و شرح

بدهکار

بستانکار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پس از ثبت در دفتر روزنامه، ثبت در دفتر کل به شکل T. بعد از آن، تراز آزمایشی را تهیه می­کنیم، که فهرستی از تمامی حساب­های دفتر کل و مانده آن­هاست. ابتدا دارایی­ها و بدهی­ها و سرانجام سرمایه ثبت می­شود. تراز آزمایشی از طریق اثبات تساوی جمع بدهکار و جمع بستانکار، صحت عملیات را نشان می­دهد.

 

فصل دهم: مدیریت کسب و کار

درباره مدیریت و سازمان تعاریف زیادی وجود دارد. برای مثال:

•        مدیریت، توانایی انجام دادن کار با کمک دیگران است.

•        مدیریت، علم و هنر بکارگیری اصول برنامه­ریزی، سازماندهی، ارتباطات، هدایت و کنترل امکانات و فعالیت­های افراد برای رسیدن به اهداف خاص موسسه است.

•        سازمان وسیله ارتباط و ترکیب منابع مادی و انسانی برای تولید و توزیع کالاها و خدمات در جامعه است.

•        سازمان عبارت است از کوشش جمعی و عمدی عده­ای از افراد بر اساس روابط منظم و منطقی برای رسیدن به هدف مشترکی که هریک از افراد به تنهایی از رسیدن به آن عاجزند.

•        سازمان موجود زنده­ای است که با محیط برای هدف خاصی تعامل دارد و وسیله­ای است که از طریق آن اهداف مشترک گروهی از افراد تامین می­شود.

بنابراین مدیران در حیطه وظایف خود به موضوعات زیر می­پردازند:

الف) برنامه ریزی: پیش­بینی و آینده­نگری برای رسیدن به اهداف تعیین شده؛ برنامه­ریزی، برحسب اهداف سه نوع رایج دارد:

1.        برنامه­ریزی کوتاه­مدت(معمولاً تا 1سال)   2. برنامه­ریزی میان­مدت(1 تا 5سال)   3. برنامه­ریزی بلندمدت( 5 تا 20 سال و بیشتر)

ب) سازماندهی: محول کردن وظایف و اختیارات متعدد به افراد مختلف و هماهنگ کردن روابط آنان در جهت تامین هدف مشترک سازمان. بنابراین سازماندهی مستلزم اجرای سه عمل زیر است:

1.        تقسیم کار و طبقه­بندی وظایف

2.       تفویض اختیار و مسئولیت

3.       برقراری ارتباطات مناسب بین افراد و پست­های مختلف و هماهنگی بین مقام­های سازمان به منظور کسب هدف مشترک

ج) کنترل و نظارت: فعالیتی است که ضمن آن عملیات پیش­بینی شده با عملیات انجام شده مقایسه می­شود و در صورت وجود اختلاف و انحراف بین آنچه باید باشد و آنچه هست، به رفع و اصلاح آن­ها اقدام می­شود.

د) هدایت و رهبری و ایجاد انگیزه

ه) تصمیم­گیری: انتخاب یک راه از میان راه­های مختلف؛ مراحل تصمیم­گیری به شرح زیر می­باشد:

1. شناسایی مساله     2. جستجو برای یافتن معیار ارزیابی    3. شناسایی کلیه تصمیمات ممکن                                                                                                                                                             4. ارزیابی کلیه تصمیمات ممکن           5. انتخاب راه­حل بهتر                6. ارزیابی نتایج تصمیم­گیری

و) برقراری ارتباطات: که به دو شکل زیر وجود دارد:

1.        ارتباط رسمی: ارتباطات برخواسته از ضوابط و روابط تعریف شده در سازماندهی سازمان را ارتباطات رسمی می­نامند.

2.       ارتباط غیررسمی: ارتباطاتی که پیش­بینی شده نیستند و از نظم خاصی پیروی نمی­کنند.

 

ü     مدیریت تولید

مدیریت تولید در واقع سعی دارد تا از زمان دردسترس، بهترین استفاده را ببرد و کمترین ضایعات را در مواد مصرفی و محصول تولیدی داشته باشد. عواملی که معمولاً در ارتقای بهره­وری تولید نقش مهمی ایفا می­کنند عبارتند از:

1.        طراحی محصول موثر

2.       طراحی فرآیند مناسب

3.       برنامه­ریزی و کنترل تولید

4.       بررسی محل مناسب استقرار تجهیزات و جایگیری آن­ها

5.       انتخاب مواد مناسب و تسهیل در جابجایی آن­ها

6.       کنترل نیروی کار

7.       کنترل مصرف مواد

8.       کنترل کیفیت محصول با استانداردهای تعیین شده

9.       بازسازی و نوسازی به­موقع ماشین­آلات و ابزار کار

 

فصل یازدهم: طرح کسب و کار[6]

طرح کسب و کار سندی مکتوب است که جزئیات کسب و کار پیشنهادی را مشخص می­کند. این سند باید ضمن تشریح موقعیت کنونی، نیازها، انتظارات و نتایج پیش­بینی شده را شرح دهد. این طرح نقشه­ای برای موقعیت کسب و کار است و تصویر روشنی از کسب و کار ارائه می­کند که نشان می­دهد به کجا خواهند رفت و چطور به اهداف مورد نظر خواهند رسید. این طرح به دلایل زیر هم برای صاحب آن و هم برای حمایت­کنندگان مالی آن لازم است:

1.        مالک درباره هدف خود از کسب و کار و منابعی که برای آن نیاز دارد، به دقت فکر کند.

2.       حمایت­کنندگان مالی- بانک­ها یا سرمایه­گذاران ریسکی- باید متقاعد شوند که سرمایه­گذاری در این کسب و کار منطقی و درست است.

3.       فرض بر این است که اگر کسب و کار ایده خوبی نداشته باشد، هم صاحب و هم حمایت­کننده مالی آن، باید این موضوع را در مرحله برنامه­ریزی و قبل از هدر رفتن مقدار زیادی از زمان و هزینه، شناسایی کنند.

 

ü     قسمت­های یک طرح کسب و کار

1.        ماموریت(اهداف کلی)

2.       مشخصات مجری طرح و همکاران

3.       تعریف و توصیف کسب و کار

4.       تحلیل استراتژی بازار

5.       امور مالی

6.           خلاصه

 



[1] William D.Bygrave

[2] Product

[3] Price

[4] Promotion

[5] Place

[6] Business Plan

گام‌های مورد نیاز برای راه‌اندازی كسب و كار خانگی

امروزه کسب و کارهای خانگی به عنوان راهکاری مهم برای ایجاد اشتغال و درآمد در سراسر جهان به شمار می‌روند. قابلیت انجام این نوع کسب و کار در «منزل»، سبب ایجاد مزایای بسیاری برای شاغلین آنها می‌شود، که از جمله می‌توان به ایجاد توازن میان مسئولیت خانوادگی زنان و اشتغال آنان، حذف هزینه‌های مربوط به خرید، رهن و اجاره کارگاه و ایاب و ذهاب، استفاده از نیروی کار سایر اعضای خانواده و ایجاد زمینه‌های کار خانوادگی، امکان انتقال تجارب از طریق آموزش غیررسمی به شیوه استاد ـ شاگردی بین اعضای خانواده و... اشاره نمود.......
بنا بر قانون ساماندهی و حمایت از مشاغل خانگی، مشاغل و کسب‌وکار خانگی، آن دسته از فعالیت‌هایی است که توسط عضو یا اعضای خانواده در فضای مسکونی در قالب یک طرح کسب‌وکار بدون مزاحمت و ایجاد اخلال در آرامش واحدهای مسکونی همجوار شکل گرفته و منجر به تولید خدمت و یا محصولی قابل عرضه به بازار خارج از محیط مسکونی می‌شود.

در سال‌ها‌ی اخیر، دولت برای حمایت از مشاغل خانگی، اعتبارات بسیار خوبی را در نظر گرفته است. به همین دلیل، نگارنده را بر آن داشت تا با بهره‌گیری از تجارب و مطالعات چندین ساله خود در حمایت از مشاغل خرد، این مقاله را برای استفاده کارجویان و کار‌شناسان به ویژه کار‌شناسان دستگاه‌های اجرایی از جمله کمیته امدادحضرت امام (ره)، بهزیستی، بنیاد شهید، سازامان تعاون و کار صندوق مهر امام رضا (ع) تهیه و ارائه کند.

کلید واژه‌ها: مشاغل خانگی، طرح کسب و کار، مدیریت زمان، تعادل شغل و زندگی

گام‌های مورد نیاز برای راه‌اندازی کسب و کار خانگی

گام نخست: برگزیدن نوع فعالیت کسب و کار خانگی

بی‌گمان، عوامل متعددی در انتخاب نوع فعالیت کارجویان و کارآفرینان مؤثر است. برخی از کارجویان بنا بر علایق خود و برخی نیز ممکن است با توجه به رشته تحصیلی و یا عوامل دیگری نوع کسب و کار خود را برمی‌گزینند.

به طور خلاصه می‌توان عوامل زیر را در انتخاب کسب و کار خانگی کارآمد دانست:

۱ ـ علاقه
۲ ـ مهارت و رشته تحصیلی
۳ ـ تجربه فردی
۴ ـ تجربه و سوابق خانوادگی
۵ ـ وجود امکانات اولیه
۶ ـ انگیزه کسب سود

هم‌اکنون پرسش این است که کارجویان و داوطلبان فعالیت در بخش مشاغل، چگونه نوع فعالیت خود را با توجه به عوامل نامبرده برمی‌گزینند؟

به نظر نگارنده، بهتر است کارجویان با بهره‌گیری از مشاوره افراد متخصص و خبرگان رشته‌های مورد نظر نسبت به اقدامات زیر اقدام کنند:

۱ ـ با مراجعه به لیست مشاغل خانگی در و سایت (http: //www. mashaghelkhanegi. ir) ساماندهی مشاغل خانگی و تطبیق مهارت، تجربه و امکانات خود نسبت به انتخاب و نوع فعالیت اقدام نمایید.

۲ ـ با مراجعه به سایت ساماندهی مشاغل خانگی (http: //www. mashaghelkhanegi. ir/) پشتیبان مشاغل خانگی را شناسایی نموده و ضمن فراگیری مهارت‌های مورد نیاز به صورت تحت پوشش یک پشتیبان فعالیت کند.

۳ ـ برای انجام مشاوره و انتخاب کسب و کار مناسب به دستگاه‌های اجرایی همانند سازمان تعاون کار و رفاه اجتماعی، سازمان فنی و حرفه‌ای، سازمان صنایع دستی، بهزیستی و صندوق مهر اما رضا (ع) مراجعه و ضمن بهره‌گیری از دیدگاه‌های کار‌شناسی دستگاه‌های نامبرده شغل مورد نظر خود را انتخاب نمایند.

گام دوم: تهیه طرح کسب و کار (برنامه ریزی کسب و کار)

طرح کسب و کار سندی مکتوب است که جزییات کسب و کار پیشنهادی را مشخص می‌کند. این سند باید ضمن تشریح موقعیت کنونی، نیاز‌ها، انتظارات و نتایج پیش بینی شده را شرح دهد و همه جوانب آن را ارزیابی کند.

طرح هم برای صاحب آن و هم برای حمایت کنندگان مالی آن، به دلایل زیر است:

۱ ـ مهم این است که درباره هدف خود از کسب و کار و منابعی که برای آن نیاز دارد، به دقت فکر کند. این موضوع در برآورد میزان سرمایه مورد نیاز به وی کمک خواهد کرد.

۲ ـ بعید به نظر می‌رسد که همه کارجویان و کارآفرینان، برای راه اندازی آن سرمایه کافی داشته باشد. حمایت کنندگان مالی ـ بانک‌ها یا سرمایه‌گذاران ریسکی ـ باید متقاعد شوند که سرمایه‌گذاری در کسب و کار جدید، منطقی و درست است.

۳ ـ فرض بر این است که اگر کسب و کار ایده خوبی نداشته باشد، هم برای صاحب آن و هم برای حمایت کنندگان مالی آن، باید این موضوع را در مرحله برنامه‌ریزی و پیش از هدر رفتن مقدار بسیاری از زمان و هزینه، شناسایی کنند.

اجزای طرح یک کسب و کار:

۱ ـ اهداف کلی
۲ ـ مشخصات مجری طرح و همکاران
۳ ـ تعریف و توصیف کسب و کار
۴ ـ تحلیل استراتژی بازار
۵ ـ تحلیل مالی
۶ ـ خلاصه

هدف طرح

وجود یک طرح کسب و کار رسمی، صرف‌نظر از اندازه کسب و کار آن، به‌‌ همان اندازه که برای راه اندازی مهم است، برای یک کسب و کار برقرار (محرز) نیز مهم است.

این طرح چهار عمل اصلی را به صورت زیر انجام می‌دهد:

۱ ـ به مدیر یا کارآفرین کمک می‌کند که جوانب و پیشرفت پروژه یا کسب و کارش را مشخص، متمرکز و بررسی کنند.

۲ ـ یک چهارچوب منطقی و حساب شده ایجاد می‌کند تا در آن یک حرفه بتواند توسعه یابد و تدابیر مربوط به آن حرفه را در چند سال آینده دنبال می‌کند.

۳ ـ به عنوان مأخذ و مبنایی برای مذاکره با اشخاص ثالث مانند سهامداران، دفا‌تر نمایندگی، بانک‌ها، سرمایه‌گذاران و... به کار می‌رود.

۴ ـ معیاری را برای سنجش وضعیت واقعی کسب و کار در برابر آنچه باید باشد، ارائه می‌دهد.

همان گونه که دو شغل مثل هم و نیز طرح‌های کسب و کار مانند هم نیز وجود ندارد و از آنجا که برخی موضوعات در طرح به یک طیفی از کسب و کار‌ها مرتبط هستند، بنابراین این امر مهم است که مفاد و مندرجات طرح‌ها با امور فردی متناسب باشد. با این حال، بیشتر طرح‌ها از یک ساختار آزموده شده و نظر عمومی بر روی (در مورد) آماده‌سازی طرحی که به طور وسیعی قابل اجراست، پیروی می‌کنند.

در اینجا باید گفت، طرح کسب و کار باید نگرشی واقع‌بین از پیش‌بینی‌ها و مقاصد بلند مدت داشته باشد. این دید و نگرش چهارچوبی را به وجود می‌آورد که طرح باید در آن فعالیت کند و سرانجام، یا موفق می‌شود یا شکست می‌خورد. برای مدیران و یا کارآفرینانی که به دنبال حمایت خارجی هستند، آماده کردن یک طرح جامع، موقعیت را در افزایش بودجه‌ها یا تجهیز پشتیان ضمانت نخواهد کرد. نبود یک طرح منطقی، بی‌گمان، شکست را حتمی خواهد کرد؛ بنابراین، لازم است کارجویان و داوطلبان کسب و کار خانگی نسبت به تهیه طرح کسب و کار اقدام کنند تا با اطمینان از سودآور بودن طرح انتخابی، بتوانند نظر حامیان مالی و بانک‌ها جلب نمایند.

گام سوم: تأمین مالی طرح

آغاز هر فعالیت اقتصادی در همه بخش‌های اقتصادی، فارغ از بزرگی و کوچکی فعالیت، مستلزم سرمایه‌گذاری است. هر سرمایه‌گذاری نخست نیازمند تأمین مالی از بدو سرمایه‌گذاری تا مرحله تثبیت است.

یکی از بزرگترین چالش‌های کارآفرینان و شروع کنندگان کسب و کارهای خرد (خوداشتغالی و خانگی) برای راه اندازی کسب و کارشان، کمبود منابع مالی برای تأمین نیازهای سرمایه‌ای است.
شاید فرآیند به دست آوردن وجوه مورد نیاز، ماه‌ها به طول انجامد و کارآفرینان را از حرفه خود منصرف کند.

از سوی دیگر، بدون تأمین مالی کافی کسب و کارهای نوپا هرگز به موفقیت نخواهند رسید. کمبود سرمایه‌گذاری، عاملی مؤثر در شکست بسیاری از کسب و کارهاست. با این حال به دلیل نرخ بالای مرگ و میر کسب و کارهای کوچک جدید، مؤسسات مالی تمایل چندانی به قرض دادن وجوه یا سرمایه‌گذاری در آن‌ها ندارد. نبود سرمایه کافی، کسب و کار نوپا را با‌‌ رها ساختن بر بنیان مالی ضعیف، مستعد شکست خواهد کرد.

کارآفرینان و متقاضیان مشاغل خرد و خانگی برای تأمین سرمایه جهت راه اندازی کسب و کار، معمولاً از دو منبع زیر استفاده می‌کنند:

۱ ـ وجوه درونی: در سال‌های اولیه راه اندازی هر فعالیت نوپا، باید کارآفرینان، خوداشتغالان از طریق وجوه درونی (پس‌انداز، فروش دارایی‌ها، حساب‌های دریافتی و...) تأمین ‌کنند.

۲ ـ وجوه بیرونی: شامل وام، فروش سهام و... .

اما به طور کلی برای تهیه سرمایه ابتدایی جهت راه اندازی یک کسب و کار به غیر از استفاده از منابع داخلی و یا وام، منابع دیگری هستند که عبارتند از:

۱ ـ سرمایه نزدیکان، دوستان و اقوام.
۲ ـ فرشتگان نجات کسب و کار.
۳ ـ تهیه کنندگان و مشتریان.
۴ ـ مؤسسات وام دهنده.
۵ ـ سرمایه‌گذاران مخاطره پذیر.
۶ ـ بانک‌های تجاری.
۷ ـ مؤسسات مالی تخصصی.
۸ ـ عرضه سهام.
۹ ـ کمک‌های دولتی.

در سالیان اخیر با توجه به تصویب قانون حمایت و ساماندهی مشاغل خانگی، دولت سیاست‌های حمایتی خوبی را برای ایجاد و حمایت از مشاغل خانگی در پیش گرفته است،
به گونه‌ای که در سال ۱۳۹۰ شورایعالی اشتغال، رقمی نزدیک به بیست هزار میلیارد ریال از منابع قرض الحسنه بانک‌ها را در اختیار وزارت تعاون کار و امور اجتماعی، کمیته امداد امام خمینی (ره)، صندوق مهرامام رضا (ع)، سازمان بهزیستی و بنیاد شهید قرار داده تا برای حمایت از مشاغل خانگی به صورت وام قرض‌الحسنه به متقاضیان مربوطه پرداخت شود.
(برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر به سایت سازمان‌های نامبرده مراجعه کنید).

گام چهارم: تطبیق منزل با شغل انتخابی

اگر پاسخ شما به پرسش‌های زیر مثبت است، احتمالاً خانه شما برای فعالیت انتخابی مناسب است.

ـ کسب و کار من مزاحم همسایه‌ها نمی‌شود؟
ـ من بیش از اندازه سر و صدا و زباله تولید نمی‌کنم؟
ـ من به اندازه کافی فضا دارم، به طوری که از سر و صدا و عواملی که موجب حواس‌پرتی می‌شوند در امان هستم؟
ـ من تحولات و سفارشات آخر و یا دیروقت ندارم؟
ـ نیاز به استخدام افرادی خارج از افراد ساکن در خانه ندارم؟
ـ کسب و کارم به بیشتر از نیمی از مساحت خانه نیاز ندارد؟
ـ کسب و کارم بیشتر از اندازه مصرف خانگی به گاز، آب و برق نیاز نداشته و از جذابیت نمای منطقه نمی‌کاهد؟

گام پنجم: برپایی یک فضای کاری جداگانه:

بهترین حالت این است که یک اتاق و با یک ساختمان جدا برای کسب و کارتان انتخاب کنید.
گاراژ‌ها و پارکینگ‌ها و انباری‌ها می‌توانند فضای کار مناسبی باشند. چنانچه مشتریان شما نیاز به یک ورودی جداگانه دارند، بایستی با پارتیشن بندی تغییرات لازم را انجام دهید.

گام ششم: ایجاد تعادل شغل و زندگی خانوادگی

یک کسب‌وکار خانگی، زندگی خانوادگی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. خانواده شما باید با این قضیه که جایی که قبلاً فضای زندگی آن‌ها بوده و اکنون به محل کسب‌وکار شما تبدیل شده کنار بیایند.
برای جلوگیری از مشکلات، فضای کار و ساعت کار را جدا کنید.
ساعت کاری خود را برنامه ریزی کنید تا شما و دیگران بدانند که چه موقع مشغول کار هستید.
برای حفظ تمرکز خود، کار خود را از کارهای روزانه منزل جدا کنید.
یک فضای کار جدا با ابزار و لوازم تحریر مخصوص به خود به شما کمک می‌کند تا سریع‌تر از حالت خانه به حالت کار درآیید.
یک خط تلفن مجزا به شما کمک می‌کند تا مکالمات، زمان و هزینه‌های مکالمات خانگی و کاری را به صورت جدا کنترل کنید.

گام هفتم: مدیریت زمان

وقتی شما زمان را مدیریت می‌کنید، احساس می‌کنید که کار‌ها در کنترل شماست.
مهارت‌های مدیریت زمان بازدهی شما را زیاد و از اضافه کاری و بیهوده کاری جلوگیری می‌کند.

برخی از تکنیک‌های مدیریت زمان عبارتند از:

ـ هدف‌های کوتاه انتخاب کنید، بگویید برای هفته یا ماه بعد. هدف‌های بزرگ را به هدف‌های کوچک‌تر قابل دستیابی تقسیم کنید.
ـ کاری که شروع کردید به اتمام برسانید. وقتی که کاری را به پایان می‌رسانید یک احساس رضایت به شما دست می‌دهد و انرژی مثبت روانی را بالا می‌برد.
ـ همه پس از تعلیق یا تعطیلی برای تمرکز نیاز به زمان دارند، به ویژه وقتی که در حال انجام کاری باشد که نیاز به تمرکز بالا دارد. هر چه تعلیق طولانی‌تر باشد به زمان بیشتری برای تمرکز دوباره احتیاج خواهد بود.
ـ در هر زمان یک کار انجام دهید. انجام چند کار با هم که به تمرکز زیاد احتیاج دارند موجب خستگی و کار ناشیانه می‌شود.
ـ تفاوت میان کارهایی که حتماً باید انجام دهید (اولویت آ) کارهایی که باید انجام دهید (اولویت ب) کارهایی که خوب است انجام شوند (اولویت پ) را درک کنید. سپس اولویت‌ها را رعایت کنید و آن‌ها را به صورت آ۱ آ۲ ب۱ ب۲ و غیره رتبه بندی کنید. بعضی از مردم اولین ساعت روز خود را فقط برای کارهای مهم می‌گذرانند.
ـ بعد از پایان هر روز کاری، برای روز بعد برنامه ریزی کنید.

گام هشتم: توجه به امنیت و سلامت شغلی

منظور از امنیت و سلامت شغلی، شناسایی و مدیریت خطرهای احتمالی محل کار و جلوگیری از بیماری، آسیب و مرگ و میر است.
یک کسب و کار خانگی دارای یک محل کار است. به همین سبب شما موظف به بیمه کردن خود و همکارتان هستید و قانون حمایت ساماندهی مشاغل خانگی مصوب سال ۱۳۸۹ مجلس شورای اسلامی و تخفیفات در نظر گرفته شده شما را در این امر یاری می‌نماید.
لذا به سلامتی خود و خانواده‌تان اهمیت دهید، زیرا کسب و کار شما بدون شما قادر به ادامه نخواهد بود.
رعایت بهداشت کار، رعایت زمان استاندارد کار، ایمن سازی تجهیزات و ابزار آلات، رعایت تناسب بین ابزار کار انتخابی و فیزیک بدنی (ارگونومی) می‌تواند در کاهش فطرت و سلامتی یک شاغل خانگی مؤثر باشد.

برای جبران ضررهای احتمالی انجام بیمه‌های زیر پیشنهاد می‌شود:

ـ بیمه آتش سوزی و حوادث محل زندگی (صنعتی) ـ بیمه آتش سوزی انبار‌ها (در صورت وجود)
ـ بیمه تأمین اجتماعی و بازنشستگی
ـ بیمه درمانی
ـ بهتر است در این زمینه از مشاوره یک متخصص بیمه استفاده نمایند.

گام نهم: ساختار کسب و کار خود را انتخاب کنید

بنا بر قانون حمایت و ساماندهی مشاغل خانگی کشور و دستورالعمل‌های مربوطه چهار نوع مشاغل خانگی به شرح ذیل وجود دارد.

۱. مشاغل خانگی مستقل
۲. مشاغل خانگی تحت پوشش
۳. مشاغل خانگی تعاونی و تهیه و توزیع مشاغل خانگی
۴. خوشه

شمامیتوانید براساس علایق وامکانات خود یکی از ساختار‌های فوق برای فعالیت انتخاب کنید.

گام دهم: انتخاب و ثبت یک برند یا نام تجاری

در دنیای کسب و کار به طور معمول، برند‌ها به عنوان ابزاری در راستای دستیابی به اهداف بازاریابی، نظیر توسعه سهم بازار یا افزایش تکرار خرید مصرف کنندگان قلمداد می‌شوند؛
بنابراین، به مدیریت برند بیش از هر چیز به عنوان یک فرایند نظاممند بازاریابی نگریسته می‌شود. برای نمونه، برند می‌تواند با افزایش تمرکز و آگاهی مصرف کننده نسبت به یک محصول، موجب رشد سهم بازار شود و با ایجاد احساس تعلق و نزدیکی در مصرف کنندگان، زمینه ساز تکرار خرید آن‌ها شود. اگرچه برند می‌تواند تمامی این نقش‌ها را ایفا کند، استراتژی برند فرا‌تر و گسترده‌تر از بحث بازاریابی است. گاه خلق برند بر‌تر، تعهد و استقامت زیادی را می‌طلبد و اغلب، تصمیم گیری‌های دشواری را ایجاب می‌کند.

اگر استراتژی بازاریابی کاملاً منطبق با استراتژی کلی کسب و کار نباشد، احتمال شکست آن بسیار بالاست. ممکن است در پس یک برند، فعالیت‌های بازاریابی مناسبی انجام شده باشد اما تا زمانی که تلاش‌ها و فعالیتهای شرکت در جهت پشتیبانی و حمایت از آن یکپارچه نشده باشند، ناگزیر با شکست روبه‌رو خواهند شد؛ بنابراین، دارندگان کسب و کار خانگی برای حفظ و گسترش بازار نیازمند یک برند می‌باشند که این امر را با ائتلاف و یا جذب شدن در شبکه و یا یک پشتیبان قومی به انجام رسانند.


گام یازدهم: ثبت رویدادهای مالی کسب و کار خانگی

بسیاری از دانشمندان بر این باورند که چشم اسفندیار کارآفرینان، حسابداری و مسائل مالی است.
شما نیز برای شناسایی سود واقعی نیازمند ثبت هزینه‌ها و درآمدهای کسب و کار خود هستید.
برای تحقق این امر مخارج خانه و کسب و کار را جدا کنید و یک حساب بانکی جداگانه برای کسب و کار افتتاح کنید.
شما می‌توانید به صورت دستی و یا توسط یک نرم افزار و با استفاده از یک حسابدار پاره وقت عملیات مالی خود را شامل موارد ذیل انجام دهید.

ـ درآمد، فروش، هزینه‌ها و خرید
ـ قیمت تمام شده
ـ ثبت و ضبط موجودی کالا
ـ صورت مغایرت بانکی
ـ صورتحساب سود و زیان
ـ تراز نامه

گام دوازدهم: بازاریابی، تبلیغات شبکه

بازاریابی در همه کسب و کار‌ها وجود دارد بازاریابی یعنی برنامه‌ریزی و اجرای عقیده، قیمت‌گذاری، ترویج و پخش کالا‌ها و خدمات برای رضایت مشتری‌های شما.
بازاریابی پیش از در دسترس بودن کالا و خدمات آغاز می‌شود و معمولا تا خدمات پس از فروش و پس از آن ادامه دارد. یک استراتژی ساده بازایابی می‌تواند به صورت زیر نوشته شود: بگردید و ببینید آن‌ها به چه چیز نیاز یا آرزوی آن را دارند سپس آن را بوجود آورده و بهترین راه برای ترویج، پاکش و ارائه و فروش آن را بیابید.

اگر بازاریابی شما مؤثر نیست یک رویکرد جدید بیابید. اگر عملی است رویکردهای گوناگونی را همزمان امتحان کنید تا ببینند کدام بهتر نتیجه می‌دهند.

تبلیغات منظر عمومی شما است تبلیغات ترویج عمومی کالا‌ها یا خدمات می‌باشد.
تبلیغات گران است و بعضی وقت‌ها نتیجه نمی‌دهد؛ بنابراین، برای یک کسب و کار خانگی با سرمایه محدود باید با دقت تحقیق کرده و دید که چه تبلیغاتی واقعاً موثر است و سپس آن را خریداری کرد. برای نمونه، بسیاری از کسب و کارهای خانگی یک وب سایت را بهترین تبلیغات می‌یابند اما بعد از صرف یک هزینه بالا برای اینکه وب سایتشان در وب قابل یافت باشد.
چرا شبکه؟ شبکه یعنی ملاقات با مردمی که برای شما و شما برای آن‌ها کمک هستید یا بطور ساده سهم شدن در منابع. وقتی که شروع می‌کنید برای شکار فرصت‌ها با شبکه‌های کسب و کار محلی و گروه‌های صنعتی برای ملاقات مردم با همفکر زمان در نظر بگیرید.
این قاضی به شما کمک می‌کند که روندهای صنعتی درک کنید، کسب و کار خود را ترویج کنید، اعتماد به نفس به دست آورید و مهارت‌های خود را گسترش و رشد دهید.

شما ممکن است قصد ایجاد مشاکت استراتژیک با کسب و کارهای دیگر داشته باشید.
اگر شما شریک مناسب انتخاب کنید، هدفهای واضح و عملی مشخص کنید، یک شرکت استراتژیک به شما در مقابل رقیبانتان یک امتیاز می‌دهد. برای نمونه، اگر شما در خرید سهم با یک کسب و کار دیگر شریک شوید می‌توانید قیمت بهتری بگیرید. (اما اگر مایل به رابطه طولانی هستید از جانه زنی زیاد با متصدی ملزومات خودداری کنید) همچنین از تنظیم سند شراکت واضح با شریک خود اطمینان حاصل کنید.

منابع و مأخذ

۱ ـ سایت ساماندهی مشاغل خانگی (http: //www. mashaghelkhanegi. ir/)
۲ ـ کسب وکار موفق، مایکل جی ومارکوت آرت ـ مترجمان: میثاق تصوری و رضا زعفریان، دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران
۳ ـ کارآفرینی در کسب و کار خانگی، پاوول وساراادوارد، ترجمه احمد پورداریانی، مرکز کارآفرینی دانشگاه تهران
۴ ـ شغل مناسب شما، پاول تایگر ـ بارباراتایگر، مترجم مهدی قراچه داغی، انتشارات نقش نگار
۵ ـ مشاغل نو، تهران، مؤسسه کار و تأمین اجتماعی
۶ ـ قانون ساماندهی مشاغل خانگی

۷ ـ American Home Business Association (AHBA) is a national association offering essential and innovative benefits and services dedicated to supporting the needs of home business، small business and entrepreneurs. http: //www. homebusinessworks. com/FLAX/default. asp؟ PageID=۱۰۰۱

۸ ـ Home ـ Based Business Association of N. E. W.، Inc. is a non ـ profit organization based in Green Bay، Wisconsin. They offer educational seminars، meetings twice a month، social events twice a year and HBBA hosts the largest and fastest growing home ـ based businessexpo/conference in Wisconsin. http: //www. hbba ـ wi. org/

۹ ـ Small Office Home Office (SOHO) advocacy and buying group for small and home ـ based businesses. http: //www. soho. org/

۱۰ ـ Aardvarks Home Workers Association (AHWA) has teamed with the best work at home resources in the industry to create the world» s top online source for home ـ based work for the average person. http: //www. telecommute ـ now. org/telecommute ـ reviews/ahwa. htm

استفاده از وسایل بلا استفاده به شکل خلاقانه هم خود یک حکایتی است!

استفاده از وسایل بلا استفاده به شکل خلاقانه هم خود یک حکایتی است!


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group


Join Gevo Group

تاريخچه ای از مديريت ، مديريت علمي ، تئوري اداري ، بروكراسي و مكتب سيستمي

ارائه مطالب سرفصل:

— 1-تاريخچه ای از مديريت

— -2مديريت علمی -تیلور حرکت سنجی وزمان سنجی نيروی کارفايول

— 3-تئوری اداری :سازمان بهره وری

— 4بروکراسی :مارکس وبر اشکال ساختاری

— 5-مکتب سيستمی واقتضايی

— مديريت به عنوان يكي از فعاليتهاي اجتماعي بشر سابقه اي بس ديرينه دارد اما آنچه را كه به عنوان تاريخچه و سيرتحولات نظريه هاي مديريت بيان مي شود از زماني است كه نظريه ها و تئوريهاي مديريت پا به عرصه وجود نهادند و مديريت بصورت رشته اي علمي در ميان ساير رشته هاي علوم مطرح گرديد.
بنابراين ذكر اين مطلب كه رشته مديريت در سالهاي پاياني سده نوزده ميلادي شكل گرفته به معناي عدم وجود آن در اعصار پيشين نيست. همانگونه كه به سادگي مي توان پذيرفت كشف قدرت جاذبه بوسيله نيوتن به معناي عدم وجود چنين قدرتي قبل از وي نبوده است.

— اگر چه قدمت مديريت دولتی ونظريه های آن از دوران پس از جنگ جهانی

— دوم مورد توجه واقع شد به عبارت ديگر تمرکز پژوهشها برمديريت دولتی پس ازجنگ شدت يافت وفعاليتهای آن مورد استقبال وتوجه دولتها وانديشمندان قرار گرفت وافرادی چون جان استورات ميل(1864) کتاب اصالت فايده ،آزادی ودولت نماينده، ودرو ويلسون (1887)با انتشار نخستين مقاله خود با نام مطالعه اداره ومارکس وبر (1992) با عرضه کتاب اقتصاد وجامعه بذرهای نظری در رشته مديريت دولتی را در دشت بزرگ جامعه شناسی کاشتند.اما مديريت علمی فردريک تيلور واصول اداره هنری فايول وهمين طوراصل جريانهای فکری در نظريه سازمان سبب شدند که افرادی در حوزه اداره امور عمومی به ايجاد نوعی علم اداره بينديشند .

— در مقوله مديريت و سازمان نيز آغاز طرح نظريه هاي مديريــت و ســـازمان را مي توان در سالهاي اوليه قرن بيستم جستجو كرد پس از نظريه بوروكراسي مارکس وبر، اصول مديريت علمي و اداري تيلورو فايول و نهضت روابط انساني و مديريت رفتاري در سالهاي دهه 1930 ، نظريه هاي سيستمي و اقتضايي پا به عرصه وجود نهاد بطوريكه امروزه نيز اين مكتب تفكر قابلی در مديريـت و ســازمان مي باشد.

انديشمندان متعدد به شيوه هاي متفاوتي تئوري هاي مديريت را طبقه بنــدي كرده‌اند كه غالباً سه مكتب اصلي مديريت علمي، مديريت روابط انساني و مديريت سيستم ها در تمامي آنها ملاحظه مي شود.

هارولد كونتز در طبقه بندي اوليه خود به شش مكتب تحت عناوين 1) مكتب فرايندي يا وظيفه اي مديريت 2) مكتب تجربي مديريت 3) مكتب رفتار انساني در مديريت 4) مكتب نظام اجتماعي در مديريت 5) مكتب تئوري تصميم گيري 6) مكتب كمي و مقداري مديريت اشاره كرد و حدود نوزده سال بعد اين طبقه بندي را به يازده طبقه افزايش داد كه به علت تداخل طبقات درهم و جزئي شدن آنها مورد استقبال چنداني قرار نگرفت.

— مدیریت Management
مدیریت: فرایند انجام کاراثر بخش و کارآمد بوسیله دیگران می باشد.
از نظر کلینگ کالوس هنر و مهارت کسانی است که با تلفیق شش عامل زیر 6
(M) در رسیدن به اهداف سازمان تلاش می کنند.
نیروی انسانی
Manpower ، مواد Material ، روشها Methods ، ماشین الات Machinesپول Money ، روحیه Morale

— علم به دانستهای اطلاق می شود که بر تجربه مستقيم حس مبتنی باشد.موضوع علم ،طبيعت وقانونمنديهای حاکم برحرکت آن است وشناخت علمی دارای مشخصات زير است:

— به صورت نظام يافته ،مبتنی برنظم وتربيت باشد.

— بيانگر روابط علت ومعلولی بين پديده ها باشد

— براساس روشها قابل اطمينان تحصيل شده باشد

— قابل استدلال ويا ثبات باشد

— واقع بينانه وعاری از ارزشها وقضاوتهای شخصی باشد

— علوم اجتماعی که يکی از شعب علوم است از لحاظ موضوع قانونمند است ولی عليرغم علمی بودن آن به علت ويژگيهای خاص خودش از قانونمندی های علوم طبيعی متمايز می شود

— مطالعات اداری از نظر علم يا هنر بودن :

— دانشمندان اداره امور دولتی از اداره نيز بعنوان علم نام برده اند اين مطالعات به دو دوره تقسيم کرده اند:

— دوره قبل از :1940که ويلسن علم اداره را آخرين محصول مطالعات علوم سیاسی به حساب آورد که بيست دوقرن قبل از وی ظهور پيدا کرده بود.

— دوره اواخر 1940وبعد از آن :که کاهش بازدهی سازمانها موجب بررسي های گرديد که نشان دادچگونه رفتار سازمانی عامل موثری در بازدهی کارکنان است

— نظريه مديريت علمی :فردريک وينسلوتيلور

— تيلور در يک خانواده متوسط در شهر فيلادلفيا در آمريکا به دنيا آمئد واز سن 18سالگی به عنوان کارگر ،سرکارگر،وسرپرست کارگاه تجربيات زيادی کسب کرد.وی در طی دوران سر پرستی اش سعی می کرد که سطح توليد رادر واحد تحت سرپرستی خود را افزايش دهد ولی با مقاومت شديد کارگران مواجه می شد به همين دليل سعی کرد علت مقاومت کارگران را کشف کند وهمين بررسی ها منجر به آغاز نهضتی تحت عنوان مديريت علمی گرديد .

— تیلور معتقد بود برای انجام دادن هرکار ،همیشه راه بهتری وجود دارد ویافتن روش صحیح انجام دادن هرکار فقط با بکار بردن اصول مدیریت علمی ممکن می باشد که شامل موارد ذیل می باشد:

— -الف) تفکیک اجزا ی مختلف یک کار وتعیین بهترین وکوتاه ترین روش انجام دادن هویت از اجزای کار به طریق علمی

— -ب) انتخاب دقیق کارکنان واموزش صحیح آنان بمنظور ،آشنا شدن آنان ،روش صحیح انجام دادن کار وتبعیت از استانداردهای زمانی اجرای کار

— -ج) ایجاد محیط مناسب به منظور جلب همکاری وپیروی آنان از روشهایی که بوسیله مدیریت ابداع وطرح ریزی شده است

— اشکالات گرفته شده به این نظریه :

— 1)غلب نظریات تیلور به علت عدم اجرایی کامل انها وکم توجهی به مسائل مورد مناقشه وبحث شدید کارگران قرار گرفت زیرا طرحهای تشویقی بوی نوعی استعمار به خود گرفت

— )2 در نظریه تیلور هدف نیاز زیستی وانسان اقتصادی است ولی از سایر انگیزه های انسانی بحث به میان نمی آید وبدان بی توجه است

— 3)فرد را بعنوان ماشین در نظر می گیرد در نتیجه کیفیت کار کاهش یافته وباعث تمرکز محدودی بر روی سازمانها گردید

—

—

— انتقاداتی که به مکتب مدیریت علمی داده شد:

— الف-متخصصین روابط انسانی : زیرا معتقدندفرد از نظر تیلور انسان عقلایی واقتصادی فرض شده ومانند قطعات ماشین قابل استثمار،تعویض وتغییر می باشد

— ب-متخصصین مکتب اتخاذ تصمیم :این گروه از ان جهت انتقاد دارند که شامل تکنیک انگارانه ای می باشد که نمی تواند اغلب مسائل پیچیده سازمانی را حل کند مارچ وسایمون در اثر کلاسیک خود مدیریت علمی را تئوری فیزیولوژیکی سازمان نامیده اند

— آنها معتقدند مدیریت علمی درباره خصوصیات ارگانیزم انسان دچار اشتباه وساده نگری شده است وموارد ذیل را عنوان کرده اند:

— 1از لحاظ قدرت وتوانایی

— 2از لحاظ سرعت

— 3از لحاظ مداومت

— هنری فایول از فرانسه ویلیام شلدن از انگلستان مونی رایلی وهمچنین لوتر گیولیک از آمریکا را می توان در زمره مبتکران اصل مدیریت اداری نام برد وگیولیک :

— از نظر گیولیگ: POSDCORB
برنامه ریزی =Planning ،سازماندهی = Organizing ، کارگزینی Staffing = ، هدایت = Directingهماهنگی Coordination = ، گزارش دهی = Reporting ، بودجه بندی = Budgeting

—

— مديريت هنری فايول :

— وی فعاليتهای يک سازمان صنعتی رابه شش گروه تقسيم کرد:

— 1-وظيفه فنی 2-وظيفه بازرگانی3- وظيفه مالی4-وظيفه امنيتی 5-وظيفه حسابداری6- وظيفه مديريت

— سپس فايول اصول چهارده گانه که بر اساس تجارب چندين ساله اجرايی بوده والبته برای مديران در تمامی سطوح سازمان وجود داشت را به شرح ذيل تقسيم نمود:

— 1تقسيم کار:تخصصی کردن کارايی توليد را بالا می برد.

— 2اختيار قانونی :مدير در سازمان بايد اختيار قانونی همراه با مسئوليت را داشته باشد

— 3انضباط:کارکنان بايد تابع قوانطن ومقررات سازمانی باشند

— 4وحدت فرماندهی: هر يک از کارکنان فقط بايد از يک سر پرست دستور بگيرند

— 5وحدت جهت : هر گروه از فعاليتهای سازمان که يک هدف دارند بايد توسط يک مدير واحد هدايت ورهبری شوند

— 6تبعيت منافع فردی از منافع جمعی

— 7پرداخت به عنوان جبران خدمت :به هرکس بايد به اندازه کار وتخصصش مزد داد

— 8تمرکز :به ميزانی که زير دستان در تصميم گيری مشارکت دارند چه تمرکز وچه غيرتمرکز

— 9سلسله مراتب :خط اختيار از مديريت عالی به پايين ترين سطح سلسله مراتب را نشان می دهد.

— 10نظم : منابع انسانی وغير انسانی بايد در مکان وزمان صحيح قرار گيرد

— 11عدالت وانصاف :مهربانی ومحبت مديران نسبت به زير دستان

— 12ثبات دوره خدمتی کارکنان : جابجايی يا ترک خحدمت کارکنان در سطح بالا مقرون به صرفه نيست

— 13ابتکار ونوع آوری :فراهم آوردن موقعيت برای افراد توسط سازمان جهت بروز خلاقيت

— 14ايجاد روحيه جمعی :ارتقاء روحيه گروه ،هماهنگی ووحدت در درون سازمان ايجاد خواهد کرد

—

— اهميت نظريه فايول :

— از اين جهت است که وی به جای پرداختن به شيوه های جزيی مديريت که قبلر از او رايج بود اولا فرايندهای اساسی را معين کرد که فرايند کار کردی نام گرفت ثانيا مديريت قابل آموزش است ثالثا اين مديريت در تمام سطوح سازمان ودر انواع مختلف قابل اعمال بود وبه سرعت نيز جهانی شد

— نظریه مدیریت مارکس وبر : مارکس وبر که یک جامعه شناس المانی بود اولین کسی بود که در زمینه مسائل مدیریت سازمانی از دیدگاه تاریخی به امر جامعه شناسی سازمانها پرداخت واز اصطلاح بروکراسی استفاده کرد ولی هرگز انرا بطور کامل تعریف نکردوجود شرایط محیطی خاص لزوم ایجاد وبکار گیری مدل خاص مدیریت مدل بروکراسی را درسیاست اداره ایجاب می نماید

— تئوري بوروكراسي

— بروكراسي از نظر لغوي از دو واژه‌ي «Bureau»به معني دفتر ، ديوان و اداره و «Craty» به معناي حكومت تشكيل شده است. پس بروكراسي يعني جايي كه دفتر ،ديوان، اداره حاكم باشد. لكن مراد از تئوري بوروكراسي، نظرات دانشمندان و نتايج تحقيقات پژوهشگراني است كه در اين زمينه ارائه شده است. در اين مفهوم، بوروكراسي روشي است براي سازماندهي با تأكيد بر عناصر ساختار رسمي و اصولي از قبيل: سلسله مراتب،‌ تخصص،‌ قوانين و مقررات، اختيار و مسئوليت و تمركز. بوروكراسي در اين مفهوم با سازمان رسمي مترادف است.

— ماكس وبر جامعه شناس الماني معتقد بود كه بوروكراسي از نظر فني، برتر از شكل هاي ديگر اداره امور است و مقاله مشهور خود را در سال 1911 نوشت. او در اين مقاله ساختار سازماني بوروكراتيك را ان گونه كه در نيمه دوم قرن نوزدهم در اروپا وجود داشته است، شرح داده است از نظر وبر سازمانهاي اداري ضرورتاً داراي دو جزء رهبر و كادر مي باشند كه در شكلي سلسله مراتبي آرايش يافته‌اند. براي اين كه تشكيلات اداري براساس نظم و انضباط اداره شود رهبر بايد حق اعمال قدرت (اختيار) داشته باشد. يا به عبارتي ديگر اعمال قدرت رهبر بايستي مشروعيت داشته باشد. در بوروكراسي وبر قدرت و اختيار رهبر ناشي از مقام اوست كه به اعتبار قانون، مشروعيت پيدا كرده است.

— . آثار مثبت ومنفی بروکراسی در جدول بعد خلاصه گرديد:

آثار مثبت

آثار منفی

ثبات وقابليت بينی

خشکی وانعطاف ناپذيری

اطمينان وامنيت شغلی

نگرانی واضطراب

حکومت عقل ومنطق

جمود شخصيت

تقويت دموکراسی

خود محوری

صراحت هدفها

جابجايی هدفها

افزايش تخصص وتوسعه

محدوديتهای موجود در طبقه

تکنولوژی

طبقه بندی

به طور کلی می توان گفت فشارهایی چون صنعتی شدن جامعه تخصصی شدن سازمانها ،جامعه توسعه وپیچیدگی امور اجتماعی وهمچنین توجه به جنبه های عقلایی کارهای سیاسی واداری ،موجبات استقبال از آن را فراهم اورده است به همین دلیل اغلب متخصصان بروکراسی از زمره سیاستمداران وجامعه شناسان بوده اند.

به نظر وبر یک سازمان وسیع جهت تحقق موثر هدفهایش از یک طرف باید قدرت افراد سازمان را به انجام دادن کار مفید وادارد واز طرف دیگر باید وسطله ای فراهم اورد که این اعمال قدرتهای سازمانی در نظر افراد مشروع ومطابق ارزش وفرم گروه های سازمانی جلوه نماید در نظر وبر سه مسئله اساسی قدرت ،مشروعیت واختیار چنین معنی می شوند:

power قدرت :یعنی استعداد نفوذ وصدور دستور که وبر می خواند

legitimacy

legitimacy مشروعیت : عبارت است از قابل قبول بودن اعمال قدرت در سازمان به علت هماهنگی آن با است ارزشهای افراد وگروههای سازمان که وبر آنرا legitimacyمیخواند

اختیار :یعنی قدرتی که در نظر سازمان قانونی جلوه می کند که وبر آن را authority عنوان داد

با توجه به مقدمات بالا وبر اختیارات سازمان برمبانی سه گانه زیر مشروعیت خود را از نظر افراد وگروهها ی سازمانی حفظ کرد

1رسم وسنت2جذبه شخصی 3قوانین ومقررات

— علي رغم اعتباري كه از جانب دانشمندان اخير، تئوريهاي كلاسيك هنوز براي خود حفظ كرده اند، يعني نظريه پردازان روابط انساني مورد انتقاداتي قرار گرفته اند كه در اينجا به چند مورد عمده آن اشاره مي شود:

— ثبات و جامعيت اصول: بدون ترديد اصول مطروحه توسط دانشمندان كلاسيك في‌نفسه مورد ايراد انكار نيست، بلكه آنچه كه قابل انتقاد است تلقي آنها به عنوان اصولي جامع و ثابت است.

— در مكتب كلاسيك كليت اصول آن چنان است كه نمي تواند مدير را در سازماندهي موسسه به طور مؤثر و ملموس ياري دهد. به عنوان مثال اصل تخصص، چگونگي تقسيم كار مطلوب را به مدير نمي آموزد. يا اصل هماهنگي فقط ضرورت آن را يادآ ور مي‌شود، كه يك امر بديهي است. ولي نحوه برقراري هماهنگي را مطرح نمي سازد. يك از اصول سازمان كلاسيك، حيطه نظارت است و مدلهاي مختلف هر كدام تعداد مشخصي را براي واحدهاي تحت نظارت توصيه كرده اند. ولي بررسيها چندي حاكي از اين است كه سازمانهاي موفق داراي حيطه نظارت وسيعتر از حدي كه تئوري كلاسيك تعيين كرده است بوده اند.

— سايمون، يكي از دانشمندان مديريت، پس از انتقاد از اصول كلاسيك نتيجه گيري مي‌‌كند كه اصول كلاسيك ضرب‌المثلي بيش نيستند. تئوري كلاسيك مي بايست براي هر كدام از اصول گوناگون و نحوه كاربري هر يك در موقعيت دستور العملي مي داشت.

— انسان اقتصادي: بدون ترديد پاداش مادي و نيازهاي اوليه و انگيزش انسان براي كار در سازمان مهم است. اما در تئوري كلاسيك نيازهاي افراد بيش از اندازه ساده و دور از واقعيات فرض شده است.

— ـ انسان ماشيني: بيشتر انتقادات بر تئوري كلاسيك از نقطه نظر علوم رفتاري وارد شده است،‌ علومي كه محور نگرش آن بر رفتار انساني است. از ديدگاه علوم رفتاري تئوري كلاسيك بر نگرش ماشيني استوار است و در ارائه نظريه ها طبيعت انسان را مورد غفلت قرار داده است.

— تئوري كلاسيك با فرض انسان اقتصادي،‌ خوشبختي انسان را در انگيزش مادي يافته است در حاليكه تئوري نئوكلاسيك خشنودي بشر را در مفاهيم و نيازهاي اجتماعي جستجو مي كند، بايد دانست كه تئوري نئوكلاسيك تئوري كلاسيك را نفي نمي كند بلكه تغييراتي را در جهت تكامل در آن داده و ابعادي به آن اضافه كرده است.

— - در اين نظريه ها، به اجزاي سازمان به طور جداگانه توجه شده است و سازمان را به صورت يك كل متشكل از اجزاي وابسته تصور نكرده اند.

— -در اين نظريات قدرت را ناشي از مقام مي دانستند و ارتباط بين افراد را فقط در قالب سلسله مراتب، به طور عمودي از بالا به پائين در نظر مي گرفتند. به همين علت تصور مي كردند كه اختلاف بين افراد به طور يكطرفه از جانب مافوق قابل حل است.

— ساختار ایده ال سازمانهای بوروکراتیک:

— 1)تنظیم وظایف رسمی ومداوم سازمان در چارچوب مقررات وقواعد روشن

— 2)ایجاد زمینه برای ابراز شایستگی

— 3)استقرار سیستم اموزشهای فنی وپستهای سازمانی

— 4)ایجاد سلسله مراتبی از مقامات وپستهای سازمانی

— 5)تفکیک مدیریت ومالکیت

— 6)احراز آزادی سازمانی

— 7)ابعاد سیستم منظم ثبت شده وضبط پرونده ها ومدارک در سازمان

— 8)ایجاد سیستم منطقی حقوق ومزایا

—

— مدل نئوبوروكراتيك:

— مدل نئوبوروكراتيك محصول حضور علوم رفتاري در علم الاجتماع است. ارزش هاي كه بايد در اين مدل محقق شوند وطرحی كلي شبيه ارزش هاي مدل بوروكراتيك كلاسيك هستند.در عين حال اين دو مدل در بسياري از جنبه هاي ديگر با هم متفاوتند. مدل بوروكراتيك بر ساختار،كنترل و اصول مديريت تاكيد مي كند.واحد تجزيه و تحليل آن معمولا گروه كاري، سازمان، دايره يا كل دولت است.ارزش هاي كه بايد تحقق يايند عبارتند از اثربخشي، كارايي يا صرفه جويي.اما در مدل نئوبوروكراتيك، واحد تجزيه و تحليل تصميم است و فرايند تصميم گيري محور اصلي است و الگوي استدلال عقلايي است، يعني تصميمات بر مباني ميل به تحقق بيشتر يك هدف معين، استوار است.

— شباهت هاي تناگاتنگ بين تجزيه و تحليل وسيله- هدف مدل نئوبوروكراتيك و دوگانگي سياست- اداره مدل بوروكراتيك، واضح هستند. در عين حال، كار آنها پيشرفته تر بوده و كارگزاران را كمك كرده تا كارامدتر، صرفه جوترو مولد تر باشند.از اين جهت اين مدل ، نسبت به مكتب كلاسيك تفاوت زيادي ندارد.مطمئنا رويكردهاي معاصر علمي تر، از لحاظ تحليلي پيشرفته اند، اما همچنان در پي تحقق ارزش هاي بوروكراتيك هستند.

— بررسی مکتب نئوکلاسیک یا نظریه روابط انسانی که شامل مطالعات هارثون وعلوم رفتاری می باشد

— : مفروضات مکتب نوکلاسیک

— 1 مطالعات هارثون

— 2سازمان غیر رسمی

— 3طبیعت سازمان -اجتماعی

— 4طبیعت انسان –انسان اجتماعی

— 5انگیزش

— 6مشارکت درتصمیم

— مدل روابط انساني:

— مدل روابط انساني از جهاتی چند، واكنشي نسبت به مدل بوروكراتيك و نئوبروكراتيك بود. تاكيد تئوري بوروكراتيك بر كنترل، ساختار، كارايي، صرفه جويي و عقلانيت منجر به شكل گيري نهضت روابط انساني گرديد. بر اساس تجربه هاثورن و آثار التون مايو و همكارانش، نهضت روابط انساني به صورت تجربي به مجموعه اي تئوري دست يافت. ارزش هاي زير بنايي اين مدل عبارتند از مشاركت كاركنان و ارباب رجوع در تصميم گيري، كاهش در تفاوتهاي پايگاه افراد و رقابت هاي ميان فردي و تاكيد بر باز بودن، صداقت، خود شكوفايي و رضايتمندي كلي كاركنان

— مي توان ادعا كرد كه تئوري روابط انساني در بخش دولتي در سطح وسيعتري به كار گرفته شد. بخش خصوصي محتاطتر بود، و احتمال اينكه اقدامي وراي آنچه آشكارا بر افزايش بهره وري اثر مي گذارد انجام دهد، ضعيف بود.سازمانهاي دولتي محدوديت هاي رقابتي كمتري داشتند و عقيده بر اين است كه در بكارگيري روابط انساني بخصوص در سالهاي دهه هاي 1960 و 1970 پيشرفت شاياني داشتند. يكي از انتقادهاي وارد بر بوروكراسي دولتي اين است كه با كاركنان در مقايسه با بخش خصوصي بيش از حد لازم خوش رفتاري مي شود و در مقايسه با بخش خصوصي كار چنداني صورت نمي گيرد.اشخاص خارج از سازمان تصور مي كردند كه مهمترين بعد كار بخش دولتي، بعد اجتماعي آن است و كاركنان بخش دولتي به جاي اينكه كاري انجام دهند، دور هم مي نشينند و به گفتگو مي پردازند.شايد در استفاده از روابط انساني افراط شده است.

—

— نظريه سيستمی :

— شايسته است بيان کنيم که تفکر سيستمی اول بار در انديشه دانشمندی بنام لودويک فون برتالنفی در اوايل قرن بيستم جرقه زد لذا بحق ايشان را در جهان به عنوان بنيانگذار اصل مکتب ارگانيسمی وواضع نظريه عمومی سيستمها نام برد

— واژه سيستم (نظام) به زبان ساده يعنی يک کل سازمان يافته يا پيچيده ،ترکيبی از چند چيز يا چند جزء که يک کل واحد يا پيچيده را تشکيل می دهند .بعنوان مثال ما در دنياي اطراف خود سيستم کوه ،سيستم رودخانه ، ومنظومه شمسی را داريم بدن انسان نيز خود يک ارگانيسم پيچيده است که سيستم استخوان بندی وساير سيستمهای را شامل می شود .

— برتالنفی سيستم را مجموعه ای از واحدهای مرتبط به يکديگر تعريف می کند

— وست چرچمن در کتاب خود تحت عنوان نگرش سيستمی پنج نکته را در رابطه با مفهوم سيتم ذکر می کند :

— هدفها ومقاصد کل سيستم به ويژه معيارهای سنجش عملکرد مجموع سيستم

— محيط سيستم ومحدوديتهای آن

— منابع سيستم

— اجزای تشکيل دهنده سيستم ،فعالژتهای آنها وهدفهای آنها ومعيارهای سنجش عملکرد هر يک

— مديريت سيستم :

— سيستمها مرزهايی دارند که آنها را می توان شناسايی وتشريح کرد يک موتور اتومبيل را می توان بصورت يک سيستم در نظر گرفت ولی همين موتور در حقيقت يک سيستم فرعی از يک اتومبيل را تشکيل می دهد

— واتومبيل نيز به نوبه خود يک سيستم فرعی از سيستم کنترل ترافيک است وهمين طور الی آخر

— به طور کلی اجزايی که سيستم را بوجود می آوردند زير سيستمها يا سيتمهای فرعی ناميده می شو.ند وهر سطستم به نوبه خود می تواند يک سيستم فرعی از مجموعه ای بزرگتر را تشکيل دهد بعنوان مثال دانشکده علوم اداری ومدطريت بازرگانی دانشگاه تهران يک سيستم فرعی از دانشگاه تهران ودانشگاه تهران يک سيستم فرعی از نظام آموزشی عالی يک سيستم فرعی از کل نظام آموزشی کشور راتشکيل می دهد.

— مشخصات سيستمها:

— دورون داد

— فرايند

— برون داد

— گردش دايره ای

— حالت نيل به کمال

— حالت نيل به فنا

— حالت نيل به تعادل

— تناسب اجزا

— همبستگی واختلاف بين اجزا از لحاظ اهميت در سيستم

— بازخورد

— نظريه عمومی سيستمها:

— يکی از مهمترين شاخصها در نياز به تئوری عمومی سيستمها مساله ارتباط بين نظامهای مختلف علمی می باشد اگر چه تشابهات زيادی در روشهای عمومی تحقيق (روشهای علمی) وجود دارد لکن نتايج تحقيقات علمی به عمل آمده در يک رشته معمولا در اختيار ساير رشته ها قرار نمی گيرد

— يک روش برای ايجاد يک چارچوب جامع وکلی از علوم مختلف نظريه عمومی سيستمهاست

— روش دیگراستفاده از سلسله مراتب سطوح ،پيچيدگی سيستمهاست که واحدهای اصلی رفتار رادر هر سطح (رشته علمی)مشخص می کند وبه سطوح بالاتر تعميم می دهد بولدينگ سلسله مراتب سطح پيچيدگی سيستمها را در طبقه بندی نه گانه به خوبی توصيف کرده است.

— طبقه بندی سيستمها :

— به طور کلی سيستمها به دودسته سيستم باز وبسته تقسيم می شوند

— سيستم بسته عبارت است از مجموعه ای از عناصر وابسته که با محيط خارج ارتباط ندارد وهيچگونه داده ای را از بيرون دريافت نمی کند بعنوان مثال ساعت باطری دار را می توان يک سيستم بسته تلقی کرد

— سيستم باز سيستمی است که برای ادامه حياط به اتباط با محيط خارج نيازمند است مثلا سيستم بدن انسان که از چندين سيستم يا دستگاه فرعی تشکيل شده است سيستم بازی است که برای دريافت برون داده ها وانرژی به منظور ادامه حياط به محيط خارج وابسته است

— طبقه بندی رفتاری سيستمها

— 1-سيستم حفظ حالت

— 2سيستم هدف جو

— سيستم چند هدفی

— سيستم آرمان مند

— نتيجه گيری:در نظريات بروکراسی قدرت را ناشي از مقام مي دانستند و ارتباط بين افراد را فقط در قالب سلسله مراتب، به طور عمودي از بالا به پائين در نظر مي گرفتند. به همين علت تصور مي كردند كه اختلاف بين افرادبه طور يكطرفه از جانب مافوق قابل حل است.

— الگوي سنتي اداره، در سالهاي دهه 1920 به طور كامل شكل گرفت و طي حداقل 50 سال تغيير قابل ملاحظه اي در آن ايجاد نشد. متنقدمان طوري به خود اعتماد داشتند و مهمتر از آن، معتقد بودند كه پيشرفت دولت و اداره آن، وعده زندگي بهتري را به همه داده است. اداره امور دولتي در دوران طلائي خود، يك اقدام با ارزش و رضايت بخش بود زيرا دولت و خدمات عمومي بشارت رشد جامعه را مي دادند.

— به گفته دان ساير، افزودن نظريات مديريت علمي، الگوي اداره امور دولتي را كامل كرد و «نظريات تفكيك سياست /اداره و مديريت علمي» شكل و منظوري پديد آورد، و يك نوع اعتماد به نفس در بكارگيري و مطالعه اداره امور دولتي در سالهاي 1920 و 1930 ايجاد كرد.

—

—

—

— همانطور كه در بحث قبل گفتيم مديريت علمي در سالهاي اوليه قرن حاضر تبديل به نيروي نويد بخشي شد.طرفداران اين مكتب عقيده داشتند كه عقايد آنها در بخش دولتي نيز قابل استفاده است. تيلور گمان مي كرد كه مديريت علمي را مي توان «در بخش دولتي كه به نظر او به طور متوسط هر يك از كاركنان در عرض روز يك سوم تا يك دوم زمان مصرف شده كار مفيد ارائه دهند، به كار برد.» به سادگي مي توان دريافت كه چرا مديريت علمي مورد پذيرش بوروكراسي ها قرار گرفت. مديريت علمي راهي براي قابل استفاده تر كردن شكل بوروكراتيك سازمان را در داخل دولت ارائه داد و اين تيلور و پيروانش بودند كه الگوي بوروكراتيك را ترويج نمودند. ايده يك بهترين راه و كنترل سيستماتيك بيشترين تطبيق را با سلسله مراتب خشك، فرآيند و اقدامات مسبوق داشت

— اما در پرتوي اجراي اين الگو انتظار مي رفت:

— با اتكا بر اين اصول بتوان به بهترين روش انجام كار دست يافت؛

— تدارك، تأمين و تهيه كالاها و خدمات از طريق بوروكراسي دولتي يك روش كار استاندارد در نظام اداري دولت باشد؛

— امكان جداسازي و تفكيك امور اداري از امور سياسي فراهم شود:

— - موفقيت هاي بخش خصوصي

— -تغييرات شرايط جهاني و رقابتي شدن هر چه بيشتر شرايط

— -افزايش انتظارات عمومي

— اما تنها مطالعه الگوي سنتي كافي نيست بلكه بايد ناكامي هاي اين الگو و نارسايي هاي آن نيز مورد بررسي قرار گيرد تا بتوان از اين رشته به عنوان وسيله اي براي رسيدن به هدف جهان برتر و زندگي مرفه تر با دولتي كارامد ترو در اختيار شهروندان استفاده كرد.

رهیافتهای عمده درسیرتکوین نظریه های مدیریت

دانستن کافی نیستن باید اقدام کرد خواستن کافی نیست باید کار

ی کرد. (فردریش نیچه)

رهیافتهای عمده درسیرتکوین نظریه های مدیریت

تیلور

الف. مدیریت علمی

دیدگاه سنتی

فایور

ب. اصول علم و اداره

وبر

ج. بوروکراسی

هاثورن

الف. جنبش روابط انسانی

روابط انسانی مطالعات هاثورن

مازلو

ب. نیازهای انسانی

مک گریگور

ج. نظریه X,Y

آرجریس

د. نظریه شخصیت و سازمان

-

الف. علم مدیریت تحلیل کمی

رهیافت های کمی

-

الف. دیدگاه های سیستمی

سیستمی و اقتضایی

-

ب. نظریه های اقتضایی

تیلور

ج. جهت گیری های جدید

-

-

روندهای جدید در رهیافت های عمده به مدیریت

-

-

فرانوگرایی در نظریه سازمان

-

-

استعاره های نظری سازمان

رهیافتهای سنتی مدیریت:

ديدگاه هاي سنتي مديريت فرض مشتركي داشتند مبني بر اينكه انسانها منفعت طلب بوده و در برخوردشان با كار بر منافع مادي تاكيد مي كنند.

فردريك تيلور اصول مديريت علمي را براي مديران عملياتي و پيشگامان عرصه توليد ارائه كرد .

هنري فايول مسئوليت هاي مديريتي را مانند و ظايف مديريتي يعني برنامه ريزي ، سازمان دهي ، بسيج منابع ، هدايت و كنترل شناسايي كرد.

ماكس وبر بروكراسي را به منزله شكل مطلوب سازماني توصيف كرد.

بصيرت هاي حاصل از رهيافت هاي سنتي هنوز قابل استفاده است البته اينكه همواره بهترين راه براي انجام همه اين كارها با توجه به بصيرتها ي حاصل از رويكرد اقتضايي قابل قبول نيست.

رهیافتهای منابع انسانی:

1- رهيافت هاي منابع انساني توجه مديران را از مباحث كمي و مادي محيط كار به نيروي انساني معطوف داشته اند .

2- با پيگيري مطا لعات هاثورن نهضت روابط انساني بر مطا لعه رفتار افراد و گروه ها در حين انجام كار تاكيد كرد

3- بر اساس سلسله مراتب نيازهاي انساني مزلو مفهوم خود شكوفايي و استعداد افراد براي تحقق خود شكوفايي در كار مورد نظر قرار گرفت.

4- داگلاس مك گريگور مديران را بر انگيخت تا طرز تلقي خود بر مبناي مفروضات نظريه x در باره انسان را تغيير دهند و تصور خود از انسان را بر مبناي مفروضات نظريه y كه افراد را مستقل مسئول و متمايل به خود هدايتي در كار معرفي مي كنند قرار دهند.

5- آرجريس متذكر شد كه اگر افراد بالغ در محيط كار بامديريت خشك و ساختار هاي سازماني غير منعطف محدود بشوند واكنش منفي نشان خواهند داد.

تعريف رفتار سازماني:

رفتار سازماني مطالعه رفتار انسان در عرصه سازمان رويارويي رفتار فرد وسازمان و بالاخره مطالعه سازمان مي باشد.

هر يك از اين سه زمينه را جداگانه مي توالن مورد بررسي قرار دا د ولي بايد به خاطر داشت كه همه آنها در نهايت به درك جامع رفتار سازماني منتهي مي شود.

رابطه بين رفتار انسان و محيط هاي سازماني: رويارويي فرد و سازمان، سازمان و محيط احاطه كننده اش.

نبود رضايت كارگران باعث كمي توليد بالا رفتن غيبت اخرج واستعفاي زياد در مقابل استخدام اعتصاب هاي پر سرو صدا توليد محصولات غيره مرغوب و ....

هيچ انساني داراي يك انگيز ه نيست مثلا نمي توان گفت انسان اقتصادي ،انسان عقلايي ،و غيره .... ضمنا نمي توان گفت كه يك سازمان داراي يك شيوه است:دموكراسي ،تسلط جويي بي بندو باري و ....

براي فهميدن انسان و سازمان ها یک چيز يعني مديريت آن هم نه مجموعه اي از تكنيك ها براي سودآوري بيشتر ،بلكه مجموعه اي از مفاهيم رفتاري يا به زبان ساده تر مديريت رفتار سازماني نياز داريم.

به چيزي كه بتوان هم از رفتار مشهود و هم از رفتار پنهان كارگر و كارمند به درون آن پي برد.

ديدگاههاي كلاسيك يا سنتي:

مديريت علمي:

تيلور در سال 1911 م كتاب اصول مديريت علمي را منتشر ساخت وي در اين كتاب متذكر مي گردد ((بهتر آن است كه هدف اصلي مديريت،به حداكثر رساندن كاميابي كارمند و كارفرما باشد)) تيلور پدر مديريت علمي نيز ناميده ميشود تيلور چهار اصل را به عنوان اصول مديريت علمي مطرح نمود.

در دهه 1880 ميلادي تيلور مطالعات خود را در زمينه زمان سنجي و حركت سنجي جهت تعريف و بهينه سازي واحدهاي مستقل نيروي كار تخصصي آغاز كرد.

چهار اصل تيلوعلمي كردن فعاليتهاي هر شغل،شامل تدوين قوانين حركت ، استاندارد كردن انجام كارها و ايجاد شرايط كاري مناسب.

انتخاب دقيق كاركنان كه از توانايي هاي مناسب براي هر شغل برخوردار باشند.

آموزش دقيق كاركنان و فراهم كردن انگيزه هاي مناسب براي جذب همكاري آنها به انجام علمي كارها .

روابط نزدیک و دوستانه و روحیه همکاری باید بین مدیریت و کارکنان وجود داشته باشد.

گيلبرت:

گيلبرت ها پيشگامان حركت سنجي بودند آنها معتقد بودند تنها يك روش منحصر به فرد براي انجام كار به بهترين وجه وجود دارد و حركت سنجي ،خستگي سنجي و زمان سنجي ، و مهارت سنجي به ما امكان مي دهد كه بهترين روش انجام كار را بيابيم.

خانم و آقاي گيلبرت عمدتا بر روي كار سنجي و حركت سنجي و زمان سنجي مطاله كردند. حاصل مطالعات ايشان در خصوص حركت سنجي تحت عنوان the rblig كه عكس نام خودشان است نام گذاري شده است.

مديريت اداري ((نظريه فرآيند مديريت)):

اصول مديريت هنري فايول:

فايول معتقد بود كه اصول مديريت بايد به صورت انعطاف پذير بوده و همواره به كار گرفته شود.

فايول حاصل تجربيات خود را در قالب 14 اصل براي بهبود مديريت سازمان و انجام وظايف مديريت ارائه نموده كه عبارتند از:

تقسيم كار

اختيار

انضباط

وحدت فرماندهي

وحدت مديريت

تبعيت اهداف و منافع فردي از اهداف و منافع عمومي

جبران خدمات كاركنان

تمركز

نظم

سلسله مراتب

عدالت

ثبات

ابتكار عمل

احساس وحدت و يگانگي

بوروكراسي(ديوان سالاري):

بوروكراسي وبر : سازمان در حالت بروكراسي بهتر عمل مي كنند از منابع به طور كارا استفاده مي شود عدالت و انصاف در برخورد با ارباب رجوع و كار كنان رعايت مي گردد و سازمان بروكراسي قابليت پيش بيني رفتار افراد در سلزمان را افزايش مي دهد .

اصول ديوان سالاري آرمان گرايانه وبر عبارتند از:

1-تقسيم كار

2- سلسله مراتب اختيارات

3- شايستگي و تخصص

4- مقررات و رويه هاي رسمي

5- غير شخصي بودن

6- توجه به مسير شغلي

مکتب رفتاری در نتیجه نیاز به چه چیز تکامل یافت:

بهبود روابط انسانی

بزرگترين محدوديت و نارسايي مكتب سنتي (مخصوصا مكتب مديريت تيلور) اين است كه مي گويد يك انسان منطقي (عقلايي يا اقتصادي )است و صرفا به انگيزه هاي مادي و پرداخت بيشتر توجه دارد در اين مكتب انسان و سازمان با ديد مكانيكي بررسي مي شود به كاركنان به صورت ابزار و وسيلبه اي براي توليد نگريسته مي شود كه رفتار و كردادر آنها به آساني قابل هدايت است .

به همين دليل نقش افراد و روابط آنها با يكديگر كمتر مورد توجه قرارمي گيرد .در نتيجه احساسات عواطف و خلق و خوي و برداشت ها و روابط انساني افراد ناديده گرفته مي شود يا كمتر مورد توجه قرار مي گيرد .

ديدگاه ها ي نئو كلاسيك ها

پیشگامان رفتار سازمانی:رابرت اوون هوگو مانستربرگ پارکرفالت.

در مكتب رفتاري مخصوصا در مطالعات هاثورن شناخت عامل انساني و كشف روابط انساني و سازمان غير رسمي مورد توجه قرار گرفت (روابط و سازمان غير رسمي در مقابل روابط و سازمان رسمي مديريت علمي قرار داشت) .

مطالعات هاثورن : تحقیقات هاثورن بین سالهای 1927 تا 1932 در صنایع وسترن الکتریک در محلی به نام هاثورن در نزدیکی شیکاگو و به کمک جنرال الکتریک انجام شد. چندین محقق در این تحقیقات شرکت داشتند . مشهورترین آنها التون مایو روتلیسبرگر و ویلیام دیکسون بودند.

تحقیقات هاثورن را به سه دوره زمانی تقسیم شده:

1- آزمایشات روشنایی از 1924 تا 1927

2- آزمایش اتاق نصب و اتصال تقویت کننده ها از سال 1927 تا 1932 .

3- پاره کاری تشویقی یا آزمایش اتاق سیم پیچی کلیدهای تبدیل کننده تلفن . (1931 تا 1932)

نخستین مرحله مطالعات روشنایی نام گرفت. بررسی تاثیر نور بر بازدهی کار بود. محققان به طور منظم نور محیط را که گروهی از کارکنان زن در آن کار می کردندتغییر می دادند. بهره وری گروه اندازه گیری می شد و سپس با بهره وری گروه دیگر (گروه کنترل) که نور محیط آنها ثابت نگه داشته بود مقایسه می شد. هنگامی که نور محل کار گروه آزمایش افزایش پیدا کرد بهره وری آنها افزایش نشان داد و با کمال تعجب بهروی گروه کنترل نیز همین افزایش را نشان داد حتی هنگامی که نور محل کاهش داد بهره وری هردو گروه افزایش یافت و تا زمانی که نور محیط به حد نور ماه نرسید تولید کاهش پیدا نکرد.

حاصل مطالعات اين تيم به شكست انجاميد .بعدها يك تيم روانشناس به رهبري التون مايو اين مطالعات را دنبال نمود التون مايو به اين تنتيجه رسيد كه اگر به انسانها احترام بگذاريم بهره وري آنها بالا مي رود.

حاصل مطالعات آنها اهميت عنصر انساني در سازمان بود. امروزه در تحقيقات آزمايشگاي از خطايي تحت عنوان اثر هاثورن ياد مي شود .

اثر هاثورن به اين مفهوم است كه افرد در شرايط آزمايشگاي ممكن است رفتار هايي از خود به نمايش بگذارند كه در شرايط عادي آن رفتارها را انجام نمي دهند و اين به دليل شرايط مصنوعي آزمايش است كه به آن اثر هاثورن مي گويند .

در آزمایش دیگر سیستم کارمزدی برای یک گروه 9 نفره کارگران که دستگاه های ارتباط تلفنی را مونتاژ می کردند به اجرا گذاشته شد.

بر اساس فرض های مدیریت علمی انتظار این بود که هر یک از کارکنان آنچنان تلاش کنند تا عایدات خود را به بالاترین میزان برساند.

ولی محققین دریافتند که گروه برخلاف انتظار سطح قابل قبولی از بازده را برای اعضای خود تعیین کرده است.

محققین بعد از اجرای یک برنامه مصاحبه تعقیبی با 1000 نفر از کارکنان به این نتیجه رسیدند که نقش عامل انسانی در محیط کار مهمتر از آن است که قبلا تصور میشده است.

در آزمایش سوم که شش کارگر زن را با یکدیگر آشنایی داشتند انتخاب کردنند و مدت زمان زیادی طول کشید تا آنها برای آزمایش مورد نظر آموزش دهد و توجیح نماید. در این مدت روابط صمیمانه ای بین تیم تحقیقاتی و گروه منتخب برای آزمایش به وجود آمد. تا جایی که افراد گروه بتوانند در محیطی کاملا آزاد کار خود را دنبال نمایند.

برای کارگران این گروه مزایای ویژه ای در نظر گرفته شد. مثلا آنها می توانستند محل کار خود را بدون اجازه ترک کنند. پژوهشگران ی مفوق العاده ای به آنها داشتند و بارها از آنان نظر خواهی می کردند . هدف اصلی این مطالعه یافتن بهترین ترکیب میان فواصلی کاری و دفعات استراحت بود ولی گاهی به طور همزمان تعدادی از عوامل دیگر نیز تغییر داده میشد مانند میزان پرداخت ، طول روز کاری، تدارکات نهار مجانی . به طور منظم با هر تغییر که در شرایط کار کارکنان ایجاد میشد میزان تولید آنها ارزیابی می گردید.

مایو و همکارانش که محیط اجتماعی جدید کار عامل افزایش بهره وری کارگران است. عوامل مهمی که در این آزمایش مد نظر قرار گرفتند، جو گروه ، سرپرستی مشارکتی، شکل گیری گروه ، روحیه.

تعریف تیم:

به معنای تشریک مساعی افرادبرای نیل به اهدافی مشترک واز پیش تعیین شده عامل اصلی درمیزان تولید است .بعدازانها تحقیقات تیم مایوروانشناس برجسته دانشگاه هاروارد نشان دادکه میزان تولید تابع همکاری های گروهی است .به عبارتی دیگر تبدیل گروه به معنای تجمعی از افراد به تیم .این تحقیقات نشان دادکه ایجاد روحیه همکاری وشورواشتیاق در کارکنان به دلیل توجه وعلاقه ای بود که هم سرپرستان وهم تیم تحقیقاتی مایو نسبت به کارانان از خود نشان دادن که این توجه واعتباردادن به نظرهای انان ودخالت انان در تصمیم گیری ها از جمله عوامل اصلی در ایجاد انگیزه وروحیه بالای کارکنان ودرنتیجه افزایش تولید وکارایی کارکنان بوده است .دراخر باید گفت در مطالعات هاثورن گروه ورفتار گروهی مهمترین عامل در تقویت روحیه ایجاد جوی مناسب ودر نتیجه افزایش تولید دانسته است.

نتايج مطالعات هاثورن:

كاركنان صرفا با پول برانگيخته نمي شوند وعوامل شخصي واجتماعي آثارحائز اهميتي برانگيزش آنهادارند.

نگرشهاي فردي آثارقابل انكاروتعيين كننده اي بررفتاركاركنان دارند.

سرپرستي اثربخش براي حفظ روحيه كاركنان وبهره وري آنان اهميت دارد.سازمان هاي غيررسمي براي اولين باردرمطالعه هاثورن مورد توجه قرارگرفته شد.

مديران بايد علاوه بركسب مهارتهاي فني بركسب مهارتهاي اجتماعي هم بپردازند.

نكته: مكتب روابط انساني رمبناي علم رفتارسازماني شدكه به مطالعه رفتارفردوگروهها در سازمان مي پردازد.

فرضیه توده عوام:مایوپیدایی وتشکیل گروه های غیررسمی را کیفرخواستی علیه کل جامعه می دانست که باافراد انسان به مثابه ماشین های غیرحساسی که صرفا منافع شخصی اقتصادی دارندرفتارمیکرد.درنتیجه :کارگران مجبورمی شدند کهبه کارصرفا به عنوان یک مبادله غیرانسانی پول در مقابل کوشش وزحمت توجه کنند کار در صنایع امریکا به معنی تحقیرواهانت بود :انجام وظایف عادی کسل کننده ساده وپیش پاافتاده در محیطی که فرد بران هیچ کنترلی نداشت این محیط ارضای نیازهای احترام وخودیابی را درکار نفی میکرد . درعوض فقط نیازهای فیزیولوژیکی و ایمنی

ارضا میگردید عدم ارضای سایرنیازها منجربه تنش دلهره وناکامی کارگران می شد مایو این احساس درماندگی را انومی یا بی هنجاری نامید شاخص این وضع کارگرانی بودند که خود راقربانیان بی اهمیت سردرگم وبی علاقه محیط خود احساس میکردند.در حالی که بی هنجاری زاییده ی کل جامعه است .مایو دریافت که شواهد بارز ان درسازمان های صنعتی دیده میشود که درانهادستگاه مدیریت به مفروضات منفی معینی درباره ی طبیعت انسان معتقداست بزعم مایو عده بیشماری از مدیران معتقد بودند که جامعه مرکب ازیک دسته یاانبوه افراد بی نظم است که تنها به صیانت نفس ومنافع شخصی توجه دارند انها فرض میکردند که مردم بدوا تحت تسلط نیاز های فیزیولوژیکی وایمنی قراردارندومی خواهند در حدامکان درمقابل کاراندک تامیتوانندپول دربیاورند لذاکاررابرمبنای این فرض اساسی که کارگران کلا یک توده سزاوار تحقیر وخواری اند .سازمان دهی واداره میکردن مایو این فرض را فرضیه توده عوام نامید واعمال مدیریت وظیفه مدارامرانه را که زاییده این فرض بود تاسف انگیز دانست.

چارچوب انگیزش:فرد

محرومیت ها

جستجوی راه های ارضای نیاز

رفتارهای هدف دار

عملکرد

پاداشها و مجازاتها

ارزیابی مجدد محرومیت ها توسط فرد

-5- نهضت روابط انساني

— -3-5- سلسله مراتب نياز هاي مازلو

— مازلو روانشناس و كشيش آمريكايي در كتاب مشهور خود تحت عنوا ن شخصيت و انگيزش نياز هاي انسان را به 5 طبقه تقسيم نمود و معتقد است كه نياز هاي انسان داراي تقدم و تاخر مي باشد و مادامي كه نياز هاي طبقه پايين ارضاء نشده باشد نياز هاي طبقه بالا تحريك نميشود. مازلو معتقد است كه نيازهاي دروني توسط پاداش هاي دروني ارضاء ميشود. مثل احساس رضايتي كه هنگام انجام موفقيت آميز يك كار به فرد دست ميدهد. و همچنين نياز هاي بيروني توسط پاداشهاي بيروني ارضاء مي شود مثل افزايش حقوق ، ارتقاء درجه ، اعطاي مدال و نشان افتخار.

برخي از نظريه پردازان رفتار سازمان فقط نياز هاي احترام و خود يابي را جزء نياز هاي سطح بالا مي دانند و ساير نياز ها را در زمره نياز هاي سطح پايين مي دانند در حاليكه فرد لوتانز در كتاب رفتار سازماني خود معتقد است كه نياز هاي اجتماعي هم داراي جنبه هاي سطح بالا و هم جنبه هاي سطح پايين هستند.

برخي صاحب نظران معتقد هستند مازلو در سال 1968 نياز هاي معرفت يابي و زيبايي شناسي را نيز به عنوان نياز هاي عالي خود يابي يا خود شكوفايي مطرح كرده است.

تئوری ERG آلدرفر و تئوری نیازهای آشکار ماری هر دو عقیده دارند که در یک زمان بیش از یک نیاز موجب ایجاد انگیزه در فرد می شود.

تفاوت عمده تئوری ERG با تئوری مازلو در این است که ERG دارای یک جز ناکامی –برگشت و یک جزء رضایت - پیشرفت است.

مازلو عقیده دارد که فرد آنقدر در طبقه بعدی می ماند تا نیازهایش ارضا شود.با توجه به شباهت های این سه نظریه دارای نقاط ضعف مشترکی نیز هستند. آنها می توانند عواملی که باعث برانگیخته شدن انسانها می شود مشخص نمایند ولی اطلاع چندانی در فرایند انگیزش در اختیار نمی گذار نظریه دوساحتی یا: مک گریگور (X,Y)

در اين تئوري دو دسته مفروضات متضاد درباره طبيعت انسان و نحوه نظارت و سرپرستي او ارائه شده است. از يك سو در بعد منفي ، انسان موجودي توصيف شده است كه طبيعتا علاقه اي به كار نداشته و راحت طلب و كار گريزان است . به همين جهت از قبول مسئوليت نيز حتي المقدور پرهيز مي كند و تنها راه كار خواستن از او اجبار و كنترل مستقيم و ترس از تنبيه است.

در اين بخش از تئوري چون شغل و كار فرد هيچگونه انگيزه اي ايجاد نمي كند بايد با محركه هاي خارجي مثل پاداش و تنبيه فرد را به كار وا دارد.

از سوي ديگر در بعد مثبت ، انسان موجودي قلمداد شده است كه طبيعتا علاقه به كار در ذات و فطرت او به وديعه نهاده شده و از مسئوليت گريزان نيست. در اين توصيف از انسان، فرد در كار مناسب ، خود كنترل و خود انگيز است و در راه رسيدن به اهداف سازمان تلاش مي كند.

او معتقد است كه مدير هر نوع نگرش ي به انسان داشته باشد در سبك مديريت او تاثير گذار است .

او معتقد است كه مدير هر نوع نگرش ي به انسان داشته باشد در سبك مديريت او تاثير گذار است

براي مثال اگر مدير فردي بد بين باشد اراد را از نزديك كنترل مي كند و سبك رهبري او احتمالا به يكي از اشكال زير يا اينكه به شيوه هاي نظير اينها كه به انسان توجهي ندارد خواهد بود.

اقتدار گرا 2- توليد گرا 3- شغل مدار 4- وظيفه گرا

او اضافه مي كند اگر مديري خوشبين باشد افراد را از نزديك كنترل نمي كند بلكه كنترل كلي و عمومي بر آنها خواهد داشت. و سبكم رهبري او به يكي از اشكال زير خواهد بود.

سبك رهبري كه به انسانها توجه خواصي دارد.

1-مردم گرا 2- دموكراتيو 3- رابطه گرا 4- مشاركتي 5- حمايتي

مك گريگور معتقد است كه مدير بد بين احتمالا مفروضات زير را (x ) در ذهن دارد كه انسان موجود تنبلي است كه از كار فرار مي كند و مسئوليت نمي پذيرد خلاقيت ندارد و بايد با تهديد و كنترل نزديك او را مجبور به كار كرد و مدير خوش بين مفروضات زير را در سر دارد .

فهرست مفروضات تئوري x و y درباره طبيعت انسان

تئوري x

تئوري y

براي اغلب مردم كار ذاتا نا مطلوب است

اگرشرايط مطلوب باشد كار مثل بازي طبيعي است

اغلب مردم جاه طلب نيستند و تمايل اندكي به پذيرش مسئوليت دارند و ترجيح مي دهند هدايت شوند

براي رسيدن به هدفهاي سازماني كنترل بله وسيله خويشتن غالبا ضروري است

اغلب مردم قابليت اندكي براي خلاقيت در حل مشكلات سازماني دارند

قابليت خلاقيت در حل مشكلات سازماني به طور نا محدود توزيع شده است

انگيزش فقط در سطوح فيزيولوژيكي ايجاد مي شود

انگيزش در سطوح اجتماعي احترام و خود ياب ي و نيز سطوح فيزيو لوژيكي و تامين اجاد مي گردد

اغلب مردم بايد تحت كنترل و غالبا اجبار قرار گيرند

مردم اگر به طور مقتضي انگيزش داشته با شند مي توانند در كار خود خلاق و خود رهبر باشند

نظريه دو عاملي انگيزش يا نظريه انگيزشي-بهداشتي یا:

تئوري دو عاملي انگيزش:هرز برگ

در اين تئوري يك سري از عوامل در كار به عنوان عوامل انگيزاننده و يك سري ديگر از عوامل تحت عنوان ابقا نگهدارنده يا بهداشت نامگذاري شده است ابقا به عوا ملي گفته شود كه وجودشان در كارضروری است نبودشان ايجاد مشكل مي كند اما باعث برانگيختن افراد به كار نمي شود .

. اين عوامل كه داراي خاصيت نگهدارندگي و ابقا مي باشند، درصورتي كه از شغل فرد حذف شوند ايجاد نارضايتي مي كنند اما وجودشان موجب انگيزش نمي باشد. عواملي مانند حقوق و شرايط فيزيكي محيط كار از اين زمره اند. اما عوامل انگيزاننده عواملي هستندكه باعث ترغيب و انگيزش مي گردند.

توفيق و پيشرفت در كارواحساس رضايت از شغل نمونه هايي از اين دسته از عوامل مي باشند. براساس اين تئوري ، مدير زماني مي تواند در ايجاد انگيزه براي كاركنان موفق باشد كه به دو گروه از اين عوامل توجه كامل داشته باشد.

عوامل بهداشتي : عواملي هستند كه وجودشان تاثيري بر رضايت كاركنان ندارند اما اگر نباشد باعث عدم رضايت مي شوند. شرايط كار، نظارت (سرپرستي)، روابط اجتماعي افراد از آن جمله اند.

عوامل انگيزشي: نبود آنها باعث عدم رضايت است و وجد آنها باعث رضايت كاركنان مي شود همچون كسب موفقيت ، رشد و توسعه.

3-3-5 مدل رشد يافتگي و رشد نيافتگي (گريس آرگريس):

ارگريس با بيان نظريه بلوغ كه ناشي از ساخت هرمي و دموكراتيك بود معتقد است ساختار هرمي موجب نابالغ ماندن و ساختار دموكراتيك موجب بلوغ مي گردد. وي همچنين مي گويد الزاما پيش فرض هاي x موجب اعمال مديريت اقتدارگرا نمي شود. چون تفاوت زيردستان، نظرات مافوق ، ساختار سازمان و محيط مانع اعمال مديريت دستوري مي شود و ممكن است مديرسبك حمايتي را در پيش گيرد، از ديگر نظرات مهم گريس آرگريس نظريه يادگيري سازماني است. منظور از يادگيري سازماني بهبود فعاليتها از طريق درك و دانش بيشتر است.

بنابر اعتقاد آرگريس افراد با رشد خود از ويژگي هاي يك انسان نابالغ بسوي ويژگي هاي انسان بالغ تغيير پيدا مي كنند . ويژگي هاي انسان بالغ تغيير پيدا مي كنند . ويژگي هاي مهم اين دو وضعيت عبارتند از :

ويژگي هاي رشد نيافتگي

غير فعال

وابسته بودن

رفتار به چند طريق

علايق سطحي

داشتن ديد كوتاه مدت

وضعيت زير دست بودن

فاقد حساسيت نسبت به خود

ويژگي هاي رشد يافتگي

فعال

مستقل بودن

رفتار به چندين طريق

علايق عميق

داشتن ديد بلند مدت

وضعيت برابر يا بالا دست

حساس بودن به خود

آرگريس مي گويد وي‍ژگي هاي بالا نشانگر دو نوك هستند افراد در ميان اين نوك در هر جايي مي توانند قرار گيرند .

ساختار هاي سازماني كلاسيك در پيشرفت افراد به سوي ويژگي هاي انسان بالغ يا تاثير بازدارنده دارد

اين نوع ساختارها افراد را وابسته و غير فعال به پذيرش حالت زير دست بودن سکوق مي دهد .

اين ساختار آنان را از ظاهر ساختن استعدادهاي بالقوه محروم كرده و از پيشرفتشان جلوگيري مي كنند .بدان جهت مديران بايد ويژگي هاي تئوري y داگاس مگ كريگور را دارا بوده زير دستان خود را به مسئوليت پذيري بيشتر تشويق نموده و براي رشد و پيشرفت آنها محيط لازم را فراهم آورند در غير اين صورت در سازمان ها خشم ها ممانعت ها و تعارض ها كم نخواهد گشت .

منابع :

تئوری های مدیریت ، دکتر حسین صفر زاده، صالح منصوری

تئوری های مدیریت، دکتر داور ونوس، مهرداد پرچ

رفتار سازمانی گریفین،ترجمه: الوانی و معمارزاده

مدیریت رفتار سازمانی پال هرسی و بلانچارد

مدیریت عمومی الوانی

رفتار سازمانی دکتر علی رضائیان

رهیافتهای عمده درسیرتکوین نظریه های مدیریت

دانستن کافی نیستن باید اقدام کرد خواستن کافی نیست باید کار

ی کرد. (فردریش نیچه)

رهیافتهای عمده درسیرتکوین نظریه های مدیریت

تیلور

الف. مدیریت علمی

دیدگاه سنتی

فایور

ب. اصول علم و اداره

وبر

ج. بوروکراسی

هاثورن

الف. جنبش روابط انسانی

روابط انسانی مطالعات هاثورن

مازلو

ب. نیازهای انسانی

مک گریگور

ج. نظریه X,Y

آرجریس

د. نظریه شخصیت و سازمان

-

الف. علم مدیریت تحلیل کمی

رهیافت های کمی

-

الف. دیدگاه های سیستمی

سیستمی و اقتضایی

-

ب. نظریه های اقتضایی

تیلور

ج. جهت گیری های جدید

-

-

روندهای جدید در رهیافت های عمده به مدیریت

-

-

فرانوگرایی در نظریه سازمان

-

-

استعاره های نظری سازمان

رهیافتهای سنتی مدیریت:

ديدگاه هاي سنتي مديريت فرض مشتركي داشتند مبني بر اينكه انسانها منفعت طلب بوده و در برخوردشان با كار بر منافع مادي تاكيد مي كنند.

فردريك تيلور اصول مديريت علمي را براي مديران عملياتي و پيشگامان عرصه توليد ارائه كرد .

هنري فايول مسئوليت هاي مديريتي را مانند و ظايف مديريتي يعني برنامه ريزي ، سازمان دهي ، بسيج منابع ، هدايت و كنترل شناسايي كرد.

ماكس وبر بروكراسي را به منزله شكل مطلوب سازماني توصيف كرد.

بصيرت هاي حاصل از رهيافت هاي سنتي هنوز قابل استفاده است البته اينكه همواره بهترين راه براي انجام همه اين كارها با توجه به بصيرتها ي حاصل از رويكرد اقتضايي قابل قبول نيست.

رهیافتهای منابع انسانی:

1- رهيافت هاي منابع انساني توجه مديران را از مباحث كمي و مادي محيط كار به نيروي انساني معطوف داشته اند .

2- با پيگيري مطا لعات هاثورن نهضت روابط انساني بر مطا لعه رفتار افراد و گروه ها در حين انجام كار تاكيد كرد

3- بر اساس سلسله مراتب نيازهاي انساني مزلو مفهوم خود شكوفايي و استعداد افراد براي تحقق خود شكوفايي در كار مورد نظر قرار گرفت.

4- داگلاس مك گريگور مديران را بر انگيخت تا طرز تلقي خود بر مبناي مفروضات نظريه x در باره انسان را تغيير دهند و تصور خود از انسان را بر مبناي مفروضات نظريه y كه افراد را مستقل مسئول و متمايل به خود هدايتي در كار معرفي مي كنند قرار دهند.

5- آرجريس متذكر شد كه اگر افراد بالغ در محيط كار بامديريت خشك و ساختار هاي سازماني غير منعطف محدود بشوند واكنش منفي نشان خواهند داد.

تعريف رفتار سازماني:

رفتار سازماني مطالعه رفتار انسان در عرصه سازمان رويارويي رفتار فرد وسازمان و بالاخره مطالعه سازمان مي باشد.

هر يك از اين سه زمينه را جداگانه مي توالن مورد بررسي قرار دا د ولي بايد به خاطر داشت كه همه آنها در نهايت به درك جامع رفتار سازماني منتهي مي شود.

رابطه بين رفتار انسان و محيط هاي سازماني: رويارويي فرد و سازمان، سازمان و محيط احاطه كننده اش.

نبود رضايت كارگران باعث كمي توليد بالا رفتن غيبت اخرج واستعفاي زياد در مقابل استخدام اعتصاب هاي پر سرو صدا توليد محصولات غيره مرغوب و ....

هيچ انساني داراي يك انگيز ه نيست مثلا نمي توان گفت انسان اقتصادي ،انسان عقلايي ،و غيره .... ضمنا نمي توان گفت كه يك سازمان داراي يك شيوه است:دموكراسي ،تسلط جويي بي بندو باري و ....

براي فهميدن انسان و سازمان ها یک چيز يعني مديريت آن هم نه مجموعه اي از تكنيك ها براي سودآوري بيشتر ،بلكه مجموعه اي از مفاهيم رفتاري يا به زبان ساده تر مديريت رفتار سازماني نياز داريم.

به چيزي كه بتوان هم از رفتار مشهود و هم از رفتار پنهان كارگر و كارمند به درون آن پي برد.

ديدگاههاي كلاسيك يا سنتي:

مديريت علمي:

تيلور در سال 1911 م كتاب اصول مديريت علمي را منتشر ساخت وي در اين كتاب متذكر مي گردد ((بهتر آن است كه هدف اصلي مديريت،به حداكثر رساندن كاميابي كارمند و كارفرما باشد)) تيلور پدر مديريت علمي نيز ناميده ميشود تيلور چهار اصل را به عنوان اصول مديريت علمي مطرح نمود.

در دهه 1880 ميلادي تيلور مطالعات خود را در زمينه زمان سنجي و حركت سنجي جهت تعريف و بهينه سازي واحدهاي مستقل نيروي كار تخصصي آغاز كرد.

چهار اصل تيلوعلمي كردن فعاليتهاي هر شغل،شامل تدوين قوانين حركت ، استاندارد كردن انجام كارها و ايجاد شرايط كاري مناسب.

انتخاب دقيق كاركنان كه از توانايي هاي مناسب براي هر شغل برخوردار باشند.

آموزش دقيق كاركنان و فراهم كردن انگيزه هاي مناسب براي جذب همكاري آنها به انجام علمي كارها .

روابط نزدیک و دوستانه و روحیه همکاری باید بین مدیریت و کارکنان وجود داشته باشد.

گيلبرت:

گيلبرت ها پيشگامان حركت سنجي بودند آنها معتقد بودند تنها يك روش منحصر به فرد براي انجام كار به بهترين وجه وجود دارد و حركت سنجي ،خستگي سنجي و زمان سنجي ، و مهارت سنجي به ما امكان مي دهد كه بهترين روش انجام كار را بيابيم.

خانم و آقاي گيلبرت عمدتا بر روي كار سنجي و حركت سنجي و زمان سنجي مطاله كردند. حاصل مطالعات ايشان در خصوص حركت سنجي تحت عنوان the rblig كه عكس نام خودشان است نام گذاري شده است.

مديريت اداري ((نظريه فرآيند مديريت)):

اصول مديريت هنري فايول:

فايول معتقد بود كه اصول مديريت بايد به صورت انعطاف پذير بوده و همواره به كار گرفته شود.

فايول حاصل تجربيات خود را در قالب 14 اصل براي بهبود مديريت سازمان و انجام وظايف مديريت ارائه نموده كه عبارتند از:

تقسيم كار

اختيار

انضباط

وحدت فرماندهي

وحدت مديريت

تبعيت اهداف و منافع فردي از اهداف و منافع عمومي

جبران خدمات كاركنان

تمركز

نظم

سلسله مراتب

عدالت

ثبات

ابتكار عمل

احساس وحدت و يگانگي

بوروكراسي(ديوان سالاري):

بوروكراسي وبر : سازمان در حالت بروكراسي بهتر عمل مي كنند از منابع به طور كارا استفاده مي شود عدالت و انصاف در برخورد با ارباب رجوع و كار كنان رعايت مي گردد و سازمان بروكراسي قابليت پيش بيني رفتار افراد در سلزمان را افزايش مي دهد .

اصول ديوان سالاري آرمان گرايانه وبر عبارتند از:

1-تقسيم كار

2- سلسله مراتب اختيارات

3- شايستگي و تخصص

4- مقررات و رويه هاي رسمي

5- غير شخصي بودن

6- توجه به مسير شغلي

مکتب رفتاری در نتیجه نیاز به چه چیز تکامل یافت:

بهبود روابط انسانی

بزرگترين محدوديت و نارسايي مكتب سنتي (مخصوصا مكتب مديريت تيلور) اين است كه مي گويد يك انسان منطقي (عقلايي يا اقتصادي )است و صرفا به انگيزه هاي مادي و پرداخت بيشتر توجه دارد در اين مكتب انسان و سازمان با ديد مكانيكي بررسي مي شود به كاركنان به صورت ابزار و وسيلبه اي براي توليد نگريسته مي شود كه رفتار و كردادر آنها به آساني قابل هدايت است .

به همين دليل نقش افراد و روابط آنها با يكديگر كمتر مورد توجه قرارمي گيرد .در نتيجه احساسات عواطف و خلق و خوي و برداشت ها و روابط انساني افراد ناديده گرفته مي شود يا كمتر مورد توجه قرار مي گيرد .

ديدگاه ها ي نئو كلاسيك ها

پیشگامان رفتار سازمانی:رابرت اوون هوگو مانستربرگ پارکرفالت.

در مكتب رفتاري مخصوصا در مطالعات هاثورن شناخت عامل انساني و كشف روابط انساني و سازمان غير رسمي مورد توجه قرار گرفت (روابط و سازمان غير رسمي در مقابل روابط و سازمان رسمي مديريت علمي قرار داشت) .

مطالعات هاثورن : تحقیقات هاثورن بین سالهای 1927 تا 1932 در صنایع وسترن الکتریک در محلی به نام هاثورن در نزدیکی شیکاگو و به کمک جنرال الکتریک انجام شد. چندین محقق در این تحقیقات شرکت داشتند . مشهورترین آنها التون مایو روتلیسبرگر و ویلیام دیکسون بودند.

تحقیقات هاثورن را به سه دوره زمانی تقسیم شده:

1- آزمایشات روشنایی از 1924 تا 1927

2- آزمایش اتاق نصب و اتصال تقویت کننده ها از سال 1927 تا 1932 .

3- پاره کاری تشویقی یا آزمایش اتاق سیم پیچی کلیدهای تبدیل کننده تلفن . (1931 تا 1932)

نخستین مرحله مطالعات روشنایی نام گرفت. بررسی تاثیر نور بر بازدهی کار بود. محققان به طور منظم نور محیط را که گروهی از کارکنان زن در آن کار می کردندتغییر می دادند. بهره وری گروه اندازه گیری می شد و سپس با بهره وری گروه دیگر (گروه کنترل) که نور محیط آنها ثابت نگه داشته بود مقایسه می شد. هنگامی که نور محل کار گروه آزمایش افزایش پیدا کرد بهره وری آنها افزایش نشان داد و با کمال تعجب بهروی گروه کنترل نیز همین افزایش را نشان داد حتی هنگامی که نور محل کاهش داد بهره وری هردو گروه افزایش یافت و تا زمانی که نور محیط به حد نور ماه نرسید تولید کاهش پیدا نکرد.

حاصل مطالعات اين تيم به شكست انجاميد .بعدها يك تيم روانشناس به رهبري التون مايو اين مطالعات را دنبال نمود التون مايو به اين تنتيجه رسيد كه اگر به انسانها احترام بگذاريم بهره وري آنها بالا مي رود.

حاصل مطالعات آنها اهميت عنصر انساني در سازمان بود. امروزه در تحقيقات آزمايشگاي از خطايي تحت عنوان اثر هاثورن ياد مي شود .

اثر هاثورن به اين مفهوم است كه افرد در شرايط آزمايشگاي ممكن است رفتار هايي از خود به نمايش بگذارند كه در شرايط عادي آن رفتارها را انجام نمي دهند و اين به دليل شرايط مصنوعي آزمايش است كه به آن اثر هاثورن مي گويند .

در آزمایش دیگر سیستم کارمزدی برای یک گروه 9 نفره کارگران که دستگاه های ارتباط تلفنی را مونتاژ می کردند به اجرا گذاشته شد.

بر اساس فرض های مدیریت علمی انتظار این بود که هر یک از کارکنان آنچنان تلاش کنند تا عایدات خود را به بالاترین میزان برساند.

ولی محققین دریافتند که گروه برخلاف انتظار سطح قابل قبولی از بازده را برای اعضای خود تعیین کرده است.

محققین بعد از اجرای یک برنامه مصاحبه تعقیبی با 1000 نفر از کارکنان به این نتیجه رسیدند که نقش عامل انسانی در محیط کار مهمتر از آن است که قبلا تصور میشده است.

در آزمایش سوم که شش کارگر زن را با یکدیگر آشنایی داشتند انتخاب کردنند و مدت زمان زیادی طول کشید تا آنها برای آزمایش مورد نظر آموزش دهد و توجیح نماید. در این مدت روابط صمیمانه ای بین تیم تحقیقاتی و گروه منتخب برای آزمایش به وجود آمد. تا جایی که افراد گروه بتوانند در محیطی کاملا آزاد کار خود را دنبال نمایند.

برای کارگران این گروه مزایای ویژه ای در نظر گرفته شد. مثلا آنها می توانستند محل کار خود را بدون اجازه ترک کنند. پژوهشگران ی مفوق العاده ای به آنها داشتند و بارها از آنان نظر خواهی می کردند . هدف اصلی این مطالعه یافتن بهترین ترکیب میان فواصلی کاری و دفعات استراحت بود ولی گاهی به طور همزمان تعدادی از عوامل دیگر نیز تغییر داده میشد مانند میزان پرداخت ، طول روز کاری، تدارکات نهار مجانی . به طور منظم با هر تغییر که در شرایط کار کارکنان ایجاد میشد میزان تولید آنها ارزیابی می گردید.

مایو و همکارانش که محیط اجتماعی جدید کار عامل افزایش بهره وری کارگران است. عوامل مهمی که در این آزمایش مد نظر قرار گرفتند، جو گروه ، سرپرستی مشارکتی، شکل گیری گروه ، روحیه.

تعریف تیم:

به معنای تشریک مساعی افرادبرای نیل به اهدافی مشترک واز پیش تعیین شده عامل اصلی درمیزان تولید است .بعدازانها تحقیقات تیم مایوروانشناس برجسته دانشگاه هاروارد نشان دادکه میزان تولید تابع همکاری های گروهی است .به عبارتی دیگر تبدیل گروه به معنای تجمعی از افراد به تیم .این تحقیقات نشان دادکه ایجاد روحیه همکاری وشورواشتیاق در کارکنان به دلیل توجه وعلاقه ای بود که هم سرپرستان وهم تیم تحقیقاتی مایو نسبت به کارانان از خود نشان دادن که این توجه واعتباردادن به نظرهای انان ودخالت انان در تصمیم گیری ها از جمله عوامل اصلی در ایجاد انگیزه وروحیه بالای کارکنان ودرنتیجه افزایش تولید وکارایی کارکنان بوده است .دراخر باید گفت در مطالعات هاثورن گروه ورفتار گروهی مهمترین عامل در تقویت روحیه ایجاد جوی مناسب ودر نتیجه افزایش تولید دانسته است.

نتايج مطالعات هاثورن:

كاركنان صرفا با پول برانگيخته نمي شوند وعوامل شخصي واجتماعي آثارحائز اهميتي برانگيزش آنهادارند.

نگرشهاي فردي آثارقابل انكاروتعيين كننده اي بررفتاركاركنان دارند.

سرپرستي اثربخش براي حفظ روحيه كاركنان وبهره وري آنان اهميت دارد.سازمان هاي غيررسمي براي اولين باردرمطالعه هاثورن مورد توجه قرارگرفته شد.

مديران بايد علاوه بركسب مهارتهاي فني بركسب مهارتهاي اجتماعي هم بپردازند.

نكته: مكتب روابط انساني رمبناي علم رفتارسازماني شدكه به مطالعه رفتارفردوگروهها در سازمان مي پردازد.

فرضیه توده عوام:مایوپیدایی وتشکیل گروه های غیررسمی را کیفرخواستی علیه کل جامعه می دانست که باافراد انسان به مثابه ماشین های غیرحساسی که صرفا منافع شخصی اقتصادی دارندرفتارمیکرد.درنتیجه :کارگران مجبورمی شدند کهبه کارصرفا به عنوان یک مبادله غیرانسانی پول در مقابل کوشش وزحمت توجه کنند کار در صنایع امریکا به معنی تحقیرواهانت بود :انجام وظایف عادی کسل کننده ساده وپیش پاافتاده در محیطی که فرد بران هیچ کنترلی نداشت این محیط ارضای نیازهای احترام وخودیابی را درکار نفی میکرد . درعوض فقط نیازهای فیزیولوژیکی و ایمنی

ارضا میگردید عدم ارضای سایرنیازها منجربه تنش دلهره وناکامی کارگران می شد مایو این احساس درماندگی را انومی یا بی هنجاری نامید شاخص این وضع کارگرانی بودند که خود راقربانیان بی اهمیت سردرگم وبی علاقه محیط خود احساس میکردند.در حالی که بی هنجاری زاییده ی کل جامعه است .مایو دریافت که شواهد بارز ان درسازمان های صنعتی دیده میشود که درانهادستگاه مدیریت به مفروضات منفی معینی درباره ی طبیعت انسان معتقداست بزعم مایو عده بیشماری از مدیران معتقد بودند که جامعه مرکب ازیک دسته یاانبوه افراد بی نظم است که تنها به صیانت نفس ومنافع شخصی توجه دارند انها فرض میکردند که مردم بدوا تحت تسلط نیاز های فیزیولوژیکی وایمنی قراردارندومی خواهند در حدامکان درمقابل کاراندک تامیتوانندپول دربیاورند لذاکاررابرمبنای این فرض اساسی که کارگران کلا یک توده سزاوار تحقیر وخواری اند .سازمان دهی واداره میکردن مایو این فرض را فرضیه توده عوام نامید واعمال مدیریت وظیفه مدارامرانه را که زاییده این فرض بود تاسف انگیز دانست.

چارچوب انگیزش:فرد

محرومیت ها

جستجوی راه های ارضای نیاز

رفتارهای هدف دار

عملکرد

پاداشها و مجازاتها

ارزیابی مجدد محرومیت ها توسط فرد

-5- نهضت روابط انساني

— -3-5- سلسله مراتب نياز هاي مازلو

— مازلو روانشناس و كشيش آمريكايي در كتاب مشهور خود تحت عنوا ن شخصيت و انگيزش نياز هاي انسان را به 5 طبقه تقسيم نمود و معتقد است كه نياز هاي انسان داراي تقدم و تاخر مي باشد و مادامي كه نياز هاي طبقه پايين ارضاء نشده باشد نياز هاي طبقه بالا تحريك نميشود. مازلو معتقد است كه نيازهاي دروني توسط پاداش هاي دروني ارضاء ميشود. مثل احساس رضايتي كه هنگام انجام موفقيت آميز يك كار به فرد دست ميدهد. و همچنين نياز هاي بيروني توسط پاداشهاي بيروني ارضاء مي شود مثل افزايش حقوق ، ارتقاء درجه ، اعطاي مدال و نشان افتخار.

برخي از نظريه پردازان رفتار سازمان فقط نياز هاي احترام و خود يابي را جزء نياز هاي سطح بالا مي دانند و ساير نياز ها را در زمره نياز هاي سطح پايين مي دانند در حاليكه فرد لوتانز در كتاب رفتار سازماني خود معتقد است كه نياز هاي اجتماعي هم داراي جنبه هاي سطح بالا و هم جنبه هاي سطح پايين هستند.

برخي صاحب نظران معتقد هستند مازلو در سال 1968 نياز هاي معرفت يابي و زيبايي شناسي را نيز به عنوان نياز هاي عالي خود يابي يا خود شكوفايي مطرح كرده است.

تئوری ERG آلدرفر و تئوری نیازهای آشکار ماری هر دو عقیده دارند که در یک زمان بیش از یک نیاز موجب ایجاد انگیزه در فرد می شود.

تفاوت عمده تئوری ERG با تئوری مازلو در این است که ERG دارای یک جز ناکامی –برگشت و یک جزء رضایت - پیشرفت است.

مازلو عقیده دارد که فرد آنقدر در طبقه بعدی می ماند تا نیازهایش ارضا شود.با توجه به شباهت های این سه نظریه دارای نقاط ضعف مشترکی نیز هستند. آنها می توانند عواملی که باعث برانگیخته شدن انسانها می شود مشخص نمایند ولی اطلاع چندانی در فرایند انگیزش در اختیار نمی گذار نظریه دوساحتی یا: مک گریگور (X,Y)

در اين تئوري دو دسته مفروضات متضاد درباره طبيعت انسان و نحوه نظارت و سرپرستي او ارائه شده است. از يك سو در بعد منفي ، انسان موجودي توصيف شده است كه طبيعتا علاقه اي به كار نداشته و راحت طلب و كار گريزان است . به همين جهت از قبول مسئوليت نيز حتي المقدور پرهيز مي كند و تنها راه كار خواستن از او اجبار و كنترل مستقيم و ترس از تنبيه است.

در اين بخش از تئوري چون شغل و كار فرد هيچگونه انگيزه اي ايجاد نمي كند بايد با محركه هاي خارجي مثل پاداش و تنبيه فرد را به كار وا دارد.

از سوي ديگر در بعد مثبت ، انسان موجودي قلمداد شده است كه طبيعتا علاقه به كار در ذات و فطرت او به وديعه نهاده شده و از مسئوليت گريزان نيست. در اين توصيف از انسان، فرد در كار مناسب ، خود كنترل و خود انگيز است و در راه رسيدن به اهداف سازمان تلاش مي كند.

او معتقد است كه مدير هر نوع نگرش ي به انسان داشته باشد در سبك مديريت او تاثير گذار است .

او معتقد است كه مدير هر نوع نگرش ي به انسان داشته باشد در سبك مديريت او تاثير گذار است

براي مثال اگر مدير فردي بد بين باشد اراد را از نزديك كنترل مي كند و سبك رهبري او احتمالا به يكي از اشكال زير يا اينكه به شيوه هاي نظير اينها كه به انسان توجهي ندارد خواهد بود.

اقتدار گرا 2- توليد گرا 3- شغل مدار 4- وظيفه گرا

او اضافه مي كند اگر مديري خوشبين باشد افراد را از نزديك كنترل نمي كند بلكه كنترل كلي و عمومي بر آنها خواهد داشت. و سبكم رهبري او به يكي از اشكال زير خواهد بود.

سبك رهبري كه به انسانها توجه خواصي دارد.

1-مردم گرا 2- دموكراتيو 3- رابطه گرا 4- مشاركتي 5- حمايتي

مك گريگور معتقد است كه مدير بد بين احتمالا مفروضات زير را (x ) در ذهن دارد كه انسان موجود تنبلي است كه از كار فرار مي كند و مسئوليت نمي پذيرد خلاقيت ندارد و بايد با تهديد و كنترل نزديك او را مجبور به كار كرد و مدير خوش بين مفروضات زير را در سر دارد .

فهرست مفروضات تئوري x و y درباره طبيعت انسان

تئوري x

تئوري y

براي اغلب مردم كار ذاتا نا مطلوب است

اگرشرايط مطلوب باشد كار مثل بازي طبيعي است

اغلب مردم جاه طلب نيستند و تمايل اندكي به پذيرش مسئوليت دارند و ترجيح مي دهند هدايت شوند

براي رسيدن به هدفهاي سازماني كنترل بله وسيله خويشتن غالبا ضروري است

اغلب مردم قابليت اندكي براي خلاقيت در حل مشكلات سازماني دارند

قابليت خلاقيت در حل مشكلات سازماني به طور نا محدود توزيع شده است

انگيزش فقط در سطوح فيزيولوژيكي ايجاد مي شود

انگيزش در سطوح اجتماعي احترام و خود ياب ي و نيز سطوح فيزيو لوژيكي و تامين اجاد مي گردد

اغلب مردم بايد تحت كنترل و غالبا اجبار قرار گيرند

مردم اگر به طور مقتضي انگيزش داشته با شند مي توانند در كار خود خلاق و خود رهبر باشند

نظريه دو عاملي انگيزش يا نظريه انگيزشي-بهداشتي یا:

تئوري دو عاملي انگيزش:هرز برگ

در اين تئوري يك سري از عوامل در كار به عنوان عوامل انگيزاننده و يك سري ديگر از عوامل تحت عنوان ابقا نگهدارنده يا بهداشت نامگذاري شده است ابقا به عوا ملي گفته شود كه وجودشان در كارضروری است نبودشان ايجاد مشكل مي كند اما باعث برانگيختن افراد به كار نمي شود .

. اين عوامل كه داراي خاصيت نگهدارندگي و ابقا مي باشند، درصورتي كه از شغل فرد حذف شوند ايجاد نارضايتي مي كنند اما وجودشان موجب انگيزش نمي باشد. عواملي مانند حقوق و شرايط فيزيكي محيط كار از اين زمره اند. اما عوامل انگيزاننده عواملي هستندكه باعث ترغيب و انگيزش مي گردند.

توفيق و پيشرفت در كارواحساس رضايت از شغل نمونه هايي از اين دسته از عوامل مي باشند. براساس اين تئوري ، مدير زماني مي تواند در ايجاد انگيزه براي كاركنان موفق باشد كه به دو گروه از اين عوامل توجه كامل داشته باشد.

عوامل بهداشتي : عواملي هستند كه وجودشان تاثيري بر رضايت كاركنان ندارند اما اگر نباشد باعث عدم رضايت مي شوند. شرايط كار، نظارت (سرپرستي)، روابط اجتماعي افراد از آن جمله اند.

عوامل انگيزشي: نبود آنها باعث عدم رضايت است و وجد آنها باعث رضايت كاركنان مي شود همچون كسب موفقيت ، رشد و توسعه.

3-3-5 مدل رشد يافتگي و رشد نيافتگي (گريس آرگريس):

ارگريس با بيان نظريه بلوغ كه ناشي از ساخت هرمي و دموكراتيك بود معتقد است ساختار هرمي موجب نابالغ ماندن و ساختار دموكراتيك موجب بلوغ مي گردد. وي همچنين مي گويد الزاما پيش فرض هاي x موجب اعمال مديريت اقتدارگرا نمي شود. چون تفاوت زيردستان، نظرات مافوق ، ساختار سازمان و محيط مانع اعمال مديريت دستوري مي شود و ممكن است مديرسبك حمايتي را در پيش گيرد، از ديگر نظرات مهم گريس آرگريس نظريه يادگيري سازماني است. منظور از يادگيري سازماني بهبود فعاليتها از طريق درك و دانش بيشتر است.

بنابر اعتقاد آرگريس افراد با رشد خود از ويژگي هاي يك انسان نابالغ بسوي ويژگي هاي انسان بالغ تغيير پيدا مي كنند . ويژگي هاي انسان بالغ تغيير پيدا مي كنند . ويژگي هاي مهم اين دو وضعيت عبارتند از :

ويژگي هاي رشد نيافتگي

غير فعال

وابسته بودن

رفتار به چند طريق

علايق سطحي

داشتن ديد كوتاه مدت

وضعيت زير دست بودن

فاقد حساسيت نسبت به خود

ويژگي هاي رشد يافتگي

فعال

مستقل بودن

رفتار به چندين طريق

علايق عميق

داشتن ديد بلند مدت

وضعيت برابر يا بالا دست

حساس بودن به خود

آرگريس مي گويد وي‍ژگي هاي بالا نشانگر دو نوك هستند افراد در ميان اين نوك در هر جايي مي توانند قرار گيرند .

ساختار هاي سازماني كلاسيك در پيشرفت افراد به سوي ويژگي هاي انسان بالغ يا تاثير بازدارنده دارد

اين نوع ساختارها افراد را وابسته و غير فعال به پذيرش حالت زير دست بودن سکوق مي دهد .

اين ساختار آنان را از ظاهر ساختن استعدادهاي بالقوه محروم كرده و از پيشرفتشان جلوگيري مي كنند .بدان جهت مديران بايد ويژگي هاي تئوري y داگاس مگ كريگور را دارا بوده زير دستان خود را به مسئوليت پذيري بيشتر تشويق نموده و براي رشد و پيشرفت آنها محيط لازم را فراهم آورند در غير اين صورت در سازمان ها خشم ها ممانعت ها و تعارض ها كم نخواهد گشت .

منابع :

تئوری های مدیریت ، دکتر حسین صفر زاده، صالح منصوری

تئوری های مدیریت، دکتر داور ونوس، مهرداد پرچ

رفتار سازمانی گریفین،ترجمه: الوانی و معمارزاده

مدیریت رفتار سازمانی پال هرسی و بلانچارد

مدیریت عمومی الوانی

رفتار سازمانی دکتر علی رضائیان